۞ حضرت علی (ع) :
منافقین به رنگ های گوناگون در می آیند و فتنه های گوناگون به پا می کنند. (نهج البلاغه خطبه 194)

موقعیت شما : صفحه اصلی » یادداشت
  • شناسه : 21247
  • ۲۶ تیر ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۷
  • ارسال توسط :

تیرماه ۱۳۶۷ یادآور یکی از غم انگیزترین حوادث در تاریخ هوانوردی بین المللی است که به لحاظ ماهیت و تعداد قربانیان آن در نوع خود کم نظیر است. سوم جولای ۱۹۸۸ (۱۲ تیر ۱۳۶۷) پرواز شماره ۶۵۵ هواپیمایی ایران ایر به مقصد امارات متحده عربی طعمه موشک های ناو یو.اس.اس وینسنس گردید و جامعه ایران را در بهت و اندوه فرو برد. پروازی تجاری (غیرنظامی) با ۲۹۰ نفر سرنشین و خدمه بیگناه که بخش اعظم آن را زنان و کودکان تشکیل می دادند.در باب چرایی وقوع این حادثه و اینکه آیا این حادثه عمدا و باآگاهی رخ داده یا یک اشتباه وقیحانه رخ داده به تفصیل سخن گفته شده است. تحقیقات بسیاری توسط تیم های تحقیق مستقل و دولتی صورت گرفته و دو دولت ایران و آمریکا خوانش‌های متفاوتی از این رویداد طرح کرده اند. هرچه بود اما عدم عذرخواهی رسمی آمریکا و اظهارات جورج بوش یک ماه بعد از حادثه که اعلام کرد «هرگز بخاطر اقدامات آمریکا عذرخواهی نمی کنم و کاری هم به واقعیتها ندارم…» در کنار تجلیل از خدمه ناو وینسنس پس از این حادثه و اعطای مدال مبارزه به آنان و به ویژه تجلیل خاص از ویلیام راجرز و اعطای نشان لیاقت به وی از سوی جرج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا به خاطر رفتار شایسته و انجام خدمات برجسته به عنوان فرمانده ناو وینسنس در نهایت نفرتی عمیق از اقدامات آمریکا را در افکار عمومی ایرانیان پدید آورد. امری که آثار آن همچنان بر روابط فیمابین دو کشور سایه افکنده است.

گذشته از این موضوعات یکی از ابعاد مهم این ماجرا که تاکنون مبهم بوده و اخیرا مطرح گردیده است اقدامات FBI  بلافاصله پس از این حادثه و اسناد اخیرا انتشار یافته این نهاد است که بیش از هرچیزی بطور ضمنی ماهیت ضدملی و غیرانسانی فرقه تروریستی رجوی را افشا می سازد. بنابه اظهارت پل گاتینگر نویسنده آمریکایی (در مقاله ای تحت عنوان جاسوسی FBI از ایرانیان پس از سقوط پرواز ۶۵۵ در نشریه لوبه لاگ) بخش اسناد مرتبط با مجاهدین خلق بسیار جالب هستند، چراکه این گروه هنوز هم بسیار فعال هستند و جان بولتون مشاور امنیت ملی ترامپ سخنرانیهای خاصی را در اجتماعات مجاهدین خلق، با وعده سرنگونی حکومت ایران صورت می دهد.

طبق این اسناد سابقا محرمانه که اکنون بخش های زیادی از آن به موجب قانون آزادی اطلاعات در معرض انتشار قرار گرفته در روزهای پس از سقوط پرواز ۶۵۵ ایران ایر، FBI در چارچوب تلاش هایی تحت عنوان «کمپین زمستان» winter campaign  مبادرت به جاسوسی و نظارت شدید بر افراد و گروه های ایرانی مستقر در خاک آمریکا می کند.

این اسناد نشان می دهد که FBI از ۴ جولای ۱۹۸۸ یعنی درست یک روز پس از سقوط هواپیمای ایران ایر در چارچوب کمپین زمستان اقدام به جمع آوری اطلاعات و به تعبیر دقیقتر جاسوسی از افراد و گروههای ایرانی حامی مثل کسانی که در تظاهرات های حمایتگرانه از دولت ایران شرکت کرده یا به گروههای سیاسی یا مذهبی تعلق دارند، نموده است. دلیل این اقدام جلوگیری از هرگونه اقدام تلافی جویانه یا انتقامی از سوی ایرانیان در مقابل حادثه هواپیمای ایران ایر ذکر شده است. بر این اساس اختیارات گسترده ای به واحدهای مختلف در نظارت و تجسس اتباع ایرانی داده شده و مجوز اقداماتی همچون کنترل فیزیکی و تفتیش موضعی یا رندوم افراد صادر گردیده بود. همچنین در اسناد انتشار یافته بطور خاص به شهرهای مهم آمریکا (همچون بوستون، لس آنجلس، نیویورک و واشنگتن)  که مشمول این سیستم مراقبت و تجسس هستند اشاره گردیده است. در گزارش مذکور به طور خاص به شهر سن دیگو که ناو وینسنس در آن مستقر بوده اشاره گردیده و تدابیر ویژه ای برای کنترل اقدامات و رفت و آمد اتباع ایرانی به این شهر درنظرگرفته شده بود که به وضوح به آن اشاره شده است.

اما در کنار مانیتورینگ گروههای ایرانی طرفدار حکومت، FBI علاقمند به جمع آوری نظرات گروههای اپوزیسیون ایرانی مستقر در آمریکا در ارتباط با حادثه پرواز ۶۵۵ به ویژه سازمان مجاهدین خلق و سلطنت طلبان بود. اسناد FBI به وضوح منعکس کننده نظرات خائنانه و ضدبشری فرقه رجوی شاخه سن دیگوی آمریکاست. چنانکه آمده است که «شاخه سن دیگوی سازمان مجاهدین خلق نه تنها ایالات متحده را در این حادثه محکوم نمی کند بلکه در عوض این رویداد را سزاوار تحسین می داند! چراکه به ایران صدمه رسانده و باعث تقابل بیشتر بین ایران و آمریکا می گردد. به هرحال در هرصورت این اقدام به سود سازمان مجاهدین خلق است.»

جالب آنجاست که تربیت یافتگان مکتب رجوی در تحلیلی شاد از این حادثه تاسف‌بار با اعتقاد به تئوری توطئه، ساقط نمودن هواپیمای ایران ایر را یک اقدام تبلیغاتی از سوی حکومت ایران دانسته اند. چنانکه در بخشی از اسناد  FBI عینا گفته شده که «شاخه سن دیگوی مجاهدین خلق براین اعتقاد است که اجساد کشف شده از محل حادثه یا قبل از ماموریت انتحاری از طریق جت در محل قرار داده شده یا عامدانه و با طراحی قبلی در محل حادثه انداخته شده اند!!».

به نوشته بنیاد هابیلیان، اسناد  FBI نشان می دهد که منافقین معتقد بوده که واحدهای جستجو و نجات ایران کاملا مجهز بوده و در وضعیتی قرار داشتنند که بتوانند پیش از هر گروه دیگری برای کنترل صحنه و به حداکثر رساندن ارزش تبلیغاتی وارد صحنه شوند! لذا این اقدام در واقع پروپاگاندای حکومت ایران و یک شوی تبلیغاتی بوده است!.

در مجموع خوانش اسناد اخیرا منتشر شده FBI که روزگاری به دلیل ویژگی محرمانه آن از دسترس عموم خارج بوده بیش از هرچیزی ماهیت قدرت طلبانه، ضدملی و ضدانسانی تشکیلات رجوی را به ما یادآور می شود. گروهی که با شعار حمایت از مردم و حرکت در راستای مصالح مردمی در جوامع غربی بدنبال کسب حمایت و امتیازهای خاص است. از یک منظر شاید بتوان این گروه را ویژه و سرآمد دانست؛ گروهی که بیشترین ادعاها را در حمایت از حقوق مردم ایران دارد اما جای جای تاریخ آن آکنده از خیانت، وطن فروشی، اقدامات ضدانسانی و ضدبشری است.

چگونه می توان ادعای مبارزه برای آزادی و رفاه مردم را داشت و درعین حال بر کشتار ۲۹۰ انسان بیگناه –شامل ۶۶ کودک- رقص و پایکوبی کرد. دشمنی با حاکمیت را شاید بتوان توجیه کرد اما این هلهله و شادی بر اجساد غیرنظامیان -بهر مسلک و آیینی-  با هیچ بهانه ای توجیه پذیر نیست. قدرت طلبی و بی توجهی به شان انسانی چنان در رویه و در اذهان رهبران این گروه ریشه دوانده که اقدامی در مقیاس کشتار ۲۹۰ انسان بیگناه و هم نوع به عنوان عملی تحسین برانگیز ستوده می شود که شاید با تضعیف قدرت حاکمیت، مجالی برای عرض اندام کرکس صفتان فراهم سازد.

دکتر نواب محمدی

انتهای پیام

 

 

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.