۞ قران کریم :
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا / منافقین در فروترین طبقات آتش هستند و هرگز برایشان یاوری نمی یابی. (نسا/145)

موقعیت شما : صفحه اصلی » یادداشت
  • شناسه : 20663
  • ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۰
  • ارسال توسط :

در دنیای واقعیت ها هر جریان و یا تشکل سیاسی و یا عقیدتی اگر بخواهد با هوادارانش برخوردی صادقانه داشته باشد و ریگی درکفشش نباشد ماهیت خود را همانطور که هست بروز داده وعلنی می کند.

برای مثال جریانی که تمایلات و خط مشی چپ و یا راست گرایانه دارد، درعالم واقع و در موضع گیری هایش همان را تبلیغ می کند ولی فرقه رجوی که بزرگ ترین چالشش صداقت و یکرنگی است درعصر ما از این بدیهی ترین اصول وقاعده مستثنی است. درصحنه بیرون و انظار خارج از مناسبات خود را دمکراتیک، ترقی خواه معرفی کرده و ژست مدرن گرایی می گیرد ولی آنچه درمناسباتش بروز پیدا می کند اوج ارتجاع، واپسگرایی و ابتذال است.به طوری که گاها انسان خود را در قالب انسان های اولیه تجربه می کند. برای روشن شدن اذهان و اینکه سخنی به گزاف نگفته باشیم به چند مورد آن اشاره ای گذرا ومختصر می کنم تا افکارعمومی که بهترین قضاوت کننده است بداند که درمناسبات فرقه ای که یکی از رهبرانش مریم قجرعضدانلو از منشور حقوق بشر دم می زند و برنامه های چندین ماده ای درستایش آزادی، پیشرفت وترقی خواهی و حمایت از نظم نوین ارائه می دهد تا کجا مناسبات وظرف تشکیلاتش را عقب مانده واعضایش را سالیان درقالب فناتیک وبیگانه با واقعیت های دنیای مدرن امروزی به اسارت گرفته است.
در خاک عراق و بر سرسفره و بساط خیانت پیشگی که صدام برایشان گسترده بود گروه نظامی کوچکی به نام ارتش آزادیبخش که تمامی ابزار لجستیکی و نظامی و مواد غذایی اش توسط صدام تامین می گردید ومستشاران ارتش صدام هم نقش طراح عملیات نظامی آن را برعهده داشتند و بدون کسب اجازه از صدام و نیروهای امنیتی قادر به خوردن یک لیوان آب هم نبودند را تشکیل دادند.

درهمان دوران فعالیت شناسایی خود را درنوار مرزی به منظور کسب اطلاعات از تحرکات و آرایش نظامی ارتش ایران شروع کردند.

بخشی از کاراطلاعاتی آنها بوسیله دستگاه های شنود و بی سیمی صورت می گرفت ولی عمده فعالیت آنها به منظور کسب اطلاعات با رخنه شبانه به خاک ایران و دستگیری اهالی روستاهای نوار مرزی و چوپانان محلی تامین می شد.

گاهی وقت ها به صورت مخفیانه این دستگاه ها را که درانبار مخابرات نگهداری می شد را به ما نشان می دادند! بی سیم های کوچک ومشکی رنگ که درکف دست جا می گرفت. مدتها این دستگاها مشغله اصلی ذهنم شده بود چون برایم خیلی عجیب می آمد. سال ۸۵ که به ایران آمدم در یکی از همان روزهای اول که به اتفاق دوستان بازگشتی در خیابان های تهران قدم می زدیم در کمال شگفتی و در منتهای ناباوری به چشم خود می دیدیم که دردست هرشهروند تهرانی از پیر وجوان، زن و مرد، کوچک وبزرگ یکی از این بی سیم ها هست. با آهستگی خطاب به دوستانم که آنها هم از تعجب داشتند شاخ درمی آوردند گفتم یعنی جمهوری اسلامی این همه نیروی اطلاعاتی دارد اینجا که از هر۱۰نفر، نه نفر اطلاعاتی هستند؟ بعدها و با گذشت زمان فهمیدیم که اولا اینها بی سیم نیستند و موبایل هستند و دوما نه وسیله جاسوسی بلکه یک امکان پیشرفته ارتباطی است و سوما نه به نیروهای اطلاعاتی بلکه در دسترس تمامی مردم ایران است.

در آن لحظه دلم اول برای شهروندان مرزی و چوپانان محلی سوخت که به جرم داشتن موبایل به عنوان نیروی اطلاعات دستگیر و برای تخلیه اطلاعاتی تحویل نیروهای دژخیم وشکنجه گران ضداطلاعات ارتش صدام می شدند تا وحشیانه تحت شکنجه قرار گیرند وبعد به حال خودم و دیگردوستانم دلم سوخت که به دلیل قطع از دنیای آزاد و واقعیت های آن درغار رجوی درچنان بی خبری از تحولات و پیشرفت های علمی و دستاوردهای دنیای معاصر قرار گرفتیم که هنوز موبایل را به چشم ندیده بودیم.

تناقض شکل و محتوای فرقه رجوی

درتشکیلات فرقه رجوی درپادگان اشرف اطلاع رسانی وتغذیه اخبار و تحلیل های سیاسی از طریق کاست هایی که گزارشات خبری از قبل روی آن ضبط شده بود دراختیار اعضا قرار می گرفت. ویدئو و سیستم پخش کننده در یک اتاق که به آن اتاق فرهنگی گفته می شد قرار داشت و یک نفر تحت عنوان فرهنگی در سه نوبت صبح (صبخانه)، ظهر(نهار) وشب(شام) به مدت نیم ساعت مسئولیت داشت که اخبار روز که البته از قبل توسط مسئولین مربوطه دست چین وسانسور شده بود را پخش کند. مسئول فرهنگی به دلیل اینکه بعد از اتمام برنامه خبر و اتمام مدت زمان کاست برنامه زنده تلویزیون عراق درسالن پخش می شد مجبور بود جهت کنترل، نهار را در همان اتاق فرهنگی صرف نماید.

دریکی از روزها که مسئول فرهنگی برای انجام کاری به بیرون از سالن رفته بود نوار کاست قطع وبرنامه زنده تلویزیون عراق در سالن پخش شد. رقص عربی زنان با بدن های نیمه برهنه غوغایی عجیبی به راه انداخته بود. همه هاج و واج به یکدیگر نگاه می کردند! مسئولین فرقه دو دستی بر سرمی زدند که فرهنگی کجاست که انقلاب خواهر مریم بر باد رفت. زنان مویه می کردند که وا مصیبتا انقلاب خواهر مریم سوراخ شد. تعدادی از اعضا را به دنبال فرهنگی فرستادند تا بیاید تلویزیون را خاموش کند عجیب هیچکدام از نفرات و به خصوص فرماندهانی که ادعا داشتند می خواهند عملیات سرنگونی را فرماندهی کنند به ذهنشان نزد که می توان دگمه تلویزیون را از همان داخل سالن خاموش کرد و نفرات به دنبال مسئول فرهنگی درسطح مقر فرستادند.

تحت تاثیرهمین عملکرد وقتی به ایران برگشتیم تا مدتها نمی توانستیم با ریموت تلویزیون را روشن وخاموش کنیم وهمچنان منتظر فرهنگی بودیم. خویشاوندان وآشنایان از این میزان دست وپا چلفتی ما تعجب می کردند و سئوال اساسی آنها این بود که با این طرز تفکر واین میزان عقب ماندگی درعصر تکنولوژی می خواستید دولت ایران را سرنگون ومردم ایران را آزاد کنید؟ ایا اول بهتر نبود خودتان را از ذهنیت عقب مانده و طرز تفکر ارتجاعی ازاد می کردید؟ عملکرد هر عضوفرقه و نگرش او به دنیای خارج از تفکر، دگم وبسته فرقه ای نماد عینی و واقعی تناقض وحشتناک شکل و محتوای فرقه رجوی است. این عملکرد در تمامی باورهای مذهبی، تاریخی و سنتی خود رانشان می دهد.

نوشته علی اکرامی

انتهای پیام / انجمن نجات مرکز خوزستان

 

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.