تاریخ : یکشنبه, ۵ تیر , ۱۴۰۱ Sunday, 26 June , 2022

حاصل ۳۰ سال فرقه گرایی رجوی در عراق -۱

  • کد خبر : 7110
  • 03 دسامبر 2016 - 6:10

حاصل ۳۰ سال فرقه گرایی رجوی در عراق

قسمت اولferghehgaraei-rajavi-faragh

سرانجام ، سازمان  تروریستی و  فرقه ای رجوی پس از ۳۰  سال کشور عراق را ترک کرد و بازماندگان و قربانیانش  به کشور آلبانی رانده شدند.

در حالیکه تاریخی پر از خیانت و ناکامی برای اعضای خود به جای گذاشتند در چند شماره آینده نگاهی گذرا به مهمترین وقایع سراسر خیانت  فرقه رجوی  در خصوص اعضا  وخانواده های قربانیان داریم تا شاید هر چند تجربه ای تلخ  برای جوانان و  آیندگان باشد

 در سال ۶۵ تا ۶۷ رجوی با رفتن به عراق  زیر چتر حمایت صدام حسین، رئیس‌جمهور وقت عراق قرار گرفت و در حالی که آن کشور با ایران در حال جنگ بود، با انتقال گسترده هواداران و طرفدارانش به عراق  اقدام به تشکیل ارگانی نظامی به نام «ارتش آزادی‌بخش» کرد و در کنار ارتش عراق   بر علیه  ایران جنگ های متعددی راه انداخت.  رجوی  توانست حدود دو تا سه هزار تن از نیروهای هوادار قدیمی از داخل و  خارج کشور را  فریب داده  وبه عراق بشکاند و با کمک های مهم لجستیکی، نظامی  و مالی دولت صدام باصطلاح یک  ارتش حدود ۵ هزار نفری راه اندازی کرد. حاصل آن جنگ ها سه عملیات  برادر کشی با نام فروغ (مرصاد) و چلچراغ و آفتاب و جنگ های کوچکتر مرزی برای کشتن و اسیر گرفتن هموطنان سرباز بود.

 سرانجام این جنگ ها به در هم شکستن کامل  ارتش فرقه ای رجوی انجامید  جنگ هایی با کشتن و زخمی کردن بیش از ۴۰۰۰ نفر در عملیات مرصاد، ۱۲۳ نفر( ۳۲ کشته و ۹۳ زخمی(در  عملیات آفتاب و  ۱۶۷ نفر در چلچراغ(۶۷کشته و حدود ۱۰۰ زخمی)

 اسامی کشته های عملیات چلچراغ به شرح  زیر است:
ولی رستمی، محمد انشائی، علی پیروزخواه، فرید خیامی‏نژاد
سیمین داداش‏زاده، علیرضا اَژدرکش، جعفر تقوی‏قره‏آغاجی، سیدمحمدحسن برهانی، حمیدرضا ترک‏پور،غلامرضا زنگوئی، علی غلامی، شکری کاوندی، عادل کشمشی، رضا ملاعلی، حجت‏الله پرتوی‏ نوروزمحله، محمد دوستی، نادر دهستانی ‏کلاگر، مسعود رجائی ‏جعفرآباد، عباس طاهریون، یدالله طرمزدیان‏ قاسمی، ژاله فلاح، فرحناز میرفندرسکی، عبدالله نوروزی، اکبر فتوت، مصطفی همتی، غلامرضا صالحی، محمد صیادی، مرتضی گنجه‏ای، فرزاد آقازاده ‏نیری، محمدمهدی احمدی‏فر، علی‏اصغر بهزادی، مجتبی زمانی، قاسم سرایدار، محمدرضا صالحیار، محمدحسن گلستانه‏زاده، سیاوش سلطان‏نیا، احمدعلی عباس‏ورده، هوشنگ فضلی، سید ابراهیم میراحمدی، علیرضا رستگار، محمدزاده، علی‏اکبر مشهدی ‏حیدری، جلال‏الدین موسوی‏تیرآبادی، محمود یساول، عبدالله ابراهیم‏زاده، سیدمحمد باقرزاده ‏ثانی، ایرج رجبعلی‌زاده
خسرو نیک‏طالعان، اکرم زارع‏کهن، خسرو کاوه‏نژاد فرشید احمدنژادنوذر علائی، نادرواحدی‏مقدم، متین بزرگ‌زاده، محرم حسین‏نژاد محمود عبادی‏ تمرین، بتول عبدی، مجتبی غفاری، جلیله فروتن ‏مقدم، محمدرضا یوسف‏پورنوید، زری بابائی، زهرا همتی، فریبال بازیار آذر نورعلی، مسعود سماکار، صابر جاهدشیران، محمدحسین معین‏الذاکرین، سعید عمادزاده

 


در سال ۱۳۶۸تا ۱۳۷۰ و بعد از شکست درعملیات مرصاد رجوی طرح خائنانه ای برای جلو گیری از ریزش اعضا و بدست گرفتن تمام قدرت در سازمان  به مرحله اجرا گذاشت. 

ونام این طرح را انقلاب ایدئولوژیک گذاشت که شامل ۱۱ بند  فرقه گرایانه بود در این برهه از تشکیلات رجوی تمام تلاش خود را برای فرقه ای شدن کامل تشکیلات و کنترل روح و فیزیک اعضا نمود

  او هم چنین بدنبال این   طرح  خائنانه اش  ۸۲۰ کودک را از مادران و پدرانشان جدا کرده و به خارج کشورفرستاد .  و حدود ۲۰۰۰  خانواده از هم پاشیده شد


بندهای  انقلاب ساختگی و فرقه ای به شرح زیر بود.

–   بندالف – طلاق

–  مسعود رجوی در اولین بند انقلاب ساختگی اش حکم به طلاق تمام خانواده های موجود در تشکیلات داد و باعث جدایی  و از هم پاشیدن بیش از ۲۰۰۰ خانواده شد. او فرمان داد پس از آن خانواده ای  در سازمانش نباید وجود داشته باشد و اعضای مجرد هم  تا آخر عمر بایستی در تجرد باقی بمانند و طی سلسه جلساتی   آموزش می داد که اعضا سازمان فقط باید او را بپرستند و در قلب و بین المرء شان فقط به او فکر کنند. او می گفت بعنوان رهبری مطلق اجازه هرکاری را دارد  وبرجان ومال و ناموس همه حاکم است . در طی بخش هایی از آموزش های  فرقه ای منتشره وی چنین قید شده : هر فرد باید امضا بدهد که خون او متعلق به مسعود رجوی (به عنوان رهبر عقیدتی اش) است. یعنی جانش  دراختیار رهبر است و به  مریم قجر امضای نفس بدهد. به این معنا که او صاحب نفس مجاهدین است. و تفسیر می کرد نفس به معنای لحظه به لحظۀ زندگی. پس زندگی هر مجاهدمتعلق به مریم و مسعود رجوی است و برای تداوم آن دستور داد مدام تناقضاتخود را نوشته و لحظه به لحظه افکار خود را گزارش کنند و تفتیش عقاید شکل گرفت
 


– بند دوم انقلاب فرقه ” بند ب ” 

پس از بند  اول  که همه مردان و زنان موظف به طلاق از همسران خود شده و افراد مجرد  هم پذیرفته بودند که ازدواج نکنند. محور دیگری به نام  “بند ب”  یا محرمیت ایدئولوژیک با رهبری عقیدتی  ابداع کرد.

دربند دوم  یا ب به همۀ مردان  و زنان تشکیلات ابلاغ شد که  همه مردان بایستی زنان را  در حریم رهبر  ببینند و   زنان خود را در حریم رهبری ببینند و به این به این ترتیب تمام زنان و مردان سازمان حق فکر کردن به زن و یا مرد دیگری را ندارند و الا به رهبر شان خیانت کرده اند.

پس از این بند بود که به مردان و زنان سازمان امر شده بود که  حتی ذهن خود را بر روی زنان و شوهرانشان مطلقا ببندند و لحظه ای به آنها هم فکر نکنند. زنان و مردان بایستی بدانند که تمام زن ها در منطقه محرمه رهبری قرار دارند هر مردی از این اندیشه تخطئی کند یعنی به حریم رهبری وارد شده و هر زنی هم که خود را از این حریم خارج کند یعنی به رهبری خیانت کرده است.

 


بند سوم “بند ج”

به همین دلیل در بند سوم  رجوی ابعاد گسترده تری به افکار شیطانی اش داد و به تمام مردان  گفت   نبایستی هیچ زنی  حتی زنان خارج سازمان را در ذهن خود داشته باشید و بایستی تمامی زنان را در  منطقه محرمه  رهبری ببینید. این  فریب ها  بعدا برای زنان هم تشریح شد: مریم قجر به زنان ابلاغ کرد زن مجاهد نباید جز به رهبری به کسی دیگر فکر کند. و به این ترتیب به کل مجاهدین اعلام شد که از این پس تا آخر عمرشان از زن یا شوهر خبری نیست و حتی در افکارشان  هم نبایستی به مرد یا زنی فکر کنند. و تنها به مبارزه و کار فکر کنند و عاطفه و علاقه ای  به هم نداشته باشند و کسی نباید اندیشه و فکری  خصوصی برای خودش داشته باشد.


سایت ندای حقیقت

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=7110