هدف اصلی دشمنان ملت ایران از حمایت و پشتیبانی از جریانهای خرابکار و گروههای تروریستی، چیزی جز برهمزدن امنیت عمومی و القای احساس ناامنی در زندگی روزمره مردم نیست.

به گزارش فراق، تجربههای تاریخی و واقعیتهای عینی نشان میدهد که ناامنسازی جامعه، مؤثرترین و کمهزینهترین ابزار برای متوقفکردن مسیر پیشرفت یک کشور است.
امنیت، بنیادیترین نیاز هر جامعه و زیربنای تداوم زندگی عادی، ثبات اجتماعی و حرکت رو به جلوی کشورهاست. بدون امنیت، هیچ جامعهای قادر به برنامهریزی بلندمدت، توسعه پایدار یا ترسیم آیندهای روشن برای شهروندان خود نخواهد بود. امنیت صرفاً به معنای نبود جنگ یا خشونت آشکار نیست، بلکه مفهومی چندلایه است که ایمنی جانی و مالی، آرامش روانی، ثبات اجتماعی و اعتماد عمومی را در بر میگیرد. این مجموعه، بستر مشترکی است که تمامی فعالیتهای اقتصادی، علمی، فرهنگی و اجتماعی بر آن استوار میشود.
بررسی تجربه کشورها نشان میدهد هرگاه امنیت دچار اختلال شده، نخستین پیامدها در معیشت مردم، نظام آموزشی، تولید علم و انسجام اجتماعی نمایان شده است. در مقابل، جوامعی که توانستهاند امنیتی پایدار ایجاد کنند، با سرعت و اطمینان بیشتری مسیر توسعه را پیمودهاند. افزایش سرمایهگذاری، شکوفایی نوآوری و تقویت اعتماد عمومی، همگی ثمرات مستقیم ثبات امنیتی هستند. از همین رو، امنیت و پیشرفت نه دو مسیر جداگانه، بلکه دو جزء تفکیکناپذیر از یک فرآیند واحد به شمار میروند. فتنهها و اغتشاشات سالهای اخیر که با هدایت مستقیم سرویسهای بیگانه و نقشآفرینی مزدوران داخلی شکل گرفت، بار دیگر این واقعیت را آشکار ساخت.
امنیت؛ سنگبنای آشکار و پنهان توسعه
امنیت در سادهترین سطح، تضمینکننده جان و مال مردم است. جامعهای که شهروندان آن نسبت به ایمنی خود در فضای عمومی و خصوصی احساس اطمینان نداشته باشند، بهطور طبیعی انگیزهای برای کار، تولید و سرمایهگذاری نخواهد داشت. هیچ فعال اقتصادی در محیط ناامن سرمایهگذاری نمیکند و هیچ خانوادهای در فضای آمیخته با ترس، چشمانداز روشنی برای آینده ترسیم نخواهد کرد.
اما امنیت، لایهای عمیقتر نیز دارد: امنیت روانی و اجتماعی. جامعهای که در معرض اضطراب دائمی، شایعه، آشوب و نااطمینانی قرار دارد، توان خلاقیت، نوآوری و تصمیمگیری عقلانی را از دست میدهد. اندیشههای نو، پژوهشهای عمیق و برنامهریزیهای بلندمدت تنها در فضای آرام و باثبات شکل میگیرند، نه در محیطی ملتهب و بحرانزده. در کنار اینها، امنیت نهادی نیز اهمیت دارد؛ اعتماد مردم به نهادهای رسمی و کارآمدی ساختارهای حکمرانی، نقش مستقیمی در تداوم ثبات و پیشرفت ایفا میکند.
مجموع این لایهها، بستر سختافزاری و نرمافزاری توسعه را شکل میدهد. در چنین بستری است که معلم با آرامش تدریس میکند، کارگر با اطمینان به کارگاه میرود و پژوهشگر بدون دغدغه به تحقیق میپردازد. هرگونه آسیب به این بستر، پیش از هر چیز تولید علم و ثروت را هدف قرار میدهد.
پیشرفت؛ ثمره مستقیم امنیت پایدار
امنیت پایدار، امکان برنامهریزی بلندمدت را در عرصههای مختلف فراهم میسازد. در حوزه اقتصاد، ثبات امنیتی به دولت و بخش خصوصی اجازه میدهد پروژههای بزرگ صنعتی، کشاورزی و زیربنایی را با اطمینان دنبال کنند. در چنین شرایطی، زنجیره تولید، حملونقل و تجارت بهصورت منظم عمل میکند و منابع ملی بهجای مدیریت بحرانهای امنیتی، صرف سازندگی و رفاه عمومی میشود.
در حوزه علم و فناوری، امنیت شرط لازم برای تحقیقات عمیق و پرهزینه است. پیشرفت در علوم پایه و فناوریهای پیشرفته، نیازمند سالها تمرکز و ثبات است؛ امری که تنها در محیطی امن و قابل اعتماد محقق میشود. در بعد اجتماعی و فرهنگی نیز امنیت، زمینهساز تقویت هویت ملی، استحکام نهاد خانواده، رشد سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی قانونمند است. بدین ترتیب، تمامی دستاوردهای پیشرفت در عرصههای مختلف، ریشه در بستری مطمئن به نام امنیت دارند.
امنیت فیزیکی؛ خط قرمزی که دشمن نشانه گرفته است
هنگام سخن گفتن از امنیت، نخستین و ملموسترین لایه آن، امنیت فیزیکی است؛ همان ایمنی جانی و مالی که پایه تمامی سطوح دیگر امنیت محسوب میشود. اگر پدر خانواده نتواند با آرامش فرزند خود را به مدرسه بفرستد یا کاسب از بازکردن مغازهاش بیم داشته باشد، اساس زندگی عادی فرو میریزد. این دقیقاً همان نقطهای است که دشمنان ایران آن را هدف قرار دادهاند.
حمایت از گروههای تروریستی و خرابکار، تحریک آشوبهای خیابانی و ترویج خشونت، همگی با هدف سلب این احساس بنیادین ایمنی طراحی میشود. در چنین فضایی، هیچ معلمی با آرامش تدریس نمیکند، هیچ کارگری با اطمینان به محل کار نمیرود و هیچ سرمایهگذاری ریسک فعالیت جدید را نمیپذیرد. تأکیدهای اخیر رهبر معظم انقلاب نیز ناظر بر همین واقعیت است که نبود امنیت، به تعطیلی مدرسه، بازار و پژوهش منجر میشود. از این رو، مقابله نیروهای مسلح و دستگاههای امنیتی با تهدیدات تروریستی، در حقیقت دفاع از ابتداییترین امکان زندگی و پیشرفت جامعه است.
منافقین؛ ابزاری در دست سرویسهای اطلاعاتی بیگانه
در این میان، نقش خائنانه گروهک تروریستی منافقین قابل چشمپوشی نیست. این گروهک، که کارنامهای مملو از ترور، خیانت و همکاری آشکار با دشمنان ملت ایران دارد، سالهاست بهعنوان ابزاری در دست سرویسهای اطلاعاتی بیگانه برای ضربهزدن به امنیت ملی عمل میکند. از ترور هزاران شهروند بیگناه و مسئولان کشور گرفته تا همکاری علنی با رژیم صدام در دوران جنگ تحمیلی، منافقین همواره در جبهه مقابل منافع ملت ایران ایستادهاند.
منافقین نه یک جریان سیاسی، بلکه یک ابزار مصرفی برای دشمنان ایران هستند؛ ابزاری که هرگاه پروژه بیثباتسازی ایران فعال میشود، به میدان آورده میشود. هدف آنان فقط اجرای مأموریت ناامنسازی و فرسایش اراده ملی است.
تهدید مشترک امنیت و پیشرفت
دشمنان ایران بهخوبی میدانند که برای متوقفکردن یک ملت، باید امنیت آن را هدف قرار داد. از همین رو، مجموعهای از ابزارها را بهصورت همزمان به کار میگیرند: تهدید نظامی، تحریم اقتصادی، جنگ رسانهای، عملیات روانی، تهاجم فرهنگی و حمایت از گروههای تروریستی و آشوبطلب. پیام مشترک همه این اقدامات روشن است: جلوگیری از پیشرفت ملت ایران.
در این چارچوب، حفظ امنیت تنها یک مأموریت دفاعی نیست، بلکه صیانت از پروژه بزرگ پیشرفت ملی است. وقتی نیروهای مسلح و دستگاههای امنیتی از مرزها و شهرها حفاظت میکنند، در واقع از امکان تحصیل کودک، اشتغال جوان و تحقیق دانشمند دفاع میکنند. این مسئولیت، حقی بزرگ بر گردن همه مردم ایجاد کرده است.
جمعبندی
امنیت و پیشرفت، دو مفهوم جداگانه نیستند، بلکه بهطور ذاتی به یکدیگر وابستهاند. پیشرفت بدون امنیت، توهمی ناپایدار است و امنیت بدون پیشرفت، در بلندمدت دوام نخواهد داشت. دشمنان ملت ایران با درک این پیوند راهبردی، همزمان امنیت و امید به آینده را هدف قرار دادهاند و در این مسیر از ابزارهایی چون تحریم، جنگ روانی و گروهکهای تروریستی نظیر منافقین بهره میبرند.
مسیر پیشرفت پایدار ایران، از تقویت همزمان امنیت و توسعه میگذرد. امنیت باید بستر حرکت باشد و پیشرفت، تضمینکننده پایداری آن. اگر این چرخه بهدرستی حفظ شود، هیچ فشار خارجی و هیچ ابزار مزدورانهای نخواهد توانست حرکت ملت ایران به سوی تعالی و پیشرفت را متوقف کند.
انتهای پیام

































