یک عضو جدا شده از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین با اشاره به اتفاقات اخیر، گفت: این وقایع برای من یادآور همان آشوبها و فتنههای ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بود، سیاستی که بر اساس آن، سازمان تلاش داشت به اربابان خارجی خود، از جمله آمریکا و اسرائیل، نشان دهد که دارای نیروی عملیاتی است.

به گزارش فراق، پنجاهوسومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان بهعنوان یک شخصیت حقوقی، روز سهشنبه (۱۴ بهمن ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجتالاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با حضور وزیری نماینده دادستان، خانواده شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع قضایی امام خمینی (ره) بهصورت علنی در حال برگزاری است.
حجتالاسلام والمسلمین دهقانی، قاضی دادگاه در ابتدای جلسه، اظهار کرد: دادگاه حاضر در راستای رسیدگی به کیفرخواست واصله از دادسرای عمومی و انقلاب تهران برای رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از متهمان، اعضای کادر مرکزی و شخصیت حقوقی سازمان منافقین در شعبه ۱۱ دادگاه کیفری یک تهران برگزار میشود.
در ادامه وکیل شکات در جایگاه حاضر شد.
وکیل شکات در تبیین ماهیت جنایتکارانه گروهک تروریستی منافقین و در راستای شکایت موکلین، تأکید کرد: این سازمان با کارنامهای مشتمل بر شهادت بیش از هفده هزار تن از شهروندان ایرانی، همواره دست به کشتار مردم بیگناه، از جمله جوانان و کودکان زده و حتی به این اقدامات افتخار کرده است.
وی با اشاره به یکی از مصادیق روشن این جنایات و عملیات فروغ جاویدان، گفت: در آن عملیات مسعود رجوی پس از پذیرش قطعنامه و برقراری آتشبس، با جلب حمایت صدام حسین، برای بقای سازمان مجدداً به اقدام نظامی و کشتار مردم ایران متوسل شد؛ چرا که حیات این تشکیلات بر پایه عملیاتهای تروریستی و ایجاد رعب و خشونت استوار بوده است. در این عملیات، کشتار جمعی، قتلهای فجیع، تخریب شهرها و روستاها، آوارهسازی غیرنظامیان، آتشزدن بیمارستانها، منازل و نابودی اموال غیرنظامیان رخ داد که تنها بخشی از جنایات آنها است.
وکیل شکات در خصوص مسئولیت کیفری عوامل دخیل متهمان گفت: به طور کلی در چند دسته قابل تقسیم هستند؛ افرادی که مباشرت و فرماندهی عالی عملیاتهای تروریستی را بر عهده داشتهاند، فرماندهان میانی و مسئولان محورها، اعضای مسلح و کادرهای عملیاتی گردانها و گروهانها و همچنین اشخاصی که هرچند در صحنه عملیات حضور مستقیم نداشتهاند، اما با پشتیبانی، برنامهریزی، تصمیمسازی و تسهیل اقدامات مجرمانه در تحقق این جنایات نقش مؤثر ایفا کردهاند؛ بنابراین در این پرونده با یک اجتماع ساده مجرمان برای ارتکاب چند جرم محدود مواجه نیستیم، بلکه با یک سازمان تروریستی منسجم، ساختارمند و سازمانیافته روبهرو هستیم.
حجت الاسلام والمسلمین مسعود مداح، وکیل شکات گفت: در چارت تشکیلاتی سازمان منافقین که در نشریه مجاهد شماره ۲۵۲ صفحه ۴۵ تا ۶۲ شرح داده شده است، مسعود رجوی متهم ردیف ۲ پرونده به عنوان رهبری معرفی میشود و مریم رجوی متهم ردیف سوم پرونده هم ردیف با مسئول اول سازمان معرفی میشود. به عنوان مثال علی زرکش فرمانده نظامی و سیاسی معرفی میشود.
وی افزود: یک لیست تقریباً ۱۹ نفره از اعضای سازمان را نام میبرند که اینها اعضای دفتر سیاسی سازمان هستند و علی القاعده کارشان این بوده که کارهای سیاسی را انجام دهند، اما چرا گفته میشود آنها یک گروهک تروریستی هستند؟ زیرا همان فردی که در بحث سیاسی هم فعالیت دارد و یا کسیکه در بحث تامین مالی مشغول بوده، بنا به گواهی که شهود حاضر در این جلسه هم اذعان کردند، کسی از اشرف خارج نمیشده است مگر اینکه مسلح باشد؛ لذا اینها یک تیم تروریستی مسلح هستند.
حجت الاسلام والمسلمین مداح با ذکر مثالی گفت: محمود عطایی متهم ردیف ۲۶ پرونده که در دفتر سیاسی سازمان فعالیت میکند و خود سازمان این شخص را به عنوان فرد فعال در دفتر سیاسی معرفی میکند، در عملیات فروغ جاویدان، فرماندهی محور تهران را بر عهده دارد که فرمانده ۱۳ تیپ میشود و مسئولیتش تصرف شهر تهران بوده و وارد درگیری میشود. شخص دیگری مانند مهدی براعی هم به همین ترتیب بوده است.
وی ادامه داد: همچنین اعضایی را به عنوان اعضای کادر مرکزیت سازمان و اعضایی را به عنوان اعضای اجرایی سازمان نام میبرند و کارهای مختلفی را به آنها میسپارند، اما وقتی حرف از عملیات باشد، همه آنها مسلح شده و مباشرت در این جنایات دارند. نهایتاً دسته چهارم افرادی بودند که بعد از این عملیات و بعد از اقدامات تروریستی سازمان، عضو سازمان منافقین شده باشند.
حجت الاسلام والمسلمین مداح عنوان کرد: در جلسه گذشته نسبت به مسئولیت کیفری این پنج دسته به صورت تفکیک شده مطالبی را عرض کردم و انتصاب سه بزه افساد فی الارض، محاربه و بغی را با تطبیق ارکان مادی و معنوی بر متهمین پرونده و اعضایی که در عملیات فروغ جاویدان نقش جدی داشتند مفصلاً خدمت دادگاه بیان کردم.
در ادامه به درخواست وکیل شکات گزارشی از افعال مادی ارتکابی هریک از اعضا و سردستگان سازمان منافقین در قالب فایل پاورپوینت در دادگاه نمایش داده شد. در این فایل جرایم هریک از اعضا مبنی بر بغی، محاربه و افساد فیالارض به تفکیک بررسی شد.
حجتالاسلام والمسلمین مداح وکیل شکات در رابطه با این فایل، گفت: بر اساس اطلاعات موجود در این فایل مسعود رجوی متهم ردیف دوم پرونده، موسس و پایهگذار گروهک منافقین و ارتش ضد خلق جهت ارتکاب به قتل و کشتار مردم و بسیج نیروها جهت اقدام علیه اساس نظام و صدور دستورات حملات تروریستی، همکاری با رژیم بعث عراق، هدایت و راهبری تیمهای عملیاتی، تهیه و تجهیز ادوات نظامی، صدور فرمان حمله نظامی و مشارکت در عملیاتهای تروریستی و صادر کننده دستور جنگ مسلحانه هم در دهه ۶۰ و هم در اقدامات نظامی سازمان بوده است. این عناوین اتهامی در کیفرخواست هم مطرح شده، اما امروز ارکان مادی جرایمی که هریک از متهمان مرتکب شدند را نیز در دادگاه تشریح میکنم.
وی در تشریح ارکان مادی این جرایم، افزود: مسعود رجوی با شخص صدام حسین و رژیم بعث در زمان جنگ ۸ ساله تحمیلی همکاری داشته است. تاکنون بیش از ۱۹۴ سند دال بر اینکه مریم و مسعود رجوی و بسیاری اعضای کادر مرکزی با استخبارات عراق و صدام حسین جهت دریافت بودجه، دریافت تجهیزات و تهیه نقشههای عملیاتی کشف شده است.
وکیل شکات ادامه داد: تهیه تجهیزات نظامی و تهیه نقشه حملات با همکاری استخبارات عراق، سازماندهی و آموزش نیروها، فرماندهی و هدایت نیروها برای انجام عملیاتها، راهبری نیروها برای حملات مستقیم به شهرها و روستاها از جمله موارد دیگر ارکان مادی این جرایم است. بر اساس اظهارات شهود حاضر در جلسات قبلی دادگاه مسعود و مریم رجوی و چند نفر دیگر از متهمان با هلیکوپتر در منطقه عملیاتی حاضر شدند؛ یعنی حمله مسلحانه به کشور به قصد تجاوز، کشتار و اشغال بخشهایی از کشور.
مداح با بیان اینکه فرماندهی و کنترل عملیاتها و صدور دستور برای اجرای عملیاتها با مسعود رجوی بوده است، گفت: رجوی گرداننده این جنایات بوده. رجوی نیروها را برای عملیاتهای نظامی اقناع میکرد. شهود در دادگاه شهادت دادند که مسعود رجوی همه اعضا را برای اجرای عملیات فروغ جاویدان جمع و برای آنها صحبت کرد. از اینجا مشخص میشود بقا و حیات سازمان منافقین بر اساس جنایت و کشتار است.
وی ادامه داد: همکاری با رژیم بعث عراق در زمان جنگ که مصداق همکاری با دول متخاصم میشود از دیگر اقدامات سازمان است.
وکیل شکات افزود: نشریات منتسب به متهم ردیف اول، شهادت شهود حاضر در دادگاه و اسناد نظامی ارائه شده از دلایل انتساب اتهامات به متهم ردیف دوم است.
وی در ادامه به نقش و جایگاه متهم ردیف سوم، مریم رجوی، بهعنوان جانشین فرماندهی ارتش موسوم به آزادیبخش پرداخت و گفت: حسب مستندات موجود، وی در هدایت، کنترل و راهبری تیمها، صدور دستورات عملیاتی و فرمان حملات نظامی نقش مستقیم و مؤثر داشته است. در کلیپ پخششده در دادگاه نیز مشاهده میشود که نامبرده در جریان عملیاتهای آفتاب و چلچراغ شخصاً دستور آغاز آتش را صادر کرده و با تکرار فرمان آتش عملیات را آغاز میکند که این تصاویر توسط رسانههای رسمی خود سازمان منتشر و با افتخار بازنشر شده است. همچنین مشارکت میدانی وی در عملیاتهای آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان محرز است.
مداح همچنین گفت: از جمله اعمال و رفتارهای انتسابی به وی در مقام جانشین فرمانده کل، میتوان به همکاری و معاونت در سازماندهی، آموزش و آمادگی نیروها، مشارکت در فرماندهی حین حمله و صدور دستورات تروریستی، حضور در اتاق فرماندهی در کنار مسعود رجوی و هدایت مستقیم تیمهای عملیاتی، راهبری نیروها در حملات به شهرها و روستاها، همکاری اطلاعاتی با استخبارات رژیم عراق، تأمین تجهیزات نظامی و پشتیبانی لجستیکی و نیز حضور مسلحانه در مناطق درگیری اشاره کرد.
وی گفت: مریم رجوی مطابق شرح وظایف تشکیلاتی خود سازمان، مسئولیتهای ستادی و اجرایی گستردهای از جمله نظارت بر قرارگاههای عملیاتی، واحدهای اطلاعات، لجستیک و آموزش، ایجاد هماهنگی میان بخشهای مختلف، جمعبندی و گزارشدهی به فرماندهی، کنترل اجرای دستورات ابلاغی، جایگزینی فرمانده کل در شرایط فقدان دسترسی و نهایتاً مدیریت عملیاتها و پشتیبانی تاکتیکی را بر عهده داشته است. بر همین اساس، هدایت و راهبری کلیه عملیاتهای نظامی و تروریستی، تأمین پشتیبانی و سازماندهی نیروها عملاً تحت مسئولیت مستقیم وی انجام میشده است.
وکیل شکات گفت: مستندات انتساب این مسئولیتها نیز متعدد و متقن است و شامل فیلمها و گزارشهای منتشرشده از رسانههای رسمی سازمان، نشریات داخلی، اسناد ارائهشده از سوی نهادهای امنیتی و نظامی و همچنین شهادت شهود و اعضای جداشده حاضر در جلسه دادگاه است که همگی بر نقش فعال و مؤثر متهم در طراحی، هدایت و اجرای اقدامات تروریستی دلالت دارد.
حجت الاسلام والمسلمین مداح بیان کرد: طبق آنچه در کیفرخواست آمده، مهدی ابریشمچی متهم ردیف ۴ غیر از اینکه از مسئولین عملیات مهندسی و ترورهای دهه ۶۰ بوده یا مسئول پشتیبانی تیمهای مسلح در دهه ۶۰ بوده است، فرمانده ستاد قرارگاه و معاون ستاد قرارگاه نیرویی عملیاتهای چلچراغ آفتاب و فروغ جاویدان بوده است.
وی افزود: در اسلاید بعدی ارکان مادی بزه انتسابی نسبت به این شخص را خدمت دادگاه بیان میکنم و اینکه ایشان مسئول پشتیبانی بوده است، دقیقا چه کارهایی را انجام میداده است. او مسئول تامین و توزیع غذا، سوخت، مهمات، لباس و تجهیزات مورد نیاز افرادی بوده که دست به کشتار مردم زدند، آماده سازی و نگهداری خودروها و ماشین آلات و سلاحهای سازمانی و زرهی، حمل و نقل نیرو و تجهیزات بین مناطق عملیاتی، پشتیبانی فنی در حوزه مخابرات، پزشکی و تعمیرات میدانی، مدیریت انبارها و هماهنگی با قرارگاهها، ارزیابی نیازهای آینده برای عملیاتهای تروریستی که همگی جزو وظایف وی بوده است.
حجت الاسلام والمسلمین مداح خاطرنشان کرد: نامبرده مسئول ستاد فرماندهی بوده است و در این جایگاه، تدوین طرحهای عملیاتی و دستورالعملهای اجرایی که از فرمانده یا جانشین فرمانده این ارتش ضد خلقی تروریستی ابلاغ میشده است، هدایت کلی نیروها طبق ماموریت ابلاغی، نظارت بر اجرای عملیات، ارتباط مستقیم با ستادهای بالاتر، هماهنگی بین بخشهای مختلف اطلاعاتی و عناوین دیگر را انجام میداده است.
وی گفت: اینکه ایشان مسئول ستاد اطلاعات بوده است و در پی آن چه مسئولیتهایی داشته است؟ باید گفت در این پست به گردآوری اطلاعات از منابع میدانی فنی، انسانی، الکترونیکی میپرداخته است.
حجت الاسلام والمسلمین مداح تاکید کرد: یکی از کارهایی که اینها میکردند و مفصلا در نقش سازمان در طول جنگ تحمیلی در جلسات آینده خدمت دادگاه اسناد را ارائه خواهم کرد، این بوده که در طول جنگ تحمیلی دست به شنود میزدند و با لو دادن عملیاتهای ایران به صدام منجر به شکست نیروهای خودی میشدند و نهایتاً منجر به کشتار هموطنان به دست صدام ملعون میشدند.
وی افزود: موقعیت جغرافیایی و تحرکات حوزه عملیات، تهیه گزارشهای اطلاعاتی برای ستاد فرماندهی، بررسی نقاط ضعف و قوت نیروهای سازمان و دشمن، (دشمن مراد مردم ایران هستند که اینها میکشند) شناسایی اهداف و ارزیابی خطرات قبل و حین عملیات، راهاندازی و راهبری سیستمهای رمزنگاری ضدجاسوسی و شنود از جمله مواردی است که ایشان مرتکب میشدند.
حجت الاسلام والمسلمین مداح تصریح کرد: اینکه ایشان معاونت ستاد قرارگاه نیرویی در عملیات چلچراغ، آفتاب و فروغ جاویدان را بر عهده داشته و در اسلاید بعدی خدمت دادگاه ارائه کردم، وظایف ایشان این بوده که برنامهریزی تاکتیکی و اجرای طرحهای عملیاتی در میدان را انجام دهد، گزارش لحظهای وضعیت میدان را به فرماندهی کل داده و کسب تکلیف کند.
وی گفت: همچنین از دیگر وظایف میتوان به حفظ آمادگی رسمی و هماهنگی میان تیمهای خط مقدم، اتخاذ تصمیمهای سریع در شرایط غیرقابل پیشبینی، مدیریت منطقه عملیاتی، برقراری ارتباط با فرماندهی، پشتیبانی و اطلاعات در حین ماموریت، هدایت واحدهای رسمی، کشتی، حفاظتی و امدادی بوده است اشاره کنم که من مسئولیتهای سایر متهمین را نیز به همین صورت، خدمت مقام عالی مفصلاً در لایحه ارائه کردم.
وکیل شکات ادامه داد: در خصوص شخص مسعود رجوی و سایر سرکردگان این سازمان، باید تصریح کرد که مجموعه افعال و ارکان مادی جرایم انتسابی، بهتنهایی و حتی صرفاً با بررسی یک نمونه مشخص، یعنی عملیات فروغ جاویدان، برای اثبات معاونت و مشارکت در کشتار گسترده مردم و نیز معاونت در ایراد صدمات وسیع علیه تمامیت جسمانی شهروندان کفایت میکند. این عملیات بهصورت کاملاً سازمانیافته، منسجم، ایدئولوژیک و با هدف مقابله با اساس نظام و قصد براندازی طراحی و اجرا شده است؛ اوصافی که بهتنهایی برای انطباق عنوان مجرمانه محاربه و افساد فیالارض کافی است. کمااینکه قانونگذار در قانون سال ۱۳۶۱ نیز این قبیل اقدامات مسلحانه و سازمانیافته را ذیل همین عناوین جرمانگاری کرده است؛ بنابراین تمامی افرادی که در چارچوب آن پنج دسته مشخص در عملیات فروغ جاویدان نقش داشتهاند، مشمول این عناوین کیفری خواهند بود.
وی گفت: هیچیک از عاملان و فرماندهان نمیتوانند با تمسک به اینکه صرفاً دستور حمله دادهاند یا قصد کشتار غیرنظامیان نداشتهاند از مسئولیت شانه خالی کنند؛ زیرا علم به امکان وقوع چنین جنایاتی داشته و این نتایج نوعاً و بهطور متعارف از اقدامات آنان ناشی میشده است. هنگامی که حمله مسلحانه به شهرها و مناطق مسکونی صادر میشود، وقوع قتل، تخریب و آسیب به غیرنظامیان کاملاً قابل پیشبینی است و در این پرونده نیز متهمان در تصمیمگیری، هدایت و کنترل نیروها نقش مستقیم داشته و عمداً اجرای عملیات را دنبال کردهاند. افزون بر این، بنا بر شهادت شهود حاضر در جلسه، مسعود رجوی صراحتاً به نیروها دستور داده است که در صورت مخالفت مردم با آنان، معترضان را به قتل برسانند که این امر دلالت روشن بر قصد و اراده ارتکاب جنایت دارد.
وکیل شکات گفت: ادعای تبعیت از دستور مافوق یا مأمور بودن نیز رافع مسئولیت نیست؛ چرا که اولاً چنین دستوری فاقد وصف قانونی و مشروع بوده و اساساً امر آمر قانونی محسوب نمیشود و نمیتواند موجب رفع مسئولیت شود. ثانیاً حتی ادعای اکراه نیز در این قبیل جرایم پذیرفته نیست؛ زیرا مطابق مواد ۳۷۵ به بعد قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، اکراه در قتل و کشتن دیگری رافع مسئولیت مباشر نیست. بدیهی است متهمانی که خود در جایگاه فرماندهان میانی و سردستگان عملیات قرار داشتهاند، اصولاً امکان استناد به اکراه را نیز ندارند. بر این اساس، مسئولیت کیفری مباشرین، معاونین و آمران این جنایات، محرز است.
مداح بیان کرد: متهمان هرگز نمیتوانند ادعا کنند که قصد کشتار مردم را نداشتند چرا که در بند (ب) و (ت) ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی، آگاهی و توجه به این وجود داشته که اعمال ارتکابی این متهمان نوعا کشنده بوده است. کسی نمیتواند ادعا کند که با تانک خمپاره و موشک به سمت مردم غیرعادی حمله کردم، اما قصد کشتار آنها را نداشتم. اگر کسی ادعا کند که اینها هدف سیاسی داشتند ادعایش پذیرفته نیست چرا که هیچ قانونی در دنیا کشتار جمعی و قتل به صورت فجیع، آتش زدن اجساد، حمله به بیمارستان، کشتار مجروحان، حمله به بخش زایمان بیمارستان و قتل طفل تازه متولد شده در آغوش مادر را با ادعای هدف سیاسی نمیپذیرد.
وی ادامه داد: در هیچ جای دنیا نمیتوان ادعا کرد که این اقدامات سیاسی بوده است. آنها نمیتوانند ادعا کنند که به مراکز نظامی حمله کردند و به مردم غیرنظامی کاری نداشتند. حتی اگر ما قصد اخلال به صورت گسترده و جنایت گسترده علیه تمامیت جسمانی افراد نداشته باشیم، اما کاری را انجام دهیم که نتیجه آن اخلال گسترده و جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد باشد، طبق قانون مصداق افساد فی الارض است. در حالی که بارها شهود در دادگاه اعلام کردند که این جنایات علیه مردم انجام شده و مسعود رجوی از اعضای سازمان خواسته که حتی اگر مردم در مقابل آنها ایستادند، مردم را نیز بکشند.
وکیل شکات بیان کرد: حمله نظامی قطعا ایجاد رعب و وحشت زیادی در جامعه میکند. کسی که به قصد ایجاد ناامنی و رعب و وحشت سلاح میکشد، و نیروهای نظامی را میکشد قطعا رعب و وحشت بیشتری ایجاد میکند تا اینکه مردم عادی را بکشد.
مداح ادامه داد: ساختار، عملکرد و رویکرد این سازمان تروریستی بهگونهای است که جنایاتش مقطعی و محدود به دهه خاصی نبوده، بلکه بهصورت مستمر و سازمانیافته تا امروز ادامه داشته است. ما با یک جرم آنی یا یک عملیات منفصل مواجه نیستیم، بلکه با یک سلسله جرایم مستمر و زنجیرهای طرف هستیم. از این رو، حتی اعضای متأخر سازمان افرادی که در عملیات فروغ جاویدان یا عملیاتهای نظامی دهه ۶۰ حضور نداشتهاند، نیز به صرف عضویت و فعالیت در این تشکیلات، در استمرار اقدامات تروریستی آن سهیم بوده و واجد مسئولیت کیفری هستند.
وی گفت: استمرار عملیاتهای تروریستی سازمان مؤید آن است که این گروه اساساً برای ارتکاب جرم شکل گرفته و ماهیت آن تغییر نیافته است. همکاری مستمر با دولتهای متخاصم و دشمنان ملت ایران ـ از جمله همکاری با رژیم بعث عراق، و در مقاطع دیگر با سایر دشمنان منطقهای و فرامنطقهای و نیز تداوم اقدامات خرابکارانه و تروریستی در داخل کشور، نشان میدهد که این تشکیلات همواره در صف معاندان امنیت ملی قرار داشته و هر جا دشمنی علیه مردم ایران وجود داشته، نام این سازمان نیز در کنار آن دیده میشود.
وکیل شکات گفت: هیچگونه تغییر رویکرد یا اعلام برائت از گذشته مجرمانه در رفتار اعضای متأخر مشاهده نمیشود؛ بلکه برعکس، آنان نیز صراحتاً از اقدامات گذشته و جاری سازمان حمایت و دفاع میکنند. بنابراین، وقتی ماهیت یک گروه از ابتدا بر پایه اعمال مجرمانه و مسلحانه شکل گرفته و این روند همچنان ادامه دارد، صرف عضویت، تبلیغ، تأمین مالی یا قبول مسئولیت در ساختار آن، خود واجد وصف مجرمانه است. به طریق اولی، افرادی که در جایگاههای فرماندهی و مسئولیتهای مرکزی قرار میگیرند، حسب مورد میتوانند مشمول عناوینی، چون معاونت و مشارکت در ناامنی گسترده و افساد فیالارض شوند.
وی ادامه داد: در تأیید استمرار فعالیتهای تروریستی سازمان، مستندات رسانهای نیز موجود است. از جمله کلیپهایی که به دادگاه ارائه شده و در آنها متهمان ردیف دوم و سوم و برخی دیگر در اتاق فرماندهی عملیات فروغ جاویدان مشغول هدایت نیروها هستند. همچنین تصاویر و گزارشهای مربوط به کمتر از یک ماه و نیم گذشته نشان میدهد که رسانههای وابسته به این سازمان، افراد مسلح موسوم به کانونهای شورشی را برای اقدامات خشونتآمیز و کشتهسازی تشویق و با افتخار معرفی میکنند که این امر بیانگر تداوم همان مشی تروریستی گذشته است. بر همین اساس، جهت تکمیل رسیدگی، استعلام از نهادهای امنیتی درباره نقش این کانونها و استمرار اقدامات سازمان، میتواند در روشنتر شدن ابعاد فعالیت مجرمانه آن مؤثر باشد.
وکیل شکات تصریح کرد: این کلیپ در تاریخ ۲۳ آبان ۱۴۰۴ توسط رسانه رسمی سازمان منتشر شده است. این گروهک در این کلیپ وعده کشتار و شورش مردم را داده است. این کلیپ موید این است که ما با گروهکی مقابل هستیم که اساس تشکیل آن مجرمانه است و تا همین امروز نیز اهداف مجرمانه خود را دنبال میکند.
در ادامه صمد اسکندری یکی از اعضای جداشده در جایگاه قرار گرفت و گفت:۱۷ سال عضو سازمان بودم، سازمان منافقین در حوادث ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ نقش مستقیم در ایجاد آشوب، آتشزدن بانکها و ادارات و حمله به نیروهای امنیتی داشته است. این اقدامات منجر به کشته و زخمی شدن مردم بیگناه شد.
وی گفت: سازمان با هدایت رجوی و ارتباط با آمریکا و اسرائیل، بهصورت سازمانیافته و غیرمستقیم اغتشاشات را هدایت میکرد. در ناآرامیهای سالهای اخیر نیز همان الگو و سناریو تکرار شده است. سازمان پایگاه مردمی ندارد و تبلیغات داخلی آن کاذب است. پس از جدایی در سال ۱۳۸۴ که فرار کردم و به ایران آمدم متوجه شده اکثر مردم حتی نام سازمان را نمیشناسند.
اسکندری گفت: وقایع اخیر، برای من یادآور همان آشوبها و فتنههای ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بود، سیاستی که بر اساس آن، سازمان تلاش داشت به اربابان خارجی خود، از جمله آمریکا و اسرائیل، نشان دهد که دارای نیروی عملیاتی است. اگرچه فرماندهی و هدایت این اقدامات اغلب بهصورت غیرمستقیم انجام میشد، اما نقش رهبری سازمان در تحریک و سازماندهی این حوادث کاملاً روشن است و جان مردم برای آنان اهمیتی نداشت.
این عضو جدا شده سازمان اظهار کرد: مسعود رجوی در سال ۶۳ یک دفتر سیاسی با محوریت مهدی ابریشمچی با نام مستعار شریف تاسیس کرد. پس از ارتباط نامشروعی که با همسر مهدی ابریشمچی برقرار کرد و توانست او را به همسری خود درآورد، اعتراضاتی در سطوح بالایی سازمان شکل گرفت و رجوی مجبور شد مرکزیتی را برای سازمان در نظر بگیرد.
وی افزود: حسینیه اعظم زنجان در کشور شناخته شده است، خانواده سعید محسن که یکی از پایهگذاران سازمان منافقین بود، در زنجان زندگی میکنند، هنوز یک خانواده سنتی و مذهبی هستند که با کارهای پسرشان مخالفند. من در حسینیه اعظم زنجان با یکی از اعضای خانواده او صحبت کردم و میگفت که تا پای جان پابند جمهوری اسلامی هستیم.
این عضو جدا شده سازمان منافقین بیان کرد: رجوی در ادامه بحث مرکزیت را مطرح کرد و برخی افراد را که به آنها اعتماد کامل داشتند به مرکزیت سازمان در میآورد. افراد اصلی این مرکزیت، مهدی ابریشمچی، عباس داوری، محمد سیدالمحدثین، ابراهیم ذاکری، مهدی تقوی، محمود عطایی، ابوالقاسم رضایی، عذرا علوی، فهیمه اروانی، مهوش سپهری، زهره اخیانی، دیهیم، سهیلا صبری و محبوبه جمشیدی بودند.
اسکندری ادامه داد: در بین اسامی متهمانی که در دادگاه مطرح شد، اسامی برخی جنایتکاران وجود ندارد. محبوبه جمشیدی با نام مستعار آذر فرمانده قرارگاه تاکتیکی فائزه در کوک بود که به دلیل نزدیکی با مرز مهران، تیمهای ترور را فعالانه آموزش میداد و خودش شخصا این تیمها را رهبری میکرد و افراد را برای ترور شخصیتها به داخل کشور اعزام میکرد. من خودم شاهد بودم که محبوبه نفرات را برای انجام عملیات تروریستی توجیه میکرد، آموزش میداد و به داخل کشور میفرستاد. نام او در بین اسامی متهمان دادگاه نیست.
این عضو جدا شده سازمان مجاهدین گفت: بنده با توجه به شناختی که به ساختار سازمان مجاهدین و رسانه دارم، درباره نحوه تصویر سازی و نقش کادر مرکزی شورای رهبری و کمکهای نظامی میخواهم صحبت کنم.
وی گفت: شاید قدری عجیب باشد، اما زمانی که من در زمان شاه کودک بودم، سریال تلویزیونی ملیجک دربار پخش میشد. شخصیت و هویت رجوی خیلی شبیه این ملیجک دربار است، چراکه در زمانی که در زندان ساواک بود، از آنجاکه احساس خطر اعدام میکرد، همه همفکرهای خود را فروخت و مکانهایی که آنها مخفی شده بودند را به ساواک لو داد تا خودش زنده بماند.
اسکندری ادامه داد: وقتی در قیام ضد سلطنتی از زندان بیرون آمد؛ به خاطر اینکه بتواند حاکمیت را غصب کند، دست به وقایع تاریخ حماسی خرداد و جنگ مسلحانه زد. وقتی هم که با لباس زنانه به پاریس فرار کرد به اربابان خارجی خود در فرانسه دم تکان میداد، تا بتواند با نوکری آنها جایگاهی به عنوان آلترناتیو سیاسی ایجاد کند. وقتی عرصه برایش تنگ آمد و داستان آفریقای جنوبی پیش آمد و دولت آنها را به هر دلیلی طرد و به کشورهای آفریقایی فرستاد، احساس خطر کرد و با نخست وزیر عراق در پاریس مخفیانه دیدار کرد و با این فرد قرارداد صلح امضا کرد.
وی گفت: رجوی وقتی احساس میکند که یک ارباب از دست میرود تلاش میکند با نخست وزیر عراق مخفیانه صلحنامه امضا کند و بعد از آن به عراق میآید. اینها معتقد بودند که جنگ تحمیلی نیست و آن را جمهوری اسلامی به راه انداخته است و جنگ عادلانه نیست. رجوی اینطور القا میکرد.
وی گفت: استراتژی آنها برای بقا ایجاد جنگ و صدور تروریسم بود. یکی از سیاستهای رجوی این بود که جمهوری اسلامی باید برود و با صدور بحران همان جنگ، تروریسم و سرکوب داخلی باید این حرکت رخ میداد. مبنای این صلح نامه اش با نخست وزیر عراق این بود که عراق آغازگر جنگ نبوده برخلاف اینکه شورای عالی امنیت در قطعنامه اش به این موضوع اشاره کرده بود. البته رجوی با این کار به جاسوسی و خیانت خود مشروعیت میبخشید.
قاضی گفت: حتی اگر کسی نماینده مردم ایران باشد یا نباشد باید با دشمن مردم ایران صلح نامه بنویسد؟
اسکندری گفت: بله. رجوی این کار را به راحتی مثل آب خوردن انجام میداد. مثال میزنم، رجوی با بنی صدر به فرانسه فرار کرد. وقتی مسعود رجوی به عراق رفت و به پایگاههای نظامی رفت و شروع به عملیاتهای نظامی کردند، بنی صدر به عنوان کسی که مخالف این مملکت بود موضع گیری کرد و گفت: من هم مخالف جمهوری اسلامی هستم ولی انجام کار نظامی علیه مملکت خیانت است.
وی گفت: فایلی صوتی از بنی صدر موجود است که در آن گفت که رجوی مثل همان ملیجک دربار است. وقتی صدام سرنگون شد، هراسان به آغوش آمریکا رفت. ما شاهد بودیم برنامههایی به عنوان شام جمیل برگزار میکردند که قبل از اینکه اعضا حاضر باشند، امریکاییها حضور داشتند.
اسکندری گفت: آنها میگفتند عراق را که از دست دادیم به آغوش آمریکا برویم. بعد از آن هم در سال ۹۵ از آنجایی که مقر سفارت نحس رژیم صهیونیستی در آلبانی قرار دارد مخفیانه با سفارت این رژیم در ارتباط بودند. رجوی چنین شخصیتی دارد و او مردی هزار چهره بود.
این شاهد عینی یادآور شد: شورای رهبری واقعا یک نهاد فرمالیته بود؛ چرا که در ابتدای دهه هفتاد صدام حسین از شکستهای منافقین در عملیاتهای نظامی در کشور و عواقب کشتار مردم غیرنظامی توسط سازمان میترسید و بیم آن را داشت که ایران بخواهد این عملیاتها را پاسخ دهد و در آن زمان مهدی ابریشمچی، مسئول روابط بود و اطلاعات نظامی، موقعیت شهرها و سایر اطلاعات حساس کشور را در اختیار رژیم بعث قرار میداد.
وی ادامه داد: فرمانده استخبارات عراق با مهدی ابریشمچی ارتباط مستقیم داشت و از او اطلاعات میگرفت. به عقیده من ابریشمچی گناهکارتر و منافقتر از رجوی است. او جنایتهای زیادی را علیه مردم ایران و حتی اعضای سازمان انجام داد. ابریشمچی مسئول شکنجه و سر به نیست کردن افراد مخالف و معترض در سازمان بود.
این عضو جدا شده سازمان منافقین گفت: چون صدام میترسید که ایران این عملیاتهای منافقین را جبران کند، سالها اجازه عملیات به آنها نمیداد و منزوی شده بودند. برای همین رجوی شگرد جدیدی را پیاده کرد و آن تشکیل شورای رهبری با حضور زنان بود. استراتژی سازمان این بود که رجوی همه کاره سازمان بود. چون سازمان نیاز به یک آرایش جدید داشت که اعضا را سرگرم کند و اعضا فرصت تفکر و فکر کردن به اهداف و قولهایی که داده بودند نداشته باشند برای همین شورای مرکزی را تاسیس کردند. چرا از زنان در این مرکزیت استفاده شد؟ چون بیشتر این زنان سابقه چندانی در عضویت سازمان نداشتند و به نوعی حضور آنها فرمالیته بود.
وی تصریح کرد: برای بسیاری از اعضای سازمان سوال بود که چرا مریم رجوی باید در راس سازمان قرار بگیرد؟ رجوی هم دقیقا همین را میخواست. او میخواست ذهن اعضا را به این حواشی منحرف کند تا فرصت فکر کردن نداشته باشند و کاری به خود مسعود نداشته باشند.
وی ادامه داد: متأسفانه زنان در این ساختار بسیار آسیب دیدند و بیشتر از سایر نقاط دنیا مورد ظلم قرار گرفتند، زیرا به باورهایشان خیانت شد، مسعود رجوی با رقص رهایی و با عنوان شورای رهبری چه بلاهایی بر سر این زنان و فرزندانشان آورد؛ همه باورها، دنیا، جسم و روح آنها تسخیر شد و به نابودی کشیده شدند. رجوی با سرکار گذاشتن این زنان، به نوعی دل آنها را به دست میآورد.
وی گفت: وقتی میخواستم عکس مادر، پدر یا خواهر ببینم، باید گزارش میدادم و این ممنوع بود. یک بار مادرم را در خواب دیدم ناخواسته این را به فرمانده گفتم، دلم برای مادرم تنگ شده بود. سه روز بعد گفتند این را بیا و بگو مادرت بین تو و و رهبری حائل شده است.
وی گفت: سازمان مجاهدین تصویری از فساد و خیانت بود؛ خیانت به خدا، خیانت به مردم و خیانت به کشور. واقعیت این است که همه این افراد باید پاسخگو باشند. من خودم معترض هستم؛ افرادی مانند محبوب جمشیدآذر، قدرت حیدری، رحمان حیدری و دیگرانی که نامشان مطرح است، مرتکب جنایت شدهاند و باید محاکمه شوند و اسامی آنها در این لیست نیست.
اسکندری گفت: در اتفاقات اخیر، گروه منافقین بدترین خیانتها را انجام دادند و حتی شعار تجزیه کشور را مطرح کردند. همین حالا هم که پایشان به ایران نرسیده، در خارج از کشور با سایر گروهها درگیر هستند؛ اگر وارد ایران شوند، معلوم نیست چه خواهند کرد. اینها خائناند و من وظیفه خودم میدانم هرجا تریبونی باشد، ماهیت این جریانهای فاسد و خشونتطلب را افشا کنم.
وی گفت: در خصوص روابط و ساختار داخلیشان نیز باید گفت تصمیمها یکطرفه بود. فرمانده دستور میداد و نیروها فقط اجرا میکردند. طرح عملیاتها از بالا ابلاغ میشد؛ مثلاً میگفتند فلان عملیات انجام شود و نیروها بدون اختیار عمل میکردند. برخی فرماندهان مستقیماً به رجوی وصل بودند و از خود ارادهای نداشتند.
صمد اسکندری عضو جدا شده سازمان منافقین بیان کرد: مسعود رجوی به عنوان فرمانده کل ارتش دستور میداد و این دستور کورکورانه باید ابلاغ میشد. یک شاخهای یا یک هرمی بود که مجبور بودند در قرارگاه خودشان این دستورات را به فرماندهان و دسته اعلام کنند. این دستور نهایتاً سرریز میشد به تیمهای عملیاتی که آماده کرده بودند؛ یعنی تیمها دست چین شده بودند. تمامی اینها توسط سلسله مراتبی که چیده شده بود صورت میپذیرفت و تنظیم رابطه کاملا مشخص بود و در این رابطه هیچ تعارفی هم نداشت.
وی افزود: رجوی شخصی درونگرا، خودگرا و خودمحور بود و در رابطه با دستوراتش میگفت حتی اگر غلط باشد یا حتی اگر خیلیها هم کشته شوند باید دستور انجام شود. مهدی تهرانی فرمانده عملیات بسیار بزرگ که در مقابل دستوری از او ایستاده بود را تبدیل کرد به یک فرد معتاد. من از اعضا شنیدم که معتادش کردند و بعد هم به صورت فجیعی مرد. چرا؟ چون در مقابل رجوی گفت انقلاب ایدولوژیکی را قبول ندارم و از دید من که از زمان شاه وارد فاز این سازمان شدم مریم رجوی شایستگی رهبر را ندارد. به او اجازه نمیدادند کنار ما بخوابد یا در سالن غذاخوری غذا بخورد، چون میترسیدند روی دیگران اثر بگذارد. او را در یک کانکس نگهداری میکردند. در مجموع اگر کسی کورکورانه از فرمان رجوی تبعیت نمیکرد محکوم به فنا بود.
اسکندری گفت: زلزله مهیب رودبار و منجیل در سال ۶۸ بود، بسیاری از ما درگیر این حادثه شدیم و نگران خانوادههایمان بودیم. حتی امکان تماس با خانوادههایمان نبود و پس از چند روز متوجه شدیم که همسایگان اعلام کردهاند اعضای خانواده مفقود شدهاند. بعداً متوجه شدیم که برخی فیلمهای تشکیلاتی برای نشان دادن وضعیت خانوادهها ضبط شده بود، بسیاری از کسانی که سال ۸۴ فرار کردند، واقعاً خانوادههایشان را از دست داده بودند.
وی گفت: تصمیمگیریها در سازمان مستقل نبود، تمامی دستورها بر اساس اراده شخص مسعود رجوی صادر میشد و فرماندهان و اعضا فقط مجبور به اطاعت بودند و اراده مستقل نداشتند. حتی تشکیل شورای رهبری هم تحت تأثیر اراده افراد نبود. رجوی هرگز توجه به نظرات مستقل اعضا نداشت، همه امور بر اساس تصمیمات متمرکز و دستورات بالا انجام میشد.
اسکندری، یکی از اعضای جداشده سازمان مجاهدین، در ادامه اظهارات خود اظهار کرد: قربانعلی ترابی و پرویز رحمتی توسط محمد سیدالمحدثین، متهم ردیف چهاردهم این پرونده، مورد محاکمه قرار میگرفتند و قاضی آن زمان نیز مهوش سپهری بود. به این افراد گفته میشد که باید بین مجاهد و پاسدار یکی را انتخاب کنند و در غیر این صورت عنوان میشد که اگر از ما نیستید و پاسدار هستید، شما را اعدام میکنند. این افراد همچنین با زندان ابوغریب تهدید میشدند.
وی افزود: مهدی ابریشمچی و محمد سیدالمحدثین این افراد را تا زندان انفرادی آنها در ضلع شرقی قرارگاه اشرف همراهی میکردند و این افراد شخصاً زندانیان را مورد شکنجه قرار میدادند.
اسکندری ادامه داد: محمد سیدالمحدثین، متهم ردیف چهاردهم، در عملیات مروارید بهصورت مستقیم دخیل بوده و حضور داشته است و در آن مقطع، ضمن بررسی شرایط، پیامهای مسعود رجوی را به فرماندهان منتقل میکرد.
این عضو جداشده سازمان مجاهدین در ادامه به تشریح ساختار ستاد سیاسی پرداخت و گفت: سازمان مجاهدین چندین ستاد از جمله ستاد سیاسی، ستاد اجتماعی، ستاد داخلی و شاخه نظامی تشکیل داده بود که مسئولیت ستاد سیاسی بر عهده محمد سیدالمحدثین بود و وظیفه برقراری روابط خارجی را نیز بر عهده داشت. به لحاظ سیاسی سازمان خود را اینگونه توجیه میکرد که با توجه به اینکه عملیات مرصاد پس از آتشبس صورت گرفت در آن زمان با صدور بیانیهای اعلام شد که این جنگ، جنگ ما نبوده بلکه جنگ حاکمیت جمهوری اسلامی بوده است و عملیاتی که انجام دادهاند، بهمنظور سرنگونی حاکمیت و رساندن مردم به خواستههای خود که آن را دموکراسی واقعی عنوان میکردند، صورت گرفته است.
وی افزود: مسعود رجوی در جلسهای به محمد سیدالمحدثین اعلام کرده بود که مسئولیت شما در آمریکا، اروپا و بهویژه در آلمان این است که آنها را متقاعد کنید تا از ما دفاع و حمایت کنند تا بتوانیم اهداف خود را پیش ببریم و باید این موضوع را توجیه کنید که این عملیات شکست نبوده بلکه پیروزی بوده است. سناتورهایی که اخیراً در میان آنها حضور پیدا میکنند، همگی به سرکردگی محمد سیدالمحدثین بوده و به آنها دلار پرداخت میشود تا از سازمان مجاهدین حمایت کنند.
در ادامه این جلسه، وکیل شکات نیز بیان کرد: شاهد در اظهارات خود شخص جدیدی با نام محمود جمشیدی را معرفی کرده است که فرمانده قرارگاه فائزه و از اعضای ستاد مرکزی بوده و تیمهای ترور را برای اقدامات تروریستی داخل کشور آماده میکرده و در این عملیاتهای نظامی نیز نقش جدی داشته است.
محمدی وکیل متهمان در جایگاه حاضر شد و گفت: از ۵۳ جلسه فقط ۳ جلسه به ما وقت دادهاند. وکیل شکات امروز متهمان را به چند دسته تقسیم کردند و ما نگران هستیم که با این دستهبندی ما هم جزو متهمان محسوب شویم.
قاضی گفت: شما جزو کدام دسته هستید که جزو متهمان محسوب شدید.
قاضی گفت: وکلای متهمان در جلسه حضور دارند و موظفند بر اساس دستور دادگاه و الزام قانونی وکالت، از موکلان خود دفاع کنند. حضور و دفاع قانونی وکیل از موکل، تاثیری بر ماهیت جرم یا مسئولیت فرد نخواهد داشت؛ همانطور که دفاع یک وکیل از قاتل، سارق یا متهم مالی، شخص وکیل را متهم نمیکند.
وکیل متهمان پرونده در ادامه بیان کرد: با توجه به اینکه پرونده شخصیت برای متهمان بر اساس قانون الزامی است، درخواست دارم که این اقدام برای موکلان بنده صورت گیرد.
قاضی دادگاه عنوان کرد: قطعا پرونده شخصیت برای متهمان تشکیل و کارشناسان مربوطه را در این رابطه به دادگاه دعوت میکنیم تا در این خصوص نظر کارشناسی خود را بیان کنند.
وی ادامه داد: رجوی میگفت هرکسی که میخواهد به من نزدیک شود باید از کانال مریم عبور کند و به نوعی در مریم ذوب شود. آنها اعضا را سرکوب میکردند.
قاضی دادگاه در ادامه از این شاهد عینی درباره متهم ردیف ۱۱۴ و از اعضای کادر مرکزی سوال کرد و شاهد عینی پاسخ داد: او را کاملا میشناسم. او یکی از عناصر بسیار پلید و شکنجهگر در تشکیلات بود و به او لقب «حسن شمر» داده بودند. آنها برای کسانی که به عملیاتهای تروریستی میفرستادند کلاس عقیدتی برگزار میکردند و میگفتند که اگر دستگیر شدید اقدام داعشی انجام دهید. چهار تا نارنجک داشتند که اگر لو میرفتند باید خودشان را منفجر میکردند. اعضا برای اقدامات خود مجبور نبودند، اما با باور و اعتقادی که داشتند این کارها را میکردند.
فرخانی، نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی ایران، با تشریح ابعاد همکاری رژیم بعث عراق با سازمان منافقین، اظهار کرد: عملیاتهای منافقین مورد استقبال معاون اول، وزیر دفاع و وزیر کشور صدام حسین قرار میگرفت و علت عزیمت منافقین به عراق نیز فراهم شدن زمینههای مناسبتر برای اجرای برنامههای جدید این سازمان عنوان میشد. علت واقعی این موضوع همکاری سازمان منافقین با رژیم بعث عراق برای جنگیدن علیه ایران بود.
وی افزود: تشکیل ارتش آزادی بخش ملی تأثیر قابلتوجهی در حوزههای آموزش، تجهیزات و فعالیتهای سازمان منافقین داشت. میتوان فعالیتهای این سازمان را به دو مقطع قبل از تشکیل ارتش آزادیبخش و بعد از تشکیل ارتش آزادیبخش تقسیمبندی کرد.
نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی ایران ادامه داد: در خرداد ماه سال ۱۳۶۶ و به مناسبت سالگرد نخستین تظاهرات مسلحانه سازمان منافقین علیه جمهوری اسلامی ایران که در سال ۱۳۶۰ انجام شده بود مسعود رجوی در آستانه ۳۰ خرداد، فرمان تشکیل یا تأسیس ارتش آزادیبخش ملی را صادر کرد. با صدور این فرمان، اقدامات و ماهیت فعالیتهای این سازمان تغییر یافت.
وی تصریح کرد: پیش از تشکیل ارتش آزادیبخش عملیاتها و اقدامات نظامی سازمان منافقین عمدتاً بهصورت عملیاتهای چریکی نامنظم در سطوح دسته، گروهان و گردان انجام میشد و شامل لشکرکشی به پایگاههای مرزی، عملیاتهای انتحاری و ترور اشخاص و افراد بود، اما پس از تشکیل ارتش آزادیبخش و حمایتهای رژیم بعث عراق قالب عملیاتی این سازمان تغییر کرد و منسجمتر شد، بهگونهای که گردانها، تیپها و لشکرها شکل گرفت و عملیاتها از حالت چریکی و حملات یگانی به عملیاتهای سازمانیافته و منظم تبدیل شد.
فرخانی در ادامه با اشاره به تغییرات ایجاد شده در حوزه آموزش گفت: تأسیس ارتش آزادیبخش در بخش آموزش نیز تأثیر جدی داشت بهطوری که پیش از آن آموزشها عمدتاً شامل ترور، آتش زدن اماکن، کار با ادوات شنود و جاسوسی، آموزش عملیات هجومی و دستبرد، ساخت مواد منفجره، ایجاد انفجار، کار با چاقو، قمه و سایر سلاحهای سرد، حملات تروریستی، چریکی، تعقیب سوژه و خمپارهزنی بود، اما پس از تشکیل ارتش آزادیبخش آموزشها منسجمتر، ساختارمندتر و تشکیلاتیتر شد.
وی افزود: با حمایت ارتش بعث عراق، پادگانها و قرارگاههای متعددی از جمله قرارگاه اشرف، قرارگاه حنیف، قرارگاه حبیب، قرارگاه فائزه، پادگان خالد در کرکوک، پادگان طارق، قرارگاه اندلس، قرارگاه انزلی و سایر قرارگاهها ایجاد شد و آموزشهای لازم توسط افسران آموزش عراقی در دستههای پیاده، مکانیزه که شامل کار با تانک، نفربر و مهندسی، پشتیبانی، ادوات، تعمیر و نگهداری و حتی هوانیروز بود به نفرات این سازمان ارائه شد.
نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی ایران خاطرنشان کرد: بخش آموزش سازمان منافقین پیش از استقرار در دامان رژیم بعث عراق عمدتاً بر پایه استفاده از سربازان یا درجهداران ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که به اسارت گرفته شده بودند و وادار میشدند آموزشهای خود را به سایر اعضای سازمان منتقل کنند، اما پس از تشکیل ارتش آزادیبخش ملی، رژیم بعث عراق حمایتهای گستردهتری را بهویژه در حوزه آموزش در اختیار این سازمان قرار داد.
وی در پایان افزود: در اواخر دهه ۶۰، سازمان منافقین مرکزی آموزشی با عنوان دانشگاه فروغ جاویدان تأسیس کرد که اگرچه به معنای دقیق کلمه دانشگاه نبود، اما بهعنوان یک محیط آموزشی آکادمیک، وظیفه ارائه آموزشهای مقدماتی، عالی و رستهای و تجهیز نفرات این سازمان به انواع آموزشهای تخصصی را بر عهده داشت.
در حال تکمیل….
انتهای پیام

































