فرقه تروریستی رجوی به رهبری مسعود و مریم رجوی، خانوادههای بسیاری را متلاشی و زندگی اعضای آن را نابود ساخته است.

به گزارش فراق، یکی از این افراد امیر یغمایی، کودک سرباز سابق این فرقه ضدخانواده است. یغمایی که اکنون از فرقه رجوی جدا شده، خاطرات خود را در رسانه ایکس (توییتر سابق) منتشر میکند و به تشریح مناسبات درونی فاشیستی و سختگیرانهی حاکم بر این تشکیلات میپردازد. این گزارش به بررسی خاطرات و دیدگاههای یغمایی میپردازد و نگاهی به تجربیات او به عنوان یک کودک سرباز و انتقاداتش به سازمان مجاهدین خلق دارد.
خاطرات امیر یغمایی، کودک سرباز سابق سازمان مجاهدین خلق، تنها یک روایت شخصی از زندگی پرتلاطم او نیست، بلکه پنجرهای به سوی ساختارهای درونی یک سازمان فرقهای و فاشیستی میگشاید. واکاوی عمیقتر و جامعتر، به بررسی ابعاد روانی، اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیک خاطرات یغمایی میپردازد تا تأثیرات عمیق این تجربیات را بر زندگی او و دیگر کودکان سرباز بررسی کند.
از کودکی تا جدایی
۱. تولد در پاریس و زندگی تشکیلاتی
امیر یغمایی در سال ۱۳۶۲ در پاریس به دنیا آمد. والدین او از اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند و زندگی او از بدو تولد تحت تأثیر دستورات تشکیلاتی قرار داشت. او در خاطرات خود میگوید که والدینش قبل از تصمیم به بچهدار شدن، باید از سازمان اجازه میگرفتند.
۲. زندگی در عراق و جدایی از خانواده
یغمایی در سنین پایین به همراه خانوادهاش به عراق منتقل شد و در پایگاههای نظامی مجاهدین خلق زندگی کرد. او در خاطرات خود به دوران کودکیاش در پایگاه بدیعزادگان اشاره میکند و میگوید که تنها هفتهای یک روز را با خانوادهاش میگذراند و بقیه زمان را در پانسیونهای شبانهروزی سازمان در قرارگاه اشرف سپری میکرد. این جدایی اجباری از خانواده و عادت کردن به دوری از پدر و مادر، بخشی از زندگی او بود که به گفته خودش، گاه آن را مانند یک خواب میدید.
۳. درخواست ملاقات با مادر و پاسخ منفی مجاهدین
یکی از خاطرات تلخ یغمایی مربوط به زمانی است که او به همراه یکی از دوستانش به اشرف ۳ در آلبانی رفت تا با مادرش ملاقات کند. او در آن زمان حدود ۱۶ سال بود که با مادرش تماس نداشت و تنها قصدش این بود که به مادرش اطلاع دهد که به زودی صاحب نوه خواهد شد. با این حال، سازمان مجاهدین به درخواست ملاقات او پاسخ منفی داد. این رفتار سازمان نشاندهنده کنترل شدید بر روابط خانوادگی اعضا و عدم توجه به نیازهای عاطفی آنهاست.
۴. زندگی پس از جدایی از سازمان
یغمایی پس از جدایی از سازمان مجاهدین خلق، به سوئد رفت و زندگی جدیدی را آغاز کرد.
انتقادات یغمایی به سازمان مجاهدین خلق
۱. ابعاد روانی: ترومای کودکی و شستوشوی مغزی
ترومای جدایی از خانواده
امیر یغمایی در خاطرات خود به جدایی اجباری از خانواده اشاره میکند. این جدایی نه تنها باعث دوری عاطفی از والدین میشد، بلکه تأثیرات روانی عمیقی بر او گذاشت. کودکان مجاهدین تنها هفتهای یک روز را با خانوادههای خود میگذراندند و بقیه زمان را در پانسیونهای شبانهروزی سازمان سپری میکردند. این شرایط باعث میشد که کودکان به شدت وابسته به سازمان شوند و هویت فردی خود را از دست بدهند.
از دست دادن احساس امنیت
جدایی از خانواده و زندگی در محیطی کنترلشده، باعث از دست دادن احساس امنیت در کودکان میشد. یغمایی توضیح میدهد که چگونه این جدایی باعث شده است که او و دیگر کودکان، احساس تنهایی و بیپناهی کنند.
ترومای جنگ و بمباران
زندگی در پایگاههای نظامی و مواجهه با جنگ و بمباران، تأثیرات روانی عمیقی بر کودکان داشت. یغمایی به خاطراتی از زندگی در پناهگاهها و ترس از بمباران اشاره میکند که نشاندهندهی ترومای ناشی از جنگ است.
زندگی در پناهگاهها و جنگ امریکا و عراق
یغمایی در خاطرات خود به دوران جنگ خلیج و زندگی در پناهگاهها اشاره میکند. او میگوید که در آن زمان، کودکان مجاهدین در انبارهای زیرزمینی زندگی میکردند و شرایط بسیار سختی را تحمل میکردند. این تجربهها تأثیر عمیقی بر روحیهی او و دیگر کودکان گذاشت و باعث شد که بسیاری از آنها در بزرگسالی با مشکلات روانی مواجه شوند.
شستوشوی مغزی و القای ایدئولوژی
سازمان مجاهدین خلق از روشهای شستوشوی مغزی برای القای ایدئولوژی خود استفاده میکرد. یغمایی توضیح میدهد که ازسنین پایین، کودکان تحت آموزشهای شدید ایدئولوژیک قرار میگرفتند و تصاویر رهبران سازمان به عنوان نمادهای مقدس در ذهن آنها حک میشد.
ایجاد شخصیتهای مقدس
رهبران سازمان، مسعود و مریم رجوی، به عنوان «پدر و مادر معنوی» اعضا معرفی میشدند. این شخصیتسازی، باعث میشد که کودکان و اعضا، رهبران را به عنوان مرجع اصلی زندگی خود ببینند و هرگونه انتقاد یا شک نسبت به آنها را نادرست بدانند.
تأثیرات ماندگار
یغمایی توضیح میدهد که حتی پس از ترک سازمان، تصاویر رهبران در ذهن او باقی مانده است.
۲. ابعاد اجتماعی: پروژه جداسازی خانوادهها و کنترل اجتماعی
جداسازی خانوادهها
سازمان مجاهدین خلق به طور سیستماتیک خانوادهها را از هم جدا میکرد. این پروژه با طلاقهای اجباری آغاز شد و با قاچاق کودکان به اروپا و آمریکا ادامه یافت.
طلاقهای اجباری
سازمان مجاهدین خلق با اجبار اعضا به طلاق، تلاش میکرد تا وابستگیهای عاطفی آنها را به حداقل برساند. این اقدام باعث میشد که اعضا تنها به سازمان وابسته باشند و هیچ گونه ارتباط عاطفی خارج از تشکیلات نداشته باشند.
قاچاق کودکان
یغمایی توضیح میدهد که کودکان مجاهدین به اروپا و آمریکا قاچاق میشدند تا از خانوادههای خود دور نگه داشته شوند. این اقدام باعث جدایی عاطفی کودکان از خانوادههایشان میشد و آنها را در محیطی کنترلشده و تحت تأثیر تبلیغات سازمان قرار میداد.
سازمان مجاهدین خلق با کنترل شدید بر زندگی اعضا، هویت فردی آنها را به طور کامل نادیده میگرفت. یغمایی توضیح میدهد که کودکان مجاهدین به جای زندگی عادی و بازی کردن، مجبور بودند در محیطی نظامی و کنترلشده زندگی کنند.
از بین رفتن هویت فردی
کودکان مجاهدین به شدت وابسته به سازمان بودند و هیچ فضایی برای رشد شخصی و فردی وجود نداشت. این شرایط باعث میشد که هویت فردی آنها به طور کامل تحت تأثیر ایدئولوژی سازمان قرار گیرد.
فقدان آزادی بیان
در سازمان مجاهدین خلق، هیچ گونه آزادی بیان وجود ندارد و هرگونه انتقاد یا شک نسبت به رهبران سازمان به شدت سرکوب میشود.
۳. ابعاد سیاسی: استفاده از کودکان در جنگ و پروپاگاندا
کودکسربازی و استفاده از کودکان در جنگ
یغمایی به عنوان یک کودک سرباز، تجربیات تلخی را از دست دادن کودکی خود بیان میکند. او توضیح میدهد که کودکان مجاهدین از سنین پایین تحت آموزشهای نظامی قرار میگرفتند و به عنوان سربازان کوچک در خدمت سازمان بودند.
استفاده غیراخلاقی از کودکان
سازمان مجاهدین خلق با استفاده از کودکان در جنگ، نه تنها حقوق آنها را نقض میکرد، بلکه باعث میشد که آنها در معرض خطرات جانی و روانی قرار بگیرند. یغمایی توضیح میدهد که بسیاری از کودکان سرباز در جنگ کشته شدند و این موضوع تأثیرات عمیقی بر خانوادههای آنها گذاشت.
پروپاگاندا و تبلیغات ایدئولوژیک
سازمان مجاهدین خلق از تبلیغات ایدئولوژیک برای القای ایدئولوژی خود استفاده میکرد. یغمایی توضیح میدهد که از سنین پایین، کودکان تحت آموزشهای شدید ایدئولوژیک قرار میگرفتند و تصاویر رهبران سازمان به عنوان نمادهای مقدس در ذهن آنها حک میشد.
۴. ابعاد ایدئولوژیک تشکیلات فرقهای و فاشیستی
ساختار فرقهای
سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک تشکیلات فرقهای، از روشهای کنترل شدید برای حفظ وفاداری اعضا استفاده میکند. یغمایی در خاطرات خود به این موضوع اشاره میکند که حتی تصمیماتی مانند بچهدار شدن اعضا باید با اجازهی سازمان انجام میشد. این کنترل بر زندگی شخصی اعضا، نشاندهندهی ساختاری است که در آن فردیت و آزادیهای شخصی به طور کامل نادیده گرفته میشود.
جدایی کودکان از خانوادهها
یغمایی توضیح میدهد که کودکان مجاهدین تنها هفتهای یک روز را با خانوادههای خود میگذراندند و بقیهی زمان را در پانسیونهای شبانهروزی سازمان سپری میکردند. این وابستگی، پایهای برای شستوشوی مغزی و القای ایدئولوژی سازمان بود.
کنترل بر روابط خانوادگی
درخواست ملاقات یغمایی با مادرش و پاسخ منفی سازمان، نمونهای آشکار از کنترل شدید بر روابط خانوادگی است. سازمان با محدود کردن این روابط، تلاش میکرد تا وفاداری اعضا را تنها به سمت خود هدایت کند.
۵. زندگی پس از جدایی از سازمان: بازسازی هویت و افشای حقایق
یغمایی پس از جدایی از سازمان مجاهدین خلق، به سوئد رفت و زندگی جدیدی را آغاز کرد. یغمایی توضیح میدهد که پس از ترک سازمان، تلاش کرده است تا با ترومای گذشته مواجه شود و زندگی عادیای را آغاز کند. این فرآیند بازسازی، شامل مواجهه با خاطرات دردناک و تلاش برای زندگی عادی است.
امیر یغمایی یکی از چهار نفری است که در مستند “کودکان کمپ اشرف” نیز حضور دارد. این مستند به بررسی زندگی کودکان سرباز در سازمان مجاهدین خلق میپردازد و حقایق تلخی را دربارهی شرایط زندگی آنها افشا میکند. یغمایی در مصاحبههای خود دربارهی این مستند توضیح میدهد که هدف او و دیگر عوامل فیلم، افشای ماهیت حقیقی مجاهدین خلق و آگاهیرسانی دربارهی سرگذشت تلخ کودکان این فرقه است.
باید اذعان کرد خاطرات امیر یغمایی نه تنها روایتهایی شخصی از یک زندگی پرتلاطم است، بلکه افشای ساختارهای درونی یک سازمان فرقهای و فاشیستی است. یغمایی با بیان جزئیات زندگی خود، از کنترل شدید بر زندگی شخصی اعضا تا شستوشوی مغزی و استفاده از کودکان در جنگ، تصویری واقعی از سازمان تروریستی رجوی ارائه میدهد.
آرش رضایی
انتهای پیام