تاریخ : یکشنبه, ۱۴ آذر , ۱۴۰۰ Sunday, 5 December , 2021

ابریشم چی، خواجه دلقک دربار

  • کد خبر : 2363
  • 09 می 2015 - 7:30

ابریشم چی، خواجه دلقک دربار

(رجوی:پیر دادی، جوان گرفتی، طلبکار هم هستی؟!)

مهدی ابریشم چی، سالهاست که به مثابه سومین شخص از فرقه مجاهدین جست و خیزهای انقلابی می کند. او کارنامه مبارزه و مسئولیت و اسم و رسمش در اصل از سال ۱۳۶۳ و در جریان طلاق همسر خود مریم قجر، آغاز شد و او در زمان شاه جز توبه و ندامت کارنامه دیگری نداشته است.

abrishamchi

ابریشم چی در سال ۱۳۵۸ با مریم قجر عضدانلو ازدواج کرد و آنها در فاز نظامی مجاهدین که از سال ۱۳۶۰ آغاز شد و بعضی از چهره های مجاهدین درخشیدند، اسم و رسم امروز را نداشتند بلکه آنها بعد از دو سال از آغاز مبارزه مسلحانه ترک وطن و جنگ، کرده و خود را به فرانسه رسانده و از دور دستی در آتش داشتند. زوج نامبرده در ایران که بسیاری از نیروهای پایین اجازه ازدواج و زندگی عادی نداشتند، به زندگی عادی و خانوادگی و زاد ولد مشغول بودند، در حالی که عرف و قوانین شفاهی مبارزه و جنگ مجاهدین، اینها را ممنوع کرده بود.

ابریشم چی که در پاریس به همراه زنش در اور پایگاه فرانسوی مجاهدین مشغول مبارزه بود، به دلیل روابط عاشقانه مابین مریم قجر و مسعود رجوی، ناچار شد همسرش را به نفع مسعود رجوی، طلاق داده و بر اثر تمکین و تمجید این ماجرا به شهرت مبارزاتی و انقلابی نوینی نائل آمد.

او بعدها در جریان انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین که از سال ۱۳۶۴ آغاز شد، چنان تعریف و تمجیدهای مشمئزکننده ای از آن سناریو ارئه داد و آن چنان تهی و بی شخصیت و تباه شد که مسعود رجوی، ضمن بخشیدن یک زن جوان به نام لحیا خیابانی به او، همچنین وی را در ردیف شخص سوم مجاهدین مورد اعتماد و حمایت خود قرار داد و همه جا وی را نماینده تام الاختیار خود برگزید، چون که پس از انقلاب ایدئولوژیک و کشیدن زهر شخصیت و مقاومت، ابریشم چی به مثابه کبریت بی خطری که بی خطرتر شده بود، در دست رجوی باقی می ماند.

ابریشم چی به یمن انقلاب ایدئولوژیک و معکوس جلوه دادن نیات خود و مریم قجر و مسعود رجوی، به مسئولیتهای مهمی در سازمان مجاهدین نائل آمد و او نماینده رهبری در شورای ملی مقاومت و سپس در عراق در ارتباط با اسرای جنگی و احزاب کردی و سرانجام مسئولیت سری داد و ستد اطلاعاتی و مالی و عملیاتی مجاهدین در ارتباط با بعث عراق را به عهده داشت.

مسعود رجوی در انقلاب ایدئولوژیک اول که از سال ۱۳۶۴ آغاز شد و بندهایش تا سالهای دور ادامه داشت، همواره سعی داشت تا مهدی ابریشم چی را به مثابه الگوی خواجگان و مریم قجر را به مثابه الگوی کنیزکان دربار، به خورد دیگر اعضاء و هواداران بدهد.

اما ابریشم چی که بعدها در جمع اعضاء به برادر شریف شهرت یافته بود، در دل گونه ای دیگر می اندیشید و او روزی در اعترافات انقلاب ایدئولوژیک دوم و در سال ۱۳۶۹ در سالن فرماندهی اردوگاه اشرف، آرزوهای قلبی و نارضایتی خود را نزد مسعود رجوی برملا و قصد باجگیری داشت که مسعود رجوی فی الفور قصدش را فهمید و پاسخ دندانشکن داد، پیر دادی و جوان گرفتی حالا چیزی طلبکار هم شدی!

با این وصف که مهدی ابریشم چی به مانند مریم قجر و مسعود رجوی، در هیچ جنگ و جدل و خطری شرکت نکرد و همیشه به مثابه شخصیتی لمپنی، معرفی و شناخته می شد، قبل از جنگ متحدین علیه عراق در سال ۱۳۸۲ به همراه صدها تن از فرماندهان و خود مریم قجر، صحنه جنگ و عراق جنگ زده را ترک کرده و خود را مجدداً به فرانسه رساند تا جمعاً قلاب وصل رهبری را ضخیمتر کنند و او را نیز به پاریس و جای امن تری بکشانند.

در ژوئن سال ۲۰۰۳ که پلیس فرانسه به محله اور و پایگاه اصلی مجاهدین حمله کرد و مریم قجر به همراه ۱۶۰ فرمانده دیگر در آن عملیات دستگیر شدند، ابریشم چی نیز در جمع دستگیرشدگان به جرمهای جاسوسی و تروریستی و پولشویی و غیره، به چشم می خورد.

در اولین روز زندان که جملگی اعضاء شوکه و به حال نزار مریم قجر و خطر استردادش به تهران هراسان بودند، ابریشم چی که فرانسه را با عراق صدام حسین اشتباه گرفته بود، خواست با دست انداختن و زیر سئوال بردن اتوریته پلیس، به دیگران روحیه داده باشد که با فریاد بلند یکی از پلیس ها مواجه شده و درجا موش شد و تا انتهای مدت زندان موش باقی ماند.

ابریشم چی با آنکه طی سالها حضور و مسئولیت در کنار مسعود رجوی و به مثابه شخص سوم جنگ و ترور و جاسوسی و مزدوری، همواره مورد اعتماد مسعود رجوی و مریم قجر و نیروهای امنیتی بعث عراق، بوده و به موازات خواجه دلقک دربار در سرکوب و جاسوسی و مسایل مالی و جنگی شرکت داشته، اما او با تایید و تمکین در مورد انقلاب طلاق، زمینه ویرانی و طلاق صدها زوج مجاهدین و آوارگی کودکان شان را به عهده داشته که اگر نتوانیم وی را مسئول اول ویرانی و تبهکاری مجاهدین قلمداد کنیم، بی شک او نفر و مسئولیت دوم را داشته و از این بابت خانواده های مجاهدین، مردم ایران و تاریخ از سر تقصیرات او نخواهند گذشت.

abrishamchi (1)

کانون سیاسی ـ فرهنگی ایران فانوس

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=2363

نوشته های مشابه

01دسامبر
«پروانه» مرا در آلبانی خفه کردند
مهین حبیبی، مادر چشم انتظار یکی از اسیران فرقه رجوی:

«پروانه» مرا در آلبانی خفه کردند

11نوامبر
خانواده سمیع ناظری: دیوان کیفری بین المللی به وظیفه ذاتی خود عمل کند
قیام خانواده‌های اسیران فرقه رجوی برای دادخواهی نزد دیوان کیفری بین‌المللی/ 5

خانواده سمیع ناظری: دیوان کیفری بین المللی به وظیفه ذاتی خود عمل کند

10نوامبر
برادر چشم انتظار حافظ نصرتی: وضعیت اسیران فرقه رجوی را در یک لیست رسمی اعلام نمایید
قیام خانواده‌های اسیران فرقه رجوی برای دادخواهی نزد دیوان کیفری بین‌المللی / 4

برادر چشم انتظار حافظ نصرتی: وضعیت اسیران فرقه رجوی را در یک لیست رسمی اعلام نمایید