مصاحبه با خانم حمیـرا محمد نـژاد
(عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ ساکن آلمان) ـ قسمت اول
خانم حمیرا محمد نژاد عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش در سال ۷۳ از مجاهدین جدا شد. انگیزه ی جدایی او از مجاهدین خلق حکایت تلخ و درخوری ست از سالها زیست و تنفس در فضای اختناق آمیز حاکم بر مناسبات تشکیلاتی و قرون وسطایی مجاهدین. نفی فردیت ، سلب و انکار حق آزادی انتخاب آدمی یکی از مشخصه های بارز و آشکار دستگاه اعتقادی و اندامواره فکری و ایدئولوژیک مجاهدین است.
دنیای تاریک و سیاه مجاهدین در واقع متعلق به عصر توحش و بربریت است که متاسفانه در دنیای مدرن و عصر تحولات دموکراتیک در اشکال گوناگون و در گروهها و فرقه های تبهکاری چون القاعده ، طالبان ، داعش ، بوکو حرام ، مجاهدین خلق و … بازتولید می شود. در تفکر فرقه ای و تلقی فاشیستی مجاهدین از دین ، “زن” موجود دوپایی تلقی می گردد که “شر و شیطانی” قلمداد شده و بایستی برای رهایی از این وسوسه شیطانی و شر ذاتی … او را با کلمات و واژه های فریبنده ای چون آرمان انقلابی ، حفظ اصالت و پاکی و … در اسارت و تحت سیطره ی همیشگی و مداوم قرار داد و در خوشبینانه ترین شکل زنان را در مسیر بهره کشی جنسی ، تولید مثل و اقدامات تروریستی و انتحاری بکار گرفت تا بدین ترتیب کابوس تاریخی استفاده ابزاری از زن را به انحاء گوناگون به نمایش گذاشت.
تامل و دقت در سخنان و نقطه نظرات خانم محمد نژاد در این گفتگو در حقیقت بازخوانی یک فاجعه و تراژدی تکراری تاریخی ست. زن حق انتخاب ندارد ، زن بایستی در محدودیت بسر برد ، مردان به جای زنان تصمیم گیرنده باشند و حقوق انسانی زن در قالب توجیهات مضحک ، گاه فریبنده و مشمئز کننده ی ایدئولوژیک به سخره گرفته شود و در بسیاری موارد انکار و نفی گردد که نشانه ی یک ذهن بیمار است که گاه در شکل و هیئت موجود تبهکاری چون ملاعمر رهبر طالبان ، ابوبکر بغدادی رهبر داعش یا مسعود رجوی رهبرعقیدتی مجاهدین و … خود را به نمایش می گذارد. نمایشی که مشمئز کننده است و پالس روشنی از پلشتی و پلیدی یک تفکر متعلق به عصر توحش و بربریت … نگرش غیرانسانی ذهن بیمار که زن را به مثابه نیمه دیگر انسان و نیمی از جمعیت فعال و خلاق جهان در اعماق ذهن خود باور ندارد …
سپاس خانم حمیرا محمد نژاد که دعوت سایت نیم نگاه را برای گفتگو پذیرفتید شما یک عضو جداشده از مجاهدین هستید و ۹ سال ، مناسبات و فضای حاکم بر تشکیلات مجاهدین را تجربه کردید. دوست دارم مصاحبه با شما بدور از کلیشه های رایج و مرسوم ، آنچه که در پسزمینه های روابط تشکیلاتی مجاهدین جریان داشت مورد واکاوی و بررسی قرار بگیرد. به این خاطر در این بخش از گفتگو دو سوال مطرح می کنم که در واقع دو پرسش مطروحه ، پیوستگی مضمونی با هم دارند و به دلیل انسجام منطقی گفتگو به نظرم پاسخ شما به هر دو پرسش در این بخش از گفتگو یک ضرورت است. شما در اکتبر ۲۰۱۳ در گفتگو با سایت زنان ایران فرمودید در سنین نوجوانی در اواسط دهه شصت جذب مجاهدین شدید و دلیل پیوستن تان را سیستم سنتی حاکم بر خانواده و جستجوی راه گریزی از فضا و شرایط محدودیت آمیز و بازدارنده ذکر کردید و اشاره داشتید برادرتان باعث آشنایی شما با مجاهدین شد و علیرغم اینکه پیک سازمان برای خروج برادرتان از ایران و انتقال به عراق به خانه شما آمد اما برادرتان از رفتن به عراق طفره رفت ولی شما از فرصت استفاده کرده و با پیک سازمان راهی ترکیه و سپس عراق شدید چون از طریق گوش دادن به رادیو مجاهد جذب شعارهای مجاهدین درباره آزادی زنان شده بودید، خب دلیل پیوستن شما دقیقا انگیزه ی پیوستن خانم نسرین ابراهیمی به مجاهدین در سن ۱۴ سالگی نیز است ایشان در مصاحبه با سایت نیم نگاه در تاریخ ۲۸ دیماه سال ۱۳۹۱ به جزئیات و انگیزه پیوستن شان به تشکیلات رجوی اشاره روشنی دارند.




































