۞ حضرت علی (ع) :
منافقین به رنگ های گوناگون در می آیند و فتنه های گوناگون به پا می کنند. (نهج البلاغه خطبه 194)

موقعیت شما : صفحه اصلی » گفت و گو
  • شناسه : 9819
  • 02 آگوست 2017 - 12:00
  • ارسال توسط :

بخش اول

بخش دوم

بخش آخر:

 

فراق: جدا شده های فرقه رجوی، مخزنی از اسرارِخیانت ها و جنایت های فرقه رجوی هستند. این افراد با بیان سرگذشت و بازگویی دیده های خود نقش مهمی در افشای ماهیت پلید این فرقه دارند.

بدون شک سخنان و افشاگری های این افراد سیمای واقعی فرقه رجوی را آشکار ساخته و این گفتارها در نهایت آگاهی بیشتر مقام های بین المللی، خانواده ها و حتی اسیران فرقه رجوی را موجب می گردد.

پایگاه خبری-تحلیلی فراق، بدین منظور گفت و گویی خواندنی با آقای مکی رفیعی که از این فرقه کثیف فرار کرده انجام داده است که در سه قسمت منتشر می شود.

مکی رفیعی که با انگیزه کار  راهی کشور ترکیه شده بود توسط آدم ربایان فرقه رجوی ربوده شده و سر از اردوگاه اشرف در آورد. وی خاطرات جالبی از حضور خانواده ها در اشرف، مراسم های ساختگی دینی رجوی و نحوه فعالیت اعضای فرقه رجوی دارد  و با صبر و حوصله ای قابل تقدیر به تمام سوال های ما پاسخ دادند

بخش سوم این گفت و گو را در زیر می خوانید:

  • با شنیدن صدای خانواده، اینکه با تمام وجود خواهان ملاقات با ما بودند و با آمدن برادرم وشنیدن صدای وی که درحین کار بودم دیگر نمی توانستم کار کنم . دیگر تمام وجودم بیرون بود و فقط جسمم داخل اشرف بود. شبها فقط به فکر برادرم بودم که فرسنگها راه به خاطرمن آمده ومن چگونه نمی توانم به دیدارش بروم وبین خودم وخدای خودم اشک می ریختم.
  • در حال حاضر شکر خدا فرارهای از فرقه زیاد شده وآن هم به دلیل آگاه تر شدن افراد است. هر چه به جلو برویم قطعا این جداشدن ها زیاد می شود. در گذشته جدایی، بیشتر از لایه های پایین بود ولی الان مشاهده می کنیم که مسؤولین رده بالا، فرماندهان نیرویی وغیر نیرویی  جدا می شوند . به قطع آن هایی هم که در فرقه ماندند بیشتر در چه کنم، چه کنم افتادند ومردد هستند و آن هم به علت سن وسالشان است که با خودشان‌ می گویند آیا بعد از این همه عمربیرون برویم چه کنیم . من در همین جا هم به شما این وعده را می دهم که جداشدن از فرقه با یاری خداوند بیشتر و بیشتر خواهد شد مطمئن باشید.
  • تمام حرف های فرقه دروغ محض است.ما جداشده ها از وقتی ایران آمدیم تا الان هیچ ممنوعیتی نداشتیم.علی رغم این که ما سال ها دشمن این نظام بودیم ولی مانع وحایلی در پیشرفت کاری ، درسی واجتماعی ما نبود ومانند یک شهروند عادی با ما برخورد می شود .
  • من به جد می گویم اگر فرقه اشرف را ترک کرد و فرار کرد اگر لیبرتی جایگاه دوم فرقه درعراق را ترک کرد فقط همت وحضور پرشور خانواده ها بود . همین خانواده ها که از جان ودل مایه می گذارند ودر سرما وگرما در اطراف اشرف ولیبرتی بافریادهای بلند و رسا عزیزان خود راصدا می زنند. این خانواده بود که دژمستحکم رجویی را پودر کرد.  خانواده بود که گذاشت اشرف بجنبد وشبانه خالی  شود ولیبرتی برسر رجویی خراب شد . خانواده بود که باعث شد این همه افراد از فرقه جدا شوند .به یقین خانواده ها در این راه موفق خواهد شد.

 

 

مکی رفیعی نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجوی

مکی رفیعی در کنار فرزندان دلبند خود

فراق : آیا در زمان آغاز سفر خانواده ها به عراق اتفاق های خاصی درون فرقه روی می داد ؟ شما درآن زمان چه می کردید؟

درجواب سوال مقدمه ای باید بگویم . از آنجایی که فرقه یک فرقه کاملا بسته است وهیچ خبری را نمی گذارد از بیرون به نیروها برسد مگر آن خبر فیلترینگ شود به همین دلیل یکی از دلایل ضدیت فرقه با خانواده این است که خانواده حامل اخباری می باشد که فرقه سال ها آنها را از افراد کتمان کرده و یا با دروغ  و شیادی به گونه ای دیگر جلوه داده است . سران فرقه می ترسند از اینکه افراد در تماس خانواده با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنند و دروغ های فرقه برملا شود.

اما در جواب سوال شما یادم است که در ابتدای سرنگونی حزب بعث و در اثر فشار سازمانهای بین المللی وصلیب سرخ، فرقه علی رغم میل باطنی خودش با ملاقات خانوادههایی که از ایران با هزینه شخصی خود آمده بودند موافقت کرد واجازه داد که دم در اشرف به مدت یک ساعت خانواده ها بچه های خود را ملاقات کنند.

این دیدارها تحت فشار سازمان های بین المللی روی داد واینکه شرایط برای فرقه به گونه ای بود که می خواست به سازمانها بین المللی بگوید که یک سازمان باز است و به همین دلیل قبول کرد .

خوب افراد بعد از بیست واندی وحتی بیشتر توانستند خانواده های خود را آن هم به مدت یک ساعت ببینند. در برگشت افراد به قرارگاه ویگانها محفل ها شروع شد و در کمتر از یک ساعت ملاقات  معلوم شود که اخبار زیادی که سازمان به افراد داده بود کذب محض است. راستش بعد از برملا شدن دروغهای رجویی فرارها شروع شد زیرا افرادی که با خانواده ملاقات کرده بودند فقط جسمشان در اشرف بود ولی روح آنها بیرون و نزد خانواده خود بود.  وقتی فرقه فرارها را دید که زیاد شدند، مانند فرار سران تشکیلاتی که سال ها ادعای جان برکفی رجویی را داشتند و در عرض  یک ساعت تغییر و به رجوی پشت کردند دیگر اجازه ملاقات را نداد واعلام کرد خانواده دشمن ترین دشمن ما است.

اما پرسیده بودید آیا اتفاق خاصی زمانی که خانواده ها می آمدند درآنجا روی  می داد؟ باید بگویم بله زمانی که خانواده ها دم قرارگاه می آمدند ترس وجود مسؤولین فرقه را فرا می گرفت واز رخسار و رفتار آن ها می شد فهمید که دم در خبرهایی  است .

بعداز راه افتادن بلندگوها، آنها با ایجاد پارازیتهایی باصدای بلند سعی می کردند صدای دل نشین خانواده ها را در اشرف ازبین ببرند. کار دیگر فرقه دراین زمان بردن وقرنطینه کردن  افرادی بود  که اعلام جدایی کرده بودند و یا با فرقه زاویه داشتند که مبادا با آمدن خانواده ها این افراد فرار کنند. کار بعدی سران فرقه هنگام آمدن خانوادهها نشست گذاشتن برای اعضا بود که با نشستهای طولانی سعی میکردند که افراد را شستشوی مغزی کنند ودیدگاه آنها را نسبت به خانواده خود عوض کنند.

درجواب سوالتان باید این را نیز بگویم که با شنیدن صدای خانواده، اینکه با تمام وجود خواهان ملاقات با ما بودند و با آمدن برادرم وشنیدن صدای وی که درحین کار بودم دیگر نمی توانستم کار کنم . دیگر تمام وجودم بیرون بود و فقط جسمم داخل اشرف بود. شبها فقط به فکر برادرم بودم که فرسنگها راه به خاطرمن آمده ومن چگونه نمی توانم به دیدارش بروم وبین خودم وخدای خودم اشک می ریختم.

با رفتن برادرم دیگر من نفر فرقه نبودم، چند بار درخواست جدایی نوشتم ولی به شدت مرا سرکوب کردند. چندین بار برایم «دیگ» گذاشتن، «دیگ» اصطلاحی است که فرقه برای دادگاهی کردن افراد می گذاشت.

چندین بار مرا به انفرادی بردند و مرا با تهدید وامضا گیری به تشکیلات منحوس خود برگرداندند. سختی زیادی کشیدم، در چندین نوبت مرا به خروجی برده وچند نفر با چوب وآهن به من حمله کردند که چرا می خواهی دراین شرایط از فرقه جدا شوی و تا سرحد مرگ مرا زدند.

پس از آن درون خود تصمیم گرفتم که به هیچ عنوان حرف رفتن را نزنم بلکه فقط به فکر فرار باشم.

چندین روز گذشت، مترصد فرصتی بودم. همانگونه که می دانید در اشرف، ایست بازرسی های متعددی را فرقه زده بود وعلاوه بر آن از داخل یگان « اف. ام » نیز خروج مشکل بود چرا که دم در دونگهبان داشت. منتظر فرصتی بودم تا اینکه یک روز برای کارجمعی همراه چند تن از هم یگان های خود و چند فرمانده برای کار در داخل اشرف رفتیم .یگان های مشترک عراق وآمریکا که گشت مشترک داشتند درحال عبور از از روبه روی ما بودند.

لازم به ذکر است که درآن زمان پرونده امنیتی اشرف از نیروهای آمریکایی تحویل نیروهای عراقی شده بود وآمریکایی ها به صورت آزمایشی شش ماه قرار بود که برخورد با نیروهای فرقه را به عراقی ها آموزش دهند.

بنده درحین کار از دور گشت مشترک عراقی وآمریکایی را مشاهده کردم، احساس عجیبی داشتم به خودم گفتم الان بهترین فرصت است. به خداوند توکل کردم، چندین بار سوره توحید را خواندم و خودم را به خدا سپردم.

وقتی گشت به موازات ما رسید هرچه توان دربدن داشتم را به پاهایم انتقال دادم  و به سرعت به طرف گشت دویدم.

افراد ومسؤولانی که آنجا بودند تا به خودشان بیایند، من فرسنگ ها فاصله گرفتم. آن ها شروع به تعقیب من کردند تا اینکه نیروهای آمریکایی وعراقی متوجه شدند با صدای بلند فریاد می زنم و از آن ها کمک می خواهم.

سربازعراقی از ترس این که من انتحاری هستم و به سرعت به طرفشان می آیم پیاده شد و ضامن اسلحه کلاشینکف خود را کشید که مرا بزند ولی افسر حاضر در صحنه چون تجربه فرار بچه ها را داشت سریع جلوی تیراندازی را گرفت وآغوشش را باز کرد وسریع مرا داخل ماشین هامر انداخت.

افراد فرقه دور و برماشین هامر را گرفتند و با داد و بیداد تلاش کردند که مرا پیاده کنند ونگذارند بروم که به زبان عربی به عراقی ها گفتم که این ها قصد کشتن مرا دارند ومترجم عرب نیز برای نیروهای آمریکایی ترجمه کرد.

هم عراقیان وهم نیروهای آمریکایی به شدت با افراد فرقه برخورد کردند. پس از آن مرا تحویل سازمان حقوق بشر عراق دادند ودولت عراق مرا به هتل الرشید برد. آن ها مرا صاحب اختیار قراردادند که تصمیم بگیرم کجا بروم آیا ایران یا اروپا بروم که بنده اول تصمیم گرفتم به اروپا سفر کنم و با گرفتن پاسپورت از سفارت ایران در بغداد به ترکیه رفتم و آماده سفر به اروپا شدم اما بعد از صحبت تلفنی با خانواده ام که به شدت دوست داشتند ایران برگردم وغربت در غربت نشود و دوباره دور هم جمع شویم تصمیم خود را عوض کردم و به وطن عزیزم آمدم والان خدمتتان هستم.

فراق:با توجه به حضور چند ساله شما در فرقه منحوس رجوی، اصول رفتاری این فرقه را چگونه دیدید؟

سوال جالبی است ببینید اصلا فرقه اصول ندارد که برآن پایبند باشد. بله درحرف وشعار تا دلت بخواهد صاحب اصول، عقاید وچارچوب است ولی در عمل اصلا پایبند به هیچ یک از گفتارها وشعارهای خود نیست .

چند مثال بزنم. اولی خلع سلاح بود که قبلا توضیح دادیم و لزومی نیست تکرار کنیم . دومی تخلیه اشرف که برای فرقه دژی مستحکم، پل سرنگونی و نبردگاه آخر بود. همیشه این شعار را درهرنشستی تکرار می کردند که کوه اگر بجنبد اشرف زجا نجنبد ولی دیدیم چگونه با فضاحت هرچه تمام تر تخلیه کردند وکوه موش زائید.

همچنین شعاردیگرشان ضد امپریالیسم بود که همه می بینند چگونه در زیرسایه امپریالیسم می خزند. البته می دانید که فرقه برای هرکدام از این کوتاه آمدن ها و بازی هاش دلیل می آورد که خود ونیروهای وفادارش را قانع کند .کارشناسان دروغ پرداز رجوی دور هم می نشینند و توجیهاتی برای این کارهای خود در می آورند مانند این که برای ترک اشرف توجیه نمودند که یک مجاهد مقید به زمین نیست. واقعا خنده داراست وقتی قافیه تنگ می آید . توجیه آبکی که فقط خودشان را با انها دل خوش می کنند.وقتی خزیدن در سایه امپریالیسم می آید توجیه می کنند که شاغول جنگ ما نظام ایران است در صورتی که در بدو ورود ما یکی از آموزش های مهم ضد امپریالیسم بود و آمریکا واروپا را ببر کاغذی می خواندیم.

فراق:حضور خانواده ها در آلبانی مقر فعلی فرقه را به منظور آگاه سازی اسیران چگونه ارزیابی می کنید؟

 

همانگونه  که قبلا هم گفتم خانواده برای فرقه دشمن ترین دشمنان است وترس عجیبی از حضور خانواده ها دارد .برای جواب این سوال کمی به عقب تر برگردیم به زمانی که اعضای فرقه در اشرف بودند. من به جد می گویم اگر فرقه اشرف را ترک کرد و فرار کرد اگر لیبرتی جایگاه دوم فرقه درعراق را ترک کرد فقط همت وحضور پرشور خانواده ها بود . همین خانواده ها که از جان ودل مایه می گذارند ودر سرما وگرما در اطراف اشرف ولیبرتی بافریادهای بلند و رسا عزیزان خود راصدا می زنند. این خانواده بود که دژمستحکم رجویی را پودر کرد.  خانواده بود که گذاشت اشرف بجنبد وشبانه خالی  شود ولیبرتی برسر رجویی خراب شد . خانواده بود که باعث شد این همه افراد از فرقه جدا شوند .به یقین خانواده ها در این راه موفق خواهند شد.

فراق: وضعیت فعلی ایران را باتوجه به مواردی که سران فرقه به شما عنوان می کردند چگونه می بینید ؟

تمام حرف های فرقه دروغ محض است.ما جداشده ها از وقتی ایران آمدیم تا الان هیچ ممنوعیتی نداشتیم.

علی رغم این که ما سال ها دشمن این نظام بودیم ولی مانع وحایلی در پیشرفت کاری ، درسی واجتماعی ما نبود ومانند یک شهروند عادی با ما برخورد می شود .

اما درباره بیکاری که فرقه درباره آن مانور می دهد باید بگویم که در همه کشورها بیکاری وجود دارد و درایران هم با این همه تحریم های ظالمانه توسط دشمنان قطعا مشکل وجود دارد که با یاری خداوند، وحدت و همبستگی میان تمام مردم این موضوع ریشه کن خواهد شد.

فراق:پیام شما به افراداسیر ونااگاه درفرقه چیست ؟

پیام من این است که فرقه رجویی وساختار ایدئولوژی آن بر مبنای دروغ استوار است واین عزیزان هرچه سریعتر از فرقه جدا شوند خیلی بهتر است زیرا عمرعزیزشان را بی خودی درآن باطلاق هدر می دهند.

من چندین بار با افرادی که اخیرا وچند سال قبل جداشدند  صحبت کردم همه به من می گفتند ای کاش زودتر جدامی شدیم وای کاش همان موقع که جداشدی ماهم جدامی شدیم زیرا که این فرقه به جز دروغ ودغل چیز دیگری بلد نیست.

در یک کلام باید بگویم هرچه بیشتر در فرقه پلید رجوی بمانید بیشتر فرصت های بهتر زیستن را از دست می دهید.

فراق:به نظر شما راه آزادی اسیران فرقه در چیست ؟

در حال حاضر شکر خدا فرارهای از فرقه زیاد شده وآن هم به دلیل آگاه تر شدن افراد است. هر چه به جلو برویم قطعا این جداشدن ها زیاد می شود. در گذشته جدایی، بیشتر از لایه های پایین بود ولی الان مشاهده می کنیم که مسؤولین رده بالا، فرماندهان نیرویی وغیر نیرویی  جدا می شوند . به قطع آن هایی هم که در فرقه ماندند بیشتر در چه کنم، چه کنم افتادند ومردد هستند و آن هم به علت سن وسالشان است که با خودشان‌ می گویند آیا بعد از این همه عمربیرون برویم چه کنیم . من در همین جا هم به شما این وعده را می دهم که جداشدن از فرقه با یاری خداوند بیشتر و بیشتر خواهد شد مطمئن باشید.

انتهای پیام / گفت و گوی اختصاصی پایگاه خبری تحلیلی فراق

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.