عضو جداشده مجاهدین خلق از وجود ساختار بسته، شخصمحور و سرکوبگر درون منافقین خبر داد و گفت که علاوه بر اقدامات تروریستی بیرونی، اعضای داخلی نیز هدف خشونتهای شدید روحی و جسمی قرار میگرفتند.

به گزارش فراق، حامد صرافپور که حدود ۲۵ سال عضو این سازمان بوده است، در شهادت خود در دادگاه رسیدگی به پرونده این گروهک اظهار کرد: سازمان مجاهدین خلق دارای زندانهای مخفی درونتشکیلاتی بود و هر فردی که قصد جدایی یا حتی طرح سؤال و انتقاد داشت، با فشارهای شدید، تحقیر، شکنجه و تهدید مواجه میشد تا از تصمیم خود منصرف شود.
وی با اشاره به ساختار رأس سازمان گفت: تشکیلات کاملاً بسته و شخصمحور بود و تمامی تصمیمات مستقیماً از سوی مسعود و مریم قجر ابلاغ میشد. هیچکس حق مخالفت یا سرپیچی نداشت و اطاعت مطلق اصل اساسی سازمان بود.
این عضو جداشده تأکید کرد که فضای تشکیلات بهگونهای طراحی شده بود که اعضا دچار ترس دائمی، انزوا و وابستگی کامل به سرکرده شوند و خروج از سازمان عملاً به یک «جرم تشکیلاتی» تبدیل شده بود.
صرافپور در ادامه شهادت خود در دادگاه رسیدگی به جنایات سازمان مجاهدین خلق، از نحوه جذب جوانان در سالهای ابتدایی انقلاب و ورود تدریجی آنها به فاز خشونت و ترور پرده برداشت.
وی گفت: در سال ۱۳۵۸ و در حالی که دانشآموز بودم، تحت تأثیر شعارهای مذهبی، انقلابی و ضدامپریالیستی سازمان جذب شدم. سازمان با سوءاستفاده از باورهای دینی و احساسات انقلابی جوانان، آنها را فریب میداد.
صرافپور توضیح داد که فعالیتهای اولیه او شامل فروش نشریات، دیوارنویسی و تبلیغات خیابانی بوده، اما بهتدریج وارد لایههای عملیاتی سازمان شده است.
او افزود: سازمان از نوروز ۱۳۶۰ وارد فاز درگیریهای خیابانی شد. تنشها در مدارس و محلات به آشوبهای گسترده انجامید و بسیاری از مردم عادی مجروح یا کشته شدند.
این شاهد دادگاه با اشاره به عملیاتهای نظامی موسوم به «آفتاب»، «چلچراغ» و «فروغ جاویدان» گفت: فرماندهی همه این عملیاتها مستقیماً با مسعود و مریم قجر بود. نیروها بدون آموزش کافی و صرفاً با انگیزههای ایدئولوژیک به میدان فرستاده میشدند و تعداد زیادی کشته یا اسیر شدند.
صرافپور تأکید کرد: در سازمان، پرسش یا مخالفت جرم محسوب میشد. از مسائل شخصی و عبادی گرفته تا حضور در جنگ، همه چیز باید بدون چونوچرا اجرا میشد. سازمان یک تشکیلات تمامیتخواه و خشن بود.
صرافپور در بخش دیگری از شهادت خود، از تشدید سرکوبهای داخلی پس از اجرای طرح موسوم به «انقلاب مریم» در سال ۱۳۷۱ خبر داد.
وی گفت: پس از این طرح، کنترل روانی اعضا بهشدت افزایش یافت و حتی افراد بیمار نیز اجازه کنار رفتن از نشستها، مأموریتها یا فعالیتهای اجباری را نداشتند.
نشستهای طولانی با فشار شدید روانی برگزار میشد و اعضا مجبور میشدند آمادگی خود را برای جنگ با کشورشان اعلام کنند.
صرافپور بزرگترین سرکوب تشکیلاتی را مربوط به سال ۱۳۷۴ دانست و افزود: مسعود رجوی دستور داد افرادی که خواهان جدایی هستند، دو سال زندانی شده و سپس به استخبارات عراق تحویل داده شوند. این تصمیم باعث موجی از خودکشی، سکته و مرگهای مشکوک در میان اعضا شد.
وی همچنین به شکنجه زنان درون سازمان اشاره کرد و گفت: همسرش، زهرا میرباقری، از قربانیان این رفتارها بوده است.
به گفته او، همسرش فهرستی از زنان مقطوعالنسلشده را افشا کرده که تحت نظارت مستقیم مریم قجر عضدانلو و با توسط فردی به نام فائزه محمدکار، مسئول زندان زنان، تحت فشار و تهدید قرار گرفته بودند.
این شاهد دادگاه در ادامه از همکاری اطلاعاتی سازمان با رژیم صدام خبر داد و گفت: سازمان اطلاعات نظامی ایران را در اختیار استخبارات عراق قرار میداد و پس از سقوط صدام نیز برای حفظ امنیت خود، همکاری امنیتی و اطلاعاتی با نیروهای آمریکایی را آغاز کرد.
صرافپور در پایان تأکید کرد: مجاهدین خلق بهتدریج از یک جریان سیاسی به یک تشکیلات بسته، خشونتطلب و بیرحم تبدیل شد که نهتنها علیه مردم ایران، بلکه علیه اعضای خود نیز دست به جنایت میزد.
انتهای پیام

































