عضو نجات یافته از منافقین، با حضور در جلسه ۵۲ دادگاه محاکمه این گروهک، به تشریح نقش خائنانه آنها در مقطع پایانی جنگ تحمیلی و پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ پرداخت.

به گزارش فراق، بهزاد علیشاهی با اشاره به وقایع سالهای ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷ اظهار کرد: در شرایطی که هر دو کشور ایران و عراق قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته بودند، تنها گروهی که همچنان برای رژیم بعث عراق کارایی داشت، مجاهدین خلق بود و صدام حسین از طریق این گروهک تلاش میکرد اهداف خود را دنبال کند.
علیشاهی افزود: در همین بازه زمانی، عملیاتهای بزرگی همچون فکه، مهران، آفتاب و فروغ جاویدان توسط منافقین انجام شد.
این شاهد عینی با اشاره به مواضع صدام حسین گفت: صدام در ۸ تیر ۱۳۶۷ در یک سخنرانی اعلام کرد که صلح باعث میشود دشمن در داخل کشور خودش از بین برود و تأکید کرد نیروهایی در اختیار دارد ـ منظورش منافقین بود ـ که میتوانند این هدف را محقق کنند. در همین راستا، منافقین تحلیل میکردند که جمهوری اسلامی ایران بر دو پایه «جنگ» و «اختناق داخلی» استوار است و هرگز قطعنامه را نمیپذیرد، اما پس از پذیرش قطعنامه مدعی شدند ایران یکی از پایههای خود را از دست داده و در ضعیفترین وضعیت قرار دارد و میتوان با یک حمله نظامی کشور را تصاحب کرد.
علیشاهی در ادامه با انتقاد از سوءاستفادههای ایدئولوژیک این گروهک گفت: آنها از نام امام حسین(ع) سوءاستفاده میکردند تا شکستهای خود را توجیه کنند و بهگونهای القا کنند که ناکامیها نه بهدلیل ضعف در برنامهریزی یا اجرای عملیات، بلکه ناشی از ضعف ایدئولوژیک نیروها بوده است؛ در حالی که خود این ایدئولوژی دچار اشکالات اساسی بود.
وی افزود: در همان زمانی که منافقین در تبلیغات بیرونی، جمهوری اسلامی را ضعیف جلوه میدادند، در درون تشکیلات ـ بهویژه در سطوح فرماندهی ـ دچار ترس جدی بودند؛ ترس از اینکه مبادا دیگر برای صدام نیروی مفیدی محسوب نشوند، یا حتی احتمال بدهند که رژیم بعث آنها را مسترد و تحویل جمهوری اسلامی دهد. این نگرانیها باعث میشد برای حفظ جایگاه خود، دست به هر نوع عملیات غیراصولی، نادرست و غیراخلاقی بزنند.
این عضو جداشده تصریح کرد: حتی به نیروها القا میکردند که اگر لازم باشد، خودشان را قربانی میکنند و میگفتند «ما خودمان را به کشتن میدهیم، شما فقط حمایت کنید». در مقابل، حمایتهای مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی گستردهای دریافت میکردند تا روحیه نیروهای آماده عملیات را بالا ببرند. فضای ایجادشده کاملاً ساختگی و فریبنده بود؛ بهگونهای که ادعا میکردند در داخل کشور و حتی در زندانها تشکیلات گسترده دارند و نیروهای زیادی با آنها همکاری میکنند.
علیشاهی افزود: این القائات به حدی بود که نیروهای اعزامی بهجای آذوقه چندروزه جنگی، لباسهایی در کولهپشتیهای خود میگذاشتند که نشان میداد تصورشان «رسیدن و ماندن» در داخل کشور بود، نه انجام یک عملیات محدود.
وی در پایان تأکید کرد: عملیاتها بهمعنای واقعی کلمه متوهمانه طراحی شده بود. سیستم چیدمان نیروها، سازماندهی و القائات روانی کاملاً غیرواقعی بود. هرچند ممکن است در جزئیات تجهیزات، کموزیادهایی وجود داشته باشد، اما کلیت ماجرا یک برنامهریزی آگاهانه و از پیشطراحیشده بود.
انتهای پیام

































