۞ حضرت علی (ع) :
منافقین به رنگ های گوناگون در می آیند و فتنه های گوناگون به پا می کنند. (نهج البلاغه خطبه 194)

موقعیت شما : صفحه اصلی » یادداشت
  • شناسه : 28181
  • 05 ژانویه 2021 - 9:35
  • ارسال توسط :

بارها در نشست های مستقیم مریم رجوی حضور داشتم و او تاکید می کرد که بزرگترین افتخارش عضویت در سازمان مجاهدین است. او همیشه در نشست های عمومی می گفت که یک عضو ساده سازمان مجاهدین است که فقط مسئولیتش با بقیه متفاوت است.

ما هم کمابیش به حرف های وی، باور داشتیم و واقعا فکر می کردیم او یک مجاهد خالص و پاک است که پس از فداکاری های مجاهدانه اش، این افتخار نصیبش شده که پله پله در تشکیلات صلاحیت کسب کرده و نهایتا به منصب رئیس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ارتقاء پیدا کرده است.

تا زمانی هم که در سازمان حضور داشتم و تصمیم به جدایی نگرفته بودم، بی مهری هائی که در حقم شده بود را به رده های پائین نسبت می دادم.

اما واقعیت ها چیست؟

مریم قجر عضدانلو، زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ در تهران می باشد، او از طریق برادرش محمود با سازمان مجاهدین آشنا شد، محمد امام اولین کسی بود که تشکیلات، مریم عضدانلو را برای همسری به او پیشنهاد کرده بود، از محمد امام نقل شده است که: «آن زمان برای ما که از زندان آزاد شده بودیم ازدواج با این تیپ آدم ها مانند فحش بود و مسعود می خواست که مریم را به من بیندازد، چون خواهر محمود بوده و ادامه می داد که من نفر سوم بودم که او را رد کرده بودم.»

طوری که مریم عضدانلو را به هرکس که معرفی می کردند قبول نمی کرده تا اینکه به مهدی ابریشمچی به صورت تشکیلاتی ابلاغ شده و مجبور به پذیرش می شود.

این مسئله آن قدر برجسته و مطرح بود که رجوی صدها بار بعد از انقلاب ایدئولوژیک در نشست ها به محمد امام با اشاره به مریم می گفت: « حالا افسوس نمی خوری که قبول نمی کردی؟» البته در فاز سیاسی مریم عضدانلو هنوز جراحی پلاستیک روی چهره اش جهت زیبا سازی به منظور ازدواج با رجوی انجام نشده بود. مریم در سال ۱۳۵۸ با مهدی ابریشمچی از اعضای سازمان ازدواج و اشرف ثمره این ازدواج بود، مریم رئیس دفتر شخصی مسعود رجوی مسئول اول وقت سازمان بود. مریم در اسفند ۱۳۶۳ بعنوان همردیف مسئول اول سازمان از طرف مسعود رجوی معرفی شد. مریم در اوایل سال ۱۳۶۴ از همسرش جدا شد و بلافاصله به عقد مسعود رجوی در آمد.

البته می گویند: مجاهدین از مسعود و مریم خواستند با یکدیگر ازدواج کنند تا از طرفی «این انقلاب بزرگ ایدئولوژیک را تقویت کنند» و از سوی دیگر از تضادهای غیرقابل حلی که به هنگام روابط نزدیک میان یک زوجِ ازدواج نکرده رخ می‌دهد، جلوگیری نمایند. این ازدواج مستلزم این بود که مهدی ابریشمچی که از مسئولین سازمان مجاهدین خلق و دست راست رجوی بود، همسرش مریم قجر عضدانلو را طلاق دهد. بدین شکل مریم قجر عضدانلو از ابریشمچی طلاق گرفت و همزمان با رجوی که چند روز قبل از همسر پیشینش فیروزه بنی صدر (دختر ابوالحسن بنی‌صدر) جدا شده بود، ازدواج کرد.

این ازدواج که به عنوان یک ازدواج «غیر اسلامی» و «عجیب و غریب» به آن نگریسته می‌شد، واکنش‌های شدیدی را به دنبال داشت. زیرا بعداً معلوم شد که مریم قجر از همسرش که یک مقام عالی ‌رتبه در سازمان بوده به سرعت طلاق گرفته تا بتواند با مسعود رجوی ازدواج کند و تبدیل به رهبر مشترک سازمان شود. از طرفی عدم رعایت برخی مسائل شرعی از جمله رعایت عده طلاق میان طلاق مریم قجر با همسر سابقش و ازدواج با مسعود رجوی یکی از موارد سؤال برانگیز این ازدواج بود. مراسم رسمی ازدواج در ۲۹ خرداد ۱۳۶۴ در دفتر شورای ملی مقاومت در اُوِر سور آواز فرانسه برگزار شد و از آن پس نیز نام مریم قجر به نام مریم رجوی تغییر یافت.

مریم رجوی در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ شمسی طی عملیات نیروهای فرانسوی علیه پایگاه‌های مجاهدین در پاریس دستگیر شد و در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ با رای دادگاه آزاد شد. اتهامات او تروریسم، پول شوئی و جنایت علیه بشریت بود. بعدها چندین دادگاه عراقی حکم جلب او را نیز به دلیل جنایاتش در عراق صادر کردند.

او در غیاب همسرش مسعود رجوی، عملا رهبری سازمان مجاهدین را به عهده دارد. برخی ابهامات پیرامون غیب شدن همسرش مطرح است از جمله اینکه چون مسعود رجوی سال ها به عنوان فرمانده ارتش آزادیبخش در عراق بود، برای خشونت زدائی از چهره سازمان و در آمدن سازمان از لیست تروریستی اروپا و آمریکا کنار گذاشته شد و مریم رجوی به رویای دیرینه یکه تازی خود در جایگاه رهبری سازمان رسید.

در تشکیلات، مریم رجوی زنی بد دهن، ناسزاگو و بداخلاق می باشد. بر خلاف چهره ای با لبخند بر لبش در عکس ها با لباس های فاخر و رنگارنگ، وقتی در نشست های داخلی می نشیند، زنی به غایت دیکتاتور و یکه تاز است که هیچ کس حق ندارد بر خلاف میل او سخنی بر زبان براند.

شاید شنیده باشید که در دنیا زن هایی هستند که برای زیبایی صورت خود میلیون ها خرج می کنند. تا جایی که می دانم و اطلاع یافته ام مریم رجوی دندان هایی با پروتزهای بسیار گران تهیه کرده که با پول آن می شد مسئله تمامی زن های بی دندان فرقه را که به خاطر نداشتن دندان حتی نمی توانند درست غذا بجوند و مولینکسی غذا می خورند حل کرد.

شنیده هایی دارم از نفراتی در داخل و در خارج از مناسبات که هزاران دلار خرج کرم های مختلف می شود یا برای هر نوع مهمانی یا برای هر غذا خوردن یک دست پیراهن دامن هم شکل با دوخت بهترین خیاط‌های فرانسه و انگلیس تهیه می شود و بهترین دکترها را دارد، در صورتی که با پول یک ماه دکتر مریم رجوی می توان جان چندین نفر از بیماران در تشکیلات را نجات داد.

کفشهای زیبا و دارای نقش و نگار مریم رجوی که خودش یک کلکسیون است را هم باید اضافه کرد. بعد ببینید پولش سر به آسمان می کشد. تازه شنیده های ما حاکی از این است که جراحی پلاستیکی که روی او انجام شده با بهترین دکترهای جراحی پلاستیک، به قدری صورتش کش آمده که یک مقدار دیگر کش بیاید دیگر پوست پاره می شود.

البته همه اعضای سازمان می دانند که مریم رجوی تا سالها بعد از انتخابش در تمامی نشست ها فقط و فقط در کنار مسعود رجوی می نشست و جزوی از دکوراسیون سخنرانی مسعود رجوی بود و هیچ حق اظهار نظری نداشت! تنها رجوی او را سیده النساء العالمین می خواند!

در سازمان این یک قانون بود که همه اعضای سازمان برای مجاهد شدن راهی جز کسب مشروعیت از مریم پاک رهائی! را نداشتند. تنها از افتادن به پای او است که می توان به مدارج بالاتر یعنی فهم و ذوب تمام و کمال در مسعود رجوی نائل گردید. توجه کنید که اصل و اساس و تنها دلیل جهش موشک گونه مریم رجوی از یک عضو ساده به سطح رهبری یک جنبش هدیه خودش به مسعود رجوی بوده است.

مریم رجوی زنی بود که تمام زنانگی، مادرانگی و حتی داشتن یک همسر و خانواده را از همه زنان سازمان گرفت و این کم جنایتی نیست.

مریم رجوی در مقطعی حدود صد نفر از رهبران کادر و فرماندهان زن سازمان مجاهدین را مجبور کرد تا عمل جراحی انجام بدهند و رحم‌های خود را از بدن خارج کنند. یعنی این زن‌ها هیچ‌وقت نمی‌توانستند حتی به بچه فکر کنند و همه فکر و ذکرشان باید معطوف به سازمان می‌شد. این موضوع و این ظلم به زن تقریباً در هیچ گروه و فرقه‌ای اتفاق نیفتاده است. آن‌قدری که جنس مؤنث در سازمان مجاهدین خلق مورد ظلم واقع‌شده است شاید در هیچ جای دیگر این اتفاق نیفتاده باشد.

حدود ۵۰ سال زندگی زنان عضو سازمان مجاهدین خلق در زندگی سازمانی خلاصه شد. آن‌ها حالا پیرزن‌های ۷۰-۶۰ ساله‌ای هستند که هیچ خانواده و بچه‌ای ندارند. در واقع فره رجوی یک عملیات تروریستی را علیه زنانی که سرباز خودش بودند انجام داد و زنان سازمان مجاهدین قربانیان تروریسم این سازمان شدند.

مریم رجوی از عمر و جوانی و خون اعضای سازمان، در حالی سوءاستفاده می کند که حیاتش به در اسارت ماندن تک تک این اسراء بسته است. حال شما قضاوت کنید، زنی که الفبای سیاست را نمی دانست، چگونه با عشوه گری برای یک مرد هوسران مثل مسعود رجوی، به شوهر اول خود خیانت کرد و عاقبت روابط عاشقانه خود با مسعود در زمان رئیس دفتر او بودن را ارتقاء داد و به سمبل زنان انقلابی ومریم پاک رهائی تبدیل شد.

یادداشت از: فرید

انتهای پیام /  انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.