۞ حضرت علی (ع) :
منافقین به رنگ های گوناگون در می آیند و فتنه های گوناگون به پا می کنند. (نهج البلاغه خطبه 194)

موقعیت شما : صفحه اصلی » گزارش
  • شناسه : 26748
  • 12 سپتامبر 2020 - 10:52
  • ارسال توسط :
مروری بر سرنوشت تلخ «صبا هفت برادران» در فرقه ضد خانواده رجوی

وقتی فرقه گرایی موجب فدا شدن دختر برای مسعود رجوی شد

صبا هفت برادران، یکی از مجروحینی بود که به خاطر خیره سری و خود خواهی مسعود رجوی در درگیری با نیروهای عراقی ابتدا مجروح و بعد از چند روز به خاطر وخامت جراحات وارده کشته شد.

 به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، صبا هفت‌برادران،  در سال ۱۳۶۱ در زندان اوین به دنیا آمد. مادر صبا به جهت حمایت از رجوی تروریست، از اسفندماه سال ۱۳۶۰ در اوین زندانی بود که در همانجا صبا را بدنیا آورد.

صبا هفت برادران

اگر به خاطر داشته باشید بعد از شکایات متعددی که علیه رجوی و سران جنایتکارش در عراق انجام پذیرفت و در مقابل، رجوی وقعی به این شکایات نمی گذاشت، دولت عراق وارد تصمیمی شد که نتیجه اش تهاجم با انبوه تجهیزات سبک و سنگین نظامی شد. در سحرگاه ۱۹ فروردین سال ۱۳۹۰ نیروهای نظامی عراقی به کمپ اشرف حمله گسترده ای را انجام داد. حدود ۴۰ نفر از ساکنان اردوگاه کشته و نزدیک به هزار نفر مجروح گشتند .
به نوشته انجمن نجات مرکز تهران، در میان مجروحین دختری به نام صبا هفت برادران بود که چون مجری یکی از برنامه های تلویزیونی رجوی بود از اهمیت بیشتری برخوردار بود. جراحت او از ناحیه زیر شکم بود و به شدت نیاز به رسیدگی های پزشکی داشت که باید فورا به بیمارستانی در بغداد برده می شد، ولی مسعود رجوی خودخواه و ضد بشر ممانعت به عمل آورد و شرایط غیر قابل قبولی برای انتقال صبا به بیمارستان گذاشت، دلیل این بود که یا صبا کشته شود و یا کارش به بیمارستان نکشد و بهبودیش را به دست بیاورد .

اما چرا رجوی ممانعت می کرد ؟

در نظرگاه این حرام زاده نباید که صبا برای مداوا به بیرون از اردوگاه اشرف برده می شد. چون ظن آن می رفت که صبا دیگر نخواهد به اردوگاه اشرف برگردد و شروع به افشاگری علیه رجوی نماید. ببینید چقدر رجوی ضد بشر بود، آنقدر تاخیر انداخت که صبا حالش به وخامت گرائید و دیگر رجوی نتوانست جلوی بیمارستان رفتن صبا را بگیرد زیرا به صلاحش نبود. صبا به همراه پدرش رضا هفت برادران که او هم در اردوگاه اشرف حضور داشت و اسیر افکار پلید رجوی بود به بیمارستانی در بغداد منتقل گشتند .
در بیمارستان از پدر صبا می خواهند برگه ای را امضاء کند تا به دخترش رسیدگی شود، ولی وی، رجوی را به دخترش ترجیح داده و برگه را امضاء نمی کند و مسئولیت نمی پذیرد. بدین ترتیب بود که دختر نگون بخت نفله شده و در راه خیانت پدر نامردش و خیره سری و دجالگری رجوی جنایتکار از بین می رود.

نتیجه چه شد ؟

نتیجه همان بود که رجوی انتظارش را داشت و به دنبالش می گشت. بعد نفله شدن صبا، رجوی بلافاصله با مظلوم نمایی، تمام تقصیرها را به گردن دولت عراق و دولت ایران انداخت تا خود را از این جنایت بری کند و در مقابل حمایت داخلی و منطقه ای و بین المللی کسب نماید که به خاطر فرصت طلبی و موج سواری رجوی که از شگردهای خاص او بود تا حدی هم موفق شده و عوام را فریب داد .

اما پدر و مادر صبا چه شدند؟ همانطور که انتظار می رفت، این دو موجود ابله که گرفتار افکار پلید رجوی بوده و تا مرفق در منجلاب رجوی فرو رفته بودند، مدال افتخار مزدوری برای رجوی را به گردن آویختند. ننگ بر آنان باد.
نظر بقیه ساکنین چه بود؟ برای همیشه رضا هفت برادران پدر صبا به شدت مورد انزجار و تنفر بقیه قرار گرفت زیرا اثری از انسانیت در این موجود خودباخته و بی رحم وجود نداشت.
اینگونه است که مشاهده می شود در مناسبات خطرناک فرقه، چگونه یک فرد عزیزترین فرد زندگیش را فدای رهبریت فرقه می کند و از انسانیت تهی می گردد.
همواره خطر فرقه و فرقه گرایی را مد نظر داشته باشید که عواقب بسیار خطرناکی به همراه دارد.

انتهای پیام

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.