۞ حضرت علی (ع) :
منافقین به رنگ های گوناگون در می آیند و فتنه های گوناگون به پا می کنند. (نهج البلاغه خطبه 194)

موقعیت شما : صفحه اصلی » یادداشت
  • شناسه : 25903
  • 27 ژوئن 2020 - 9:54
  • ارسال توسط :

فرقه رجوی که اساس کارش بر دروغ و فریب نهادینه شده و در مزدوری و خیانت در هر سر فصل سر در آخور ارباب جدیدی می گذارد، درتازه ترین دروغ پردازی و جعل واقعیت ها و پرونده سازی هایش دوباره بنده حقیر را مورد محبت قرار داده است.

خیلی خوشحالم که جمع بندی مطالب من را عده ای بی سواد بر عهده داشته اند که از این بابت لطف بزرگی درحق من کرده اند. چرا که دقیقا به بازنشر و بیان همان نکاتی در این برنامه پرداخته اند که به دنبالش بودم و خدا کند که این برنامه پرونده در مناسبات داخلی فرقه هم پخش شود تا اعضا بتوانند براساس آن قضاوت کنند.

مسولین فرقه در چندین محور و در شکل کیفرخواست فعالیت های من را تنظیم کرده و دربرنامه تلویزیونی شان پخش کردند.

مهم ترین موضوع و یا درحقیقت اتهام من آگاهی دادن به خانواده ها و بیان واقعیت های موجود مناسبات رجوی بوده است که به شدت آنها را سوزانده است .

برای سرکردگان فرقه و به خصوص شخص مریم رجوی جانشین مترسکی مسعود پر واضح است که به دلیل حضور سالیان ما در فرقه و آشنایی با تمامی ترفندها و شگردهای فریب کارانه آنها خانواده ها به اصل صداقت ما دربیان مطالب اذعان و ایمان دارند و به همین دلیل سخنی که از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند. در تمامی این سالیان بعد از دیدار با خانواده های اعضا در سراسرکشور اولین حرفی که آنها به زبان آورده اند این است که شما همگی یک حرف می زنید و این منتهای صداقت شما را می رساند.

تماس و دیدار با خانواده های رنج دیده و دردمند که سال ها به لطف انقلاب مریم با مارک الدنگ و استفراغ خشک شده تلاش شده از قلب ها و ذهن و ضمیر اعضا زدوده شده و به فراموشی سپرده شوند و آگاه ساختن آنها از حصارهای ذهنی که رجوی برای فرزندان آنها ساخته مایه مباهات و افتخار هر عضو جداشده ای است که سالیان خود با پوست و گوشت و تا بن استخوان خود آن روزها و ماه ها و سالیان نکبت بار را تجربه کرده است.

من به عنوان یکی از همین اعضای جداشده از اینکه کوچک ترین نقشی تاکنون دراطلاع رسانی از وضعیت فرزندانشان داشته ام به خود می بالم و افتخار می کنم.

هر لبخندی که بر لبان مادران پیر بنشانیم و هراشک شوقی که از گونه پدر سالخورده ای بعد از شنیدن خبری از فرزندش جاری کنیم بزرگ ترین پشتوانه دنیوی و اخروی ماست. آنها باید شرم کنند که درخوش خدمتی به اربابان گوناگون منطقه ای، امریکایی و اروپایی و ارتزاق کثیف مالی و مردم فروشی به حیات خفیف خائنانه خود ادامه می دهند.

آنهایی که روزی خود را به صدام فروختند و دستان کثیف شان به خون هزاران مدافع وطن که گناهی جز دفاع از ناموس و شرف و خاک خود نداشتند آلوده است و با جاسوسی و انتقال اخبار وضعیت شهرهای خوزستان شرایطی فراهم کردند تا نیروهای موشکی صدام بتوانند با پرتاب موشک های الحسین و العباس خانه ها را بر سر مرد، زن و کودک جنوبی خراب کنند و بعد در جلسه با مقامات امنیتی عراقی بر سر دستمزد خون های ریخته شده چک و چانه بزنند.

افتخار می کنم که در دانشگاه حاضر می شوم تا در همان جایی که خود من را فریب دادید اجازه ندهم نسل دیگری از جوانان قربانی فریب و نیرنگ شما شوند و اتفاقا در آنجا به عینه دیدم که دانشجویان چه خوب ماهیت ضد دمکراتیک شما را شناخته اند و ما را از موضع دلسوزی مورد شماتت قرار می دادند که چگونه نسل شما با آن تجربه مبارزه با دیکتاتوری شاه دوباره گرفتار دیکتاتوری بدتر از شاه شدید و طی این همه سال در مناسبات یک سازمان فناتیک و لغایت عقب مانده اجتماعی دوام آوردید؟

اتفاقا من با دیدن استقبال چشمگیر دانشجویان متوجه شدم چقدر در این زمینه کم کاری و غفلت داشته ام. این جوانان پا در راه دانشجویانی گذاشته اند که شما با دروغ و نیرنگ آنها را از سرکلاس های درس جدا ساختید و به خانه های تیمی کشاندید.

به دستشان به جای کتاب سلاح دادید تا هرکس را که شما مخالف افکار خود تشخیص دادید ترور کنند.

برای من مشخص است که از کجا شما سوخته اید.. طرح پویش خانواده ها برای درخواست ویزای آلبانی و بعد از سالیان دیدار با عزیزانشان که تاکنون به بیش از ۱۰هزار امضا رسیده و استقبال خانواده ها همچنان ادامه دارد و افشای ماهیت شما در افکار دولت ها و نهادهای حقوق بشری و به چالش طلبیدنتان بابت عقب نشینی در مقابل بدیهی ترین خواسته حقوق شهروندی و انسانی یعنی حق تماس تلفنی و ملاقات خانواده ها که اعضای جداشده نقش راهبردی در آن داشته اند شما را بدجوری در تنگناه قرار داده است.

این هنوز از نتایج سحراست باش تا هزاران خانواده در مقابل اسارتگاه مانز حضور پیدا کنند و صدای حق طلبانه شان آلبانی را به لرزه دراورد.

چرا فرقه من را به جاسوسی در آلبانی متهم کرده؟

اما بزرگ ترین اتهام من بزعم مجریان این برنامه جاسوسی در آلبانی است. منظور از جاسوسی در ادبیات ابلهانه سران این فرقه کمک به اعضای جداشده در آلبانی و انتقال تجارب زندگی شخصی به آنهاست. تمامی اعضای جداشده در آلبانی و حتی آن دسته از جداشدگانی که به کشورهای اروپایی رفته و تعدادی از آنها به دلیل فشارهای مالی و شرایط سخت پناهندگی مجددا به زیر قبای رجوی خزیده اند.

تنها کار من که از نظر سران فرقه بزرگ ترین جرم من محسوب می شود انعکاس صدای در گلو خفه شده این عزیزان و برقراری تماس آنها با خانواده هایشان بوده است.

سرکردگان فرقه رجوی حق دارند که از این نحوه برخورد ما به شدت عصبانی باشند زیرا آنها در نظر دارند ضمن تبانی با دولت آلبانی و بستن تمامی راه های خروج این اعضا به خارج از آلبانی و تحمیل کردن یک شرایط سخت فرسایشی و خسته کننده  به طوری که آنها را در نهایت مجبور به بازگست به تشکیلات نماید. به اعضای خواهان خروج در تشکیلات القا نماید که هیچ چاره ای بجز ماندن در تشکیلات ندارند و در آخر هم با توجه به اینکه گویا دچار توهم هستید که چه کسی مزدور است یک پیشنهاد داشتم تا این موضوع برای همیشه تعیین تکلیف گردد. اگر ریگی درکفش ندارید اگر در ادعای خودتان مبنی بر نقش مزدوری ما صادق هستید پیشنهاد می کنم که یک میز گرد باشرکت تمامی اعضا و با حضور مریم رجوی و تمامی مسولین تان در اسارتگاه مانز با موضوع مزدور کیست؟ مزدوری چیست؟ ترتیب دهید تا برای همیشه این موضوع در اذهان همه تعیین تکلیف گردد. من شخصا مسئولیت عواقب امنیتی آن را می پذیرم. منتظر پاسخ تان هستم.

علی اکرامی

عضو جدا شده از فرقه رجوی

انتهای پیام

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.