۞ حضرت علی (ع) :
منافقین به رنگ های گوناگون در می آیند و فتنه های گوناگون به پا می کنند. (نهج البلاغه خطبه 194)

موقعیت شما : صفحه اصلی » یادداشت
  • شناسه : 25703
  • 02 ژوئن 2020 - 9:13
  • ارسال توسط :

از سال ۶۴ تا اواسط دهه ۷۰ مسعود و مریم رجوی دست به سلسله بندهایی تحت عنوان انقلاب درونی زدند و طی آن به مغزشویی، قطع رابطه ها، به هم زدن کانون خانواده، انکار رابطه خویشاوندی و هرگونه وابستگی قومی در درون تشکیلات فرقه ای خود اقدام نمودند.

این سیکل را با هفت حرف که به نام «ابجد شرف» است قدم به قدم نامگذاری و اجرایی کردند. البته مکانیزم ها و سیاقی که در این سیکل انقلاب درونی انجام شده هرکدام نقض قوانین انسانی و شرعی بوده و در به ثمر رساندن هر بند، حقوق انسان ها به معنی واقعی و علنی لگدمال شده و ابایی هم از آن نداشته اند .

برای کسانی که تاکنون نمی دانستند «ابجد شرف» منافقین چه بوده به طورخلاصه به این ابجد شرف اشاره می کنیم .

بند الف

زن و مرد بر هم حرام شدند


قدم اول است. یعنی مسعود و مریم رجوی صراحتا اعلام می کنند زندگی مشترک تعطیل است. زن و مرد بر هم حرام شدند. بچه و تولید مثل تعطیل، حتی برای تثبیت و ابدی کردن این قانون مرد و زن را در جمع مقابل هم قرار داده و مجبور می کردند به صورت هم تف کنند و لعن و نفرین همدیگر کنند تا بازگشتی به زندگی زناشویی درکار نباشد. در واقع این سطح قضیه بود و در طول پروسه اجرایی شدن این کار کمیته های ساختگی رجوی مقاومت کنندگان را شکنجه و سرکوب و حتی سر به نیست نمودند .
خوب تمرکز کنید که این حرف اول ابجد شرف فرقه مسعود و مریم است که چگونه استارت خورده است .

بند ب

محرمیت با رهبر عقیدتی

این بند برای تضمین و تثبیت بند اول است. معنی آن در اصطلاح اعلام شده از سوی رجوی این بود. حال محرمیت با رهبر عقیدتی یعنی چه؟ یعنی که تمام زنان موجود در فرقه طلاق گرفته از شوهر شرعی و قانونی اینک باید با رهبر عقیدتی ازدواج کرده و محرم شوند تا شوهران قبلی، زن سابق خود را در حریم رجوی دیده، قدرت و شهامت بازگشت و حتی فکر آن را از سر خود بیرون کنند .

این درحالیست که رجوی می گوید با زن و زندگی نمی توان مبارزه کرد و بایستی همه طلاق دهند. اما خود او و مریم زن و شوهر و زندگی نرمال و روزمره خود را دارند .

بند ج

ورود به خواب و آینده و لحظات فکر و روح اعضا

این بند سوم از «ابجد شرف» یعنی هر مرد و زنی که همسر خود را طلاق داده و بعد از آن لحظات جنسی دارد و به فکر هم هست گناه کبیره مرتکب شده و حتی مسعود رجوی فتوا صادر کرد که مجردین زن و مرد هم اگر به آینده ای برای خود که زندگی و همسر در آن باشد فکر کنند در دستگاه جنسی غرق شدند و ضد رهبری هستند .

رجوی با این قل و زنجیر وارد فاز بعد شد و با بند ج وارد خواب و آینده و لحظات فکر و درون قلب و روح آدم ها می شود و آنان را از بنیاد تهی می کند. بندی برای تیر خلاص به بردگی کشیدن انسان های اسیر .

بند  د

تضاد جنسیت – مهار مردان

این بند در ظاهر قضیه به عنوان آب بندی هم نامگذاری شد. یعنی که رجوی گفت زن و مرد در فرقه بایستی آنقدر به هم سائیده شوند که فردیت ها و منیت ها که خارها و قلمبه های فردی است صاف و صیقلی شده و تضاد جنسیت حل شود .

در واقع رجوی در اجرا زنان را بالا آورد و هژمونی زنانه را حاکم کرد و هر تعداد مردی را بدون در نظر گرفتن جایگاه و سطح تشکیلاتی تحت فرمان زنی با سابقه و سن و سال کم قرار داد و به زنان قدرت داده شد تا به مردان فشار بی مورد آورده تا آنها تسلیم شوند و مردانگی کاذب و قلوسیت آنها شکسته و خوار و خفیف شوند.

در حقیقت پشت این بند و خزئبلات رجوی این بود که به زنان دستور داده شده که در این فضای بسته مناسبات که مردان بی زن و همسر شده اند و ایضا مردان مجرد را که تحت هژمونی خود دارند را تحریک جنسی کرده و از وجه زنانگی خود برای احیاء آنها استفاده کنند .

در واقع خط این بود که یک زن، مردان تحت مسئولیت خود را به عنوان ازدواج غیر رسمی اما نه واقعا در عمل در کشمکش جنسی نزدیک روحی و روانی قرار دهد تا آنها یعنی مردان بدون همسر انگیزه پیدا کنند و از جدایی و بریدگی بپرهیزند و در نهایت به طور  روزمره از آنها گزارش جنسی و تناقض جنسی گرفته شود و این خط به سرکوب و خوار نمودن مردان منجر می شد و رجوی این گونه مردان و عنصر مردانه که ترس داشت روزی در مقابلش تقابل کند را مهار کرد.

بند ش

شورای رهبری – تیر خلاص به شرافت زن

این بند در شعبده بازی مسعود رجوی یعنی شورای رهبری بود که تعدادی زن ارشد فرقه ای را به عنوان شورای رهبری معرفی نمود اما واقعیت امر چه بود ؟
رجوی بعد ازاینکه اسیران را تا مقطع و مرحله بند (د) و درگیر کردن عنصر زن و مرد و تضاد افکنی به قول خودش جنگ عنصر نون وحشی نرینه وحشی( مرد) و مادینه ضعیف (زن) برد. برای اینکه این جنگ به دلخواه رجوی پیش برود شعبه شورای رهبری را علم نمود این یعنی چه ؟
تعدادی زن را آورد بالا و مدعی شد اینها در حد مریم همسر رجوی شده اند و به نقطه ای رسیده اند که با مسعود محرم شده و درحریم مسعود و حلال و محرم با او هستند اینها شاخص هستند .
این چراغ سبز و هشداری برای سایر زنان بود که شاخص اینکه آنها بتوانند عملا در حریم مسعود باشند و با او محرم و حلال او شوند این است .
تا آن نگون بخت ها را گول زده و به سمت خودش و به انگیزه های واهی بکشاند. در نتیجه بحث تو خالی هزار شورای رهبری برای پوشاندن مراحل قبل یعنی نفی همسران قانونی و انکار بچه و خویشاوندان و… صرفأ تهی شده و چشم و گوش بسته اسیر و کر و کور مسعود شدند. در یک کلام بند (ش) تیرخلاص به شرافت زن و ابزار کردن آنها برای پیشبرد شهوت رانی مسعود رجوی ولاغیر .

بند ر

ریاست جمهوری در تبعید مریم رجوی

–ند ( ر ) یعنی رئیس جمهوری همسر سوم مسعود رجوی با یک رأی. درحقیقت این بند از آنجا کشف و اختراع شد که رجوی در جنگ اول امریکا با صدام و اشغال کویت از جنگ مجدد عراق با ایران نا امید شد و استراتژی حضور در عراق را به کلی سوخته و خود را باخته دید. لذا برای برگشت به دامان بورژوازی غرب و فرار از آبروریزی عراق و وجه المصالحه شدن دست به انتصاب همسر خود به عنوان مترسک ریاست جمهوری شورا و مقاومت زد .

جاخالی رجوی با محمل ریاست جمهوری در بند ( ر ) برای ترس از بازخواست تمامی احزاب و گروه های خارجه نشین بود که رجوی روز رفتن به عراق و استراتژی جنگ آزادیبخش حضور درخارجه را خیانت دانست و همه را خائن معرفی کرده بود .

بند  ف

فردیت – تهی کردن اعضا از هویت و شهامت انسانی

 این بند را هم رجوی به عنوان تیرخلاص به عنصر انسانی در وجود اسیران رقم زد و آن را شکست و خرد کردن فردیت ها نامید. طی آن شبانه روز اعضا و کادرها را مجبور به ابراز ندامت مشابه کلیساها و به قول خودش بالا آوردن هر آنچه در طول روزمره به ذهن و ضمیر آنها خطور می کند و اعترافات لحظه مره و ریز برای مسئول مستقیم و از پائین به بالا بود .
در یک کلام در این زمینه هرگونه هویت و شهامت انسانی از انسان گرفته می شود و رهبری برای حاکمیت بر روح و روان مریدان خود همه را لگدمال می نماید تا همه خود را باخته و ذلیل یک نفر و غلام و برده ای بیش تلقی نکنند.

اگر از یک عنصر و کادر که بالای ۲۰ سال در فرقه و در جریان تمامی بندها و مراحل و مکانیزم های انسان کش در قالب انقلاب درونی بوده، سئوال شود به طور خلاصه این گونه پاسخ خواهد داد :

پله اول زندگی برای همه ممنوع فقط برای رجوی و زنش آزاد است . پله دوم همه به رجوی حلال و به خود حرام . مه چیز درخدمت رجوی . پله سوم همه بایستی روزمره با هم بجنگند و جاسوسی هم بکنند تا تقابل و مخالفتی علیه حرم سرای رجوی شکل نگیرد. پله چهارم همه بایستی خود را در حیطه و چارچوب رجوی و با شاخص او تنظیم و غیراز آن محکوم است. پله پنجم هرگونه شکست و تغییر استراتژی و فرمالیزم و دیکتاتوری با یک رای و انتصاب رجوی به طور مطلق بایستی پذیرفته شود. پله آخر کشاندن جنگ و تناقض لحظه ای شبانه روز به درون اعضا برای به بردگی کشاندن تمام عیار و سواری گرفتن از گرده برده ها .

انتهای پیام /  انجمن نجات مرکز کرمانشاه

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.