۞ قران کریم :
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا / منافقین در فروترین طبقات آتش هستند و هرگز برایشان یاوری نمی یابی. (نسا/145)

موقعیت شما : صفحه اصلی » روایت
  • شناسه : 22234
  • ۱۶ شهریور ۱۳۹۸ - ۹:۳۳
  • ارسال توسط :

پس از جابجایی اعضا به بغداد در یک کمپ موقت و ترانزیت به نام لیبرتی، مال واموال زیادی در قلعه اشرف به جا ماند.

پس از بحث های زیادی که صورت گرفت درچند نشست سر باقی گذاشتن تعدادی به عنوان نگهبان برای وسایل جامانده در اشرف بحث شد و گفته شد هرکس از سر ضرورت ایدئولوژیکی خود درخواست بنویسد که جزو دویست نفری باشد که به عنوان نگهبان درقلعه اشرف باقی بماند.

البته این نشست ها سوری بوده وموضوع درخواست نوشتن فقط برای به جنب وجوش انداختن نفرات بود .
دریک نشست مسئولین که برای مشخص کردن نفراتی که به عنوان نگهبان اموال گذاشته شد به این نتیجه رسیدند که تعدادی از فرماندهان ایدئولوژیک را بگذارند وهمراه آنها نفراتی که سابقه زیادی داشتند ولی با خط وخطوط زاویه داشتند را نگه دارند وبه نحوی می خواستند از آنها راحت شوند را برای این کار انتخاب کردند واز آنها خواستند که برگه درخواست بنویسند تا آنها را جزء دویست نفر نگهبان در قلعه اشرف نگهداری کنند . تعدادی از نفرات از این موضوع بو بردند ودرخواست ننوشتند و قبول نکردند که درقلعه اشرف بمانند که مارک و برچسب خوردند که شما زندگی طلب هستید و از جان خود می ترسید و لیاقت و شایستگی ندارید .
این بحث ها ونشست ها بیش از دوهفته طول کشید . دویست نفر مشخص شدند ولی دولت عراق وکمیساریا با ۲۰۰ نفرموافقت نکرد و قرار شد فقط صد نفر باقی بمانند که صد و یک نفر تایید شد برای نگهداری اموال بمانند .
مسئولین سازمان خیلی خوشحال بودند که از شر تعدای از افراد با سابقه که مسئله دار و زاویه با خط وخطوط سازمان دارند دراین ترکیب هستند و از شرآنها راحت می شوند شادی می کردند و برای این ترکیب اسم لشگر فدایی یا لشکر صد ویک گذاشتند .
در مدتی که آنجا بودند روزانه تا هفت نشست داشتند که کسی وقت آزاد نداشته باشد فکر کند . از طرفی امکانات رفاهی  و برنامه غذایی مرتب برای آنها ریخته شده بود. حتی به هرکدام از نفرات یک خودرو برای ترددات روزانه داده شده بود تا نفر دیگر به چیزی فکر نکند و ازبودن در لشگر فدایی لذت ببرد . چون مسئولین سازمان می دانست چند صباحی بیشتر این افراد زنده نیستند. تا روز ده شهریور که روز حمله رسید .
تعدادی که باید از بین می رفتند و اسامی آنها به بالای سازمان می رسید به آنها فرمان داده شد که هرکجا توانستید مخفی شوید. نتیجه لازم به دست آمد . ازهمان صبح تلویزیون مجاهدین ملقب به سیمای آزادی شروع به مظلوم نمایی می کند که نفرات را قتل عام کردند برسید تا بقیه کشته نشوند . درصورتی که نفراتی که باید کشته می شدند از بین رفته بودند و دیگر نفر زاویه دار باقی نمانده بود.

با میانجیگری آمریکا و کمیساریا قضیه تمام شد و افراد ایدئولوژیک که تعیین شده بودند سالم ماندند.

بعد از چهار روز آن افراد به لیبرتی منتقل شدند و برای استقبال از این افراد جشن مفصلی گرفته شد .
پس از ورود نجات یافتگان قلعه اشرف این افراد به مدت یک ماه ونیم درقرنطینه نگهداری شدند تا دوهفته اول از آنها خواسته شد لحظاتشان را بنویسند وهیچ فرصتی به نفرات داده نمی شد .
درمدت یک ماه و نیم قرنطینه مسعود رجوی سه نشست برای آنها گذاشت و پیروزی بزرگ را در آن نشست اعلام کرد . چرا که از نفرات مسئله دار و زاویه دار راحت شده بودند و پیروزی بزرگ را به نفرات دیگر القا می کردند ولی برای رسانه ها مظلوم نمایی می کردند که نفراتمان کشته شدند واین افراد بی گناه بودند و فقط حافظ اموال ما بودند .
سالانه همین روز را گرامی می دارند و آن را پیروزی بزرگ می نامند چون ازشر افرادی راحت شدند .

روایت از: علی کاظمی

انتهای پیام / انجمن نجات مرکز کرمانشاه

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.