هیاهوی بیهوده فرقه رجوی برای خودنمایی

فوریه ۲۰۱۹ دربردارنده رویدادهای مختلفی در زمینه مسائل مرتبط با سیاست خارجی کشور بود که به طور خاص منجر به افزایش تحرکات تیم های دیپلماتیک غربی و در نقطه مقابل دستگاه وزارت خارجه کشور گردید. در این مقطع سه نشست در بروکسل، ورشو و مونیخ برگزار گردید که جملگی سمت و سوی کاملا ضدایرانی داشت. طبیعتا در چنین شرایطی فرقه تروریستی مجاهدین خلق نیز که از هر فرصتی برای ابراز وجود و دریافت حمایت های مالی و غیرمالی کشورهای حامی بسادگی نخواهد گذشت، برنامه گسترده ای را برای نیل به اهداف خود تدارک دید.

چرایی این امر که منافقین بیش از هر زمانی بر تحرکات خود افزوده است به عوامل و پارامترهای مختلف بستگی دارد. از منظر شرایط داخلی، طبیعتا انکار بروز مشکلات اقتصادی و افزایش فشارهای ناشی از دشواری تامین معاش بر خانواده های ایرانی از انصاف بدور است و در چنین شرایطی این گروه سعی در بهره گیری از چنین نابسامانی هایی را دارد. اما تصور پذیرش چنین گروهی با چنان سوابق تیره و خیانتکارانه ای توسط همین جامعه تحت فشار امری کاملا بعید است. چه آنکه جامعه ایرانی در برهه های مختلف و به اشکال گوناگون نفرت و کینه خود نسبت به این سازمان را علنی نموده است. اما از منظر بین المللی یقینا در هیچ برهه سیاسی این میزان همنوایی و ائتلاف میان آمریکا، اسرائیل و ارتجاع عرب منطقه ای به سرکردگی عربستان برای تضعیف و به مخاطره انداختن موجودیت کشور وجود نداشته است. گواینکه سیاستمداران این کشورها صراحتا مواضع خصمانه خود در قبال ایران را ابراز نموده و بر عداوت خود با ایران در لوای مفاهیم فریبنده ای همچون تغییر رژیم regim change اصرار می وزرند. چنانکه در یک اقدام بی سابقه پس از انقلاب، نشستی در ورشو تحت عنوان بررسی امنیت خاورمیانه و با هدف کنترل فعالیت های منطقه ای ایران تدارک دیده می شود که با وجود همسویی و اتحاد بی سابقه اسراییل و دولتهای عربی و مواضع افراطی این دولتها در نهایت با مخالفت جدی اروپا با شکست مواجه می گردد.

طبیعتا منافقین که چنین شرایطی (تقارن زمانی حکومت های افراط گرای ترامپ، نتانیاهو و بن سلمان و متحدان) را کاملا استثنایی و ایده آل می پندارند درصدد برآمدند تا با اقدامات خود اسباب ایجاد فشارهای مضاعف بر کشور را فراهم آورده و باردیگر خود را به عنوان قربانی سیاستهای جمهوری اسلامی ایران جلوه دهند. به ویژه که چهره های موثر در تیم حاکمیتی ترامپ که جملگی بعنوان چهره های ضدایرانی (نه ضد جمهوری اسلامی) شناخنه می شوند همچون جولیانی، پمپئو و جان بولتون را همسو با امیال خود می بینند.

در این شرایط این سازمان ابتدائا نشستی در بروکسل با رویکردی ضدایرانی و در نفی تروریسم!! (با سخنرانی لوئیس فری مدیر پیشین اف.بی.آی) تدارک دید که در واقع می توان آنرا در چارچوب برنامه های ورشو و مونیخ و ایجاد جو مسموم علیه ایران بویژه میان دولت های اروپایی تفسیر کرد. پس از آن در ۱۹ بهمن ماه تظاهراتی توسط وابستگان این گروه در پاریس تدارک دیده شد که عمدتا با هدف جلب توجه رسانه های غربی در آستانه اجلاس ورشو صورت گرفت. طنز ماجرا آنجاست که شعارهای منافقین با محوریت حمایت از حقوق بشر و دمکراسی بود. پنج روز پس از آن و به موازات برگزاری نشست ضدایرانی ورشو، منافقین با پوشش برخی رسانه های غربی اقدام به برگزاری راهپیمایی اعتراضی در حاشیه نشست کرده و خواستار اعمال فشار هرچه بیشتر از سوی دولتهای شرکت کننده بر جمهوری اسلامی ایران گردیدند. رودی جولیانی وکیل ترامپ بار دیگر در این تجمع منافقین حضور یافته و در سخنرانی خود در اظهاراتی مداخله جویانه بار دیگر مریم رجوی را آلترناتیو مطلوب!! برای نظام حاکم بر ایران دانست.

مشابه چنین تظاهراتی سه روز پس از نشست ورشو در حاشیه نشست سالانه کنفرانس امنیتی مونیخ نیز صورت گرفت. نشستی که طی آن آمریکا بنحو بی سابقه ای بدنبال ایجاد فشار مضاعف بر ایران بود و مایک پنس (معاون ترامپ) در خلال این نشست ضمن تاکید بر فرارسیدن زمان اقدام مشترک از سوی همه دولتها علیه ایران از عبارات مخاصمه جویانه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران استفاده کرد. (دکتر ظریف وزیر امورخارجه در پاسخ به سوال خبرنگار بی بی سی در مورد ادعاهای نقض حقوق بشر و فعالیت های تروریستی علیه مخالفان بدرستی و با لحن تحکم آمیزی ضمن اذعان برارتباط آمریکا با گروه تروریستی مجاهدین خلق تاکید کرد که آمریکا درحال پیروی از یک گروه تروریستی است. دیروز جولیانی برای اعضای سازمان منافقین سخنرانی کرد. پیش از این بولتون در حمایت این گروه سخنرانی کرده است…).

به نوشته بنیاد هابیلیان، گرچه به اعتقاد غالب صاحبنظران اقدامات مخاصمه جویانه، مداخله گرانه و غیرقانونی دول مذکور در نهایت با توجه به مولفه های مختلف و عملکرد هوشمندانه و پاسخ درخور ایران با شکست مواجه گردید اما نمی توان از این کارشکنی ها و تلاش های ضدملی (و نه صرفا ضدحکومتی) منافقین بویژه در چارچوب ایفای نقش نیروهای نیابتی دولتهای رقیب و طرح درخواست مداخله خارجی بسادگی چشم پوشید. تاریخ روابط بین الملل به روشنی گواهی می دهد که مداخله خارجی جز به تضعیف و سقوط کشورهای مورد مداخله، تجزیه و چندپارگی، فروپاشی اقتصادی و استثمار منابع ملی، از بین رفتن پیوندهای انسانی و آسیب های اجتماعی و فرهنگی نینجامیده است. تجربه مداخلات غرب در کشورهایی همچون لیبی، افغانستان، عراق و اخیرا بنحو متفاوتی در ونزوئلا نشان می دهد که اصولا دکترین حاکم بر روابط بین الملل که اولویت را در تامین منافع ملی کشورها می بیند از مولفه هایی همچون حقوق بشر، تامین امنیت و رفاه عمومی و … عمدتا برای تثبیت جایگاه دول مداخله گر بهره برداری نموده است. لذا در اینجا نه صرفا دفاع از حاکمیت خاص، بلکه مساله تعصب میهنی و دفاع از کیان وطن مطرح است، امری که بر حسب سوابق و تاریخچه سازمان به جرات می توان گفت برای اینان کمترین اهمیتی ندارد.

مضحک آنجاست که در مساله مورد بحث یک سازمان تروریستی با سوابق سیاه در ترور هزاران غیرنظامی در دو کشور ایران و عراق از کشورهای فعال در نشست ورشو (به جایگاه اسراییل و دولتهای عربی بویژه عربستان تحت حاکمیت بن سلمان در حمایت از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم توجه گردد!!) درخواست اتخاذ سیاست هایی در راستای حمایت از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم در دولت متبوع خود را دارد.

یادداشت از: دکتر نواب محمدی

انتهای پیام

 

feraghnews.ir

فراق ، صدای رسای خانواده های اسیران فرقه رجوی است. کانال: feraghnews@

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.