۞ قران کریم :
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا / منافقین در فروترین طبقات آتش هستند و هرگز برایشان یاوری نمی یابی. (نسا/145)

موقعیت شما : صفحه اصلی » یادداشت
  • شناسه : 18827
  • ۲۴ آذر ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۵
  • ارسال توسط :

با این مقدمات می‌پردازیم به  بخشی از  علل و ریشه‌یابی  جنون رجوی به خشونت و ترور و جنگ …

رهبر منافقین با جدا کردن خود و اعضا و کوچ از جامعه با تشکیل سازمان فرقه‌ای  مصداق عینی برکه  و مردابی شد که روزبه‌روز بیشتر راکد و  فاسد شدند.

درزمانی که رشد و آگاهی مردم و دولت‌ها به‌جایی رسیده که از صدر تا ذیل موردانتقاد و نقد قرار می‌گیرند و  انواع دوره‌های انتخاباتی برگزار می‌شود   و راه‌های دانش‌پژوهی  و  مسالمت‌آمیز برای  بیان اعتراضات موجود است نیازی  به قهر و به خطر انداختن جان انسان‌ها وجود ندارد.

حتی با نگاهی به رویکرد احزاب و  اپوزیسیون‌های سیاسی اکثر کشورها  دریکی دو دهه اخیر  می‌توان وارد شدن قشر روشنفکر و مردم  هر جامعه را به فاز نوین درک کرد.

به‌عنوان‌مثال  در همین حکومت فعلی ایران  صدها  روشنفکر و منتقد اعم از فرهنگی سیاسی و اقتصادی وجود دارد. و می‌توانند با انواع  و اقسام امکانات موجود از قبیل روزنامه و سایت و  کانال  خبری …. استدلالات ، مخالفت‌ها و نظریه‌های خود را بیان نمایند و در مقابل آن نقد  هم بشوند.

اما اقدامات خشونت‌آمیز و ساختار شکنانه منافقین  را حتی در مواضع  علنی و اجباری فرقه رجوی در مقاطعی شاهد  نیستیم  خصوصاً در مقاطعی که نیاز به نشان دادن چهره مصلح و  مسالمت‌جو از خود دارند. مریم قجر اذعان می‌کند که ما به دنبال راه‌حل سوم  هستیم ، اپوزیسیون دمکراتیک و صلح‌جو  هستیم   و علیرغم اسارت  هزار زن موجود در فرقه  در مواضع ویترینی‌ رو به خبرنگاران و سناتورهای خارجی  خود را مدافع حقوق زنان و آزادی عمل جلوه  می نمایند با   شکلی    از مرام   مسالمت‌آمیز و سیاسی و به شدت گذشته خود را پنهان می‌کنند.   نماینده‌های بی‌اختیار و  دست‌چین شده  نیز جرئت دفاع و حمایت از نیات و اعمال واقعی آن‌ها را   ندارند تا جایی که حسن نایب آقا در افاضات جدیدش ترورهای  مسلحانه زمان شاه را مخفی و انکار نموده و اعلام می‌کند  که سازمان مجاهدین در زمان شاه سیاست موازنه منفی داشته است !

حال شاهدید که چگونه در زیر فشار فاز نوین جامعه جهانی  سازمان متحجر و پوسیده‌ای که تاروپودش با خشونت و اعمال قهرآمیز و دیکتاتوری تنیده شده در علن با فرهنگ دوگانه در مجامع اروپایی خودش را  معتقد به راه‌حل سیاسی و غیر خشونت‌آمیز و متکی بر آرا مردم جا می‌زند.

دقیقاً برعکس آن  زمانی که می‌خواهد  نیات و آرزوهای به‌گل‌نشسته  را بازهم بیان کند راه‌حل‌ها و سخن‌ها و مواضع تماماً قهر و خشونت و ترور است  به همین دلیل  از زبان رجوی اعلام تشکیل کانون شورشی و   برپایی اعمال خشونت‌آمیز … اعلام می‌شود و با این جسارت  و وقاحت به دروغ‌گویی می‌پردازند.

باکمی پژوهش می‌توان متوجه شد رجوی دانش‌آموخته نیم‌قرن پیش است که پس از زنده‌به‌گور کردن خود و اعضای سازمان ، راه هرگونه تغییر، آگاهی  و آموزش و بینش جدید را بر خود و پیروانش برای همیشه بست.

اگر به یاد  داشته باشیم در همان اوایل دهه ۶۰ سازمان چریک‌های فدایی خلق باکمی بینش سیاسی و تعقل به این نتیجه رسیدند که مبارزات مسلحانه و درگیر شدن فایده‌ای ندارد و به دو گروه بزرگ اکثریت و اقلیت تقسیم شدند. اکثریتی که مبارزات مسلحانه و به‌زعم خودشان جدا شدن  از مردم را نفی کردند و البته درگذر تاریخ هر دو گروه اکثریت و اقلیت کم‌کم محو شدند.

در درون سازمان منافقین اگرچه به‌ظاهر انشعابی صورت نگرفت ولی به‌طور واقعی از درون شاهد خرد شدن  و متلاشی شدن آن بودیم  ‌طوری که در چند سال  اخیر بیش از صد تن از اعضای رده‌بالا و اعضا شورای رهبری و حدود چند صد تن از اعضای دیگر از آن جدا شدند و به افشای گسترده روابط فرقه‌ای ، عقب‌ماندگی و روابط فاسد و   فاشیستی رهبر گروه پرداختند  و دچار بلایی بدتر از انشعاب شد. و به فروپاشی تاریخی محکوم گردید.

اما رجوی و دست آموخته وی مریم قجر و محدودی از سران رده‌بالای این سازمان چون محمد محدثین، ابریشم چی و داوری، احمد برائی،  توحیدی ، عطایی  و طالقانی عقاید باطنی آن‌ها  بر پایه  آموزش خشونت همانا ترور ، عمل مسلحانه و کشتار بناشده است. البته اگر دقیق‌تر  بیان شود  بنا بر مشاهدات   متأسفانه در طی سی سال گذشته  نامبردگان فوق  یا در اثر القائات و فشار روانی رجوی جرئت هیچ‌گونه اظهارنظر فردی خلاف نظریات او را نداشتند و یا اگر صحبتی هم منتسب به خود  داشتند از ترس از دست دادن رتبه و موقعیت‌سازمانی فقط در مجیز و حمایت از رجوی و مواضعش  بود.

و او تنها یکه‌تاز میدان و پیشبرد برد خط سازمان در مسیر خشونت ، خونریزی و قهر بوده و هست.

و هیچ‌گاه دست از پیام‌ها و عقاید بی‌رحمانه  و خشونت‌طلبانه  برنداشته و نمی‌دارد. زیرا با عقب‌ماندگی نیم‌قرن  همراه با خودشیفتگی و عقده‌های حقارت  و حس  برتری‌طلبی و حماقت بی‌پایان روبروست.

او یک‌بار اعضای بی‌تجربه و بی‌گناهش را در سال ۶۰ رها نموده و با دستور به عملیات مسلحانه و برانگیختن هواداران بسیاری را به کشتن داد و خودش به پاریس فرار نمود و وبعنوان رهبر فقط جان خویش را نجات داده و  در ساحل امن مجدداً ازدواج نموده  و تشکیل خانواده داد.

او بود که تا سال ۶۲ با پافشاری و اصرار بیش از ۹۰ درصد اعضایش را در ایران به کشتن داد

و او بود که بازهم در سال ۱۳۶۵ اصرار به ادامه خط مسلحانه داشت و باقی‌مانده نیروهایش را به عراق فراخواند و با کمک دولت خارجی و حمله‌کننده به ایران  تشکیل سازمان نظامی داد.

او بود که بازهم بیش از ، ۷۰،  ۶۰ درصد اعضایش را در جنگ پر حماقت موسوم به فروغ جاویدان در برهه ۶۷  به کشتن داد و باعث شد دو نیروی ایرانی  روبروی هم قرار بگیرند.

و بازهم او بود که در دهه ۷۰ و ۸۰ کف بر لب آورده و فرمان به خشونت کشیدن اعتراضات مدنی را می‌داد. و پشت سرهم پیام‌های داخلی به اعضا در کمپ می‌داد و آن‌ها را توبیخ می‌کرد که چرا از پیام‌های قهرآمیز من گله‌دارید و همه  را متهم به سازش و ترس می‌کرد و به دنبال به خاک و خون کشیدن تمام اعتراضات صنفی و سیاسی  است  و جان انسان‌ها ذره‌ای برایش اهمیت ندارد.

در پیروی از همین سنت حرام و متحجر است که در چند سال اخیر این مردک حقیر و بیچاره که دیگر چیزی در آستین ندارد و مطرود دنیا و آخرت شده   پیام‌های منتسب به او ، یا شاخ‌وشانه کشیدن برای رهایی یافتگان از فرقه است و یا ادامه آرزوهای براندازی و رؤیای سرنگونی.

ریشه دستور به تشکیل کانون‌های شورشی و حمله و اقدامات مسلحانه  فقط در  کودنی و خوی دیکتاتوری  و خودشیفتگی  این رهبر عقب‌مانده تاریخی  است.

هم‌اکنون در این مقطع تاریخی از نسل جوان گرفته و تا روشنفکر و بازاری و دانشجو در معرض آخرین اطلاعات و اخبار روز قرار دارند و  زیر بار تسلط فرقه و رهبران دیکتاتور نخواهند رفت.

و البته تنها ابزاری که برای این فرقه ضد دین و ضد انسانیت و آزادی باقیمانده استفاده از پول و امکانات گسترده دولت‌های ضد ایران و ایرانی است. دولت‌هایی که یا آشکارا به‌مانند عربستان از آنان حمایت می‌کنند یا مخفیانه چون اسرائیل در یک خط و مسیر به‌پیش می‌روند.

هم‌اکنون مردم ایران بسیار گسترده‌تر و با علم آگاهی بیشتری از نیات شوم این فرقه و مخصوصاً سرکردگان اصلی ان آشنا شده و بیزاری می‌جویند و کمتر فریب می‌خورند.

با امید روزافزون به آگاهی بیشتر جامعه و پرهیز از افتادن جوانان به دام فرقه‌ها.

یادداشت از: مریم سنجابی

نگاهی به نیم قرن عقب ماندگی تاریخی فرقه رجوی و دستورتشکیل کانون های شورشی: آزادی به شرط اسارت / ۱

انتهای پیام / فراق

 

 

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.