در تقویم سیاه خیانت منافقین، نام «محمدرضا سعادتی» بهعنوان نخستین جاسوس اعدامشده این جریان خائن، همچون لکّه ننگی ابدی بر پیشانی این قبیله بیریشه میدرخشد.
به گزارش فراق، او که روزگاری عضو ارشد زبالههای خلق بود، در ۶ اردیبهشت ۱۳۵۸ در حالی دستگیر شد که در کیف خود نقشه راه جاسوسی تمامعیار برای سرویس اطلاعاتی شوروی را در کیف خود حمل میکرد؛ مدارکی که در آن تقاضای دستگاههای استراق سمع، دوربینهای میکروفیلم، رمزکنندههای تلفن و حتی آموزش جاسوسی برای نفوذ در ساختار اطلاعاتی کشور ثبت شده بود.

این خائن بیوطن که از کودکی طعم آوارگی را کشیده بود، مسیر پلیدی را گامبهگام پیمود: از اخراج ننگین از ارتش به دلیل «استنکاف از اجرای دستورات»، تا تأسیس یک شرکت پوششی برای جاسوسی، تا دست دادن با مأموران کا. گ. ب و فروختن اسناد حیاتی به دشمن. یادداشتهای مکشوفه از او چنان گویاست که گویی خود اعترافنامهای بر بیشرفی ذاتی این جریان سفیه نوشته است: «… دستگاه بدهید و ما برایتان کار میکنیم.» این است سطح تهوّعآور وطنفروشی در قاموس زبالههای خلق؛ همانها که امروز نیز در طویله آلبانی با حمایت سرویسهای اطلاعاتی بیگانگان، همان مسیر سعادتی را با حماقتی مضاعف تکرار میکنند.
یأس و ناامیدی؛ تنها دستاورد ساکنان طویله آلبانی

اما آنچه این روزها از پشت حصارهای کمپ آوارگان مخابره میشود، بوی تعفّن یأس و پوسیدگی است. ساکنان طویله آلبانی، این خفاشان تاریخ مصرف گذشته، گرفتار چرخهای از ناامیدی مطلق، بیمعنایی و ترس از فرار شدهاند. آنها اکنون حتی جرأت نگاه به آینده را ندارند؛ پیرمردان و پیرزنانی که زیست انگلی و دریافت جیره خفّتبار از اربابان خارجی، تنها ضامن حیات خفیفشان شده است.
قبیله بیریشه منافقین امروز هم بار دیگر در حال تکرار مفتضحانه همان اشتباهات محض هستند که روزی سعادتی مرتکب شد. همانطور که سعادتی پروندههای امنیتی کشور را در برابر وعده پوشالی تجهیزات جاسوسی به دشمنان تقدیم کرد، امروز نیز بازماندگان این جریان سفیه، اطلاعات سوخته خود را به حراج گذاشتهاند تا شاید پناهگاهی در آغوش سرویسهای اطلاعاتی بیگانه بیابند. غافل از اینکه تاریخ، هرگز به روی خائنان لبخند نزده و نخواهد زد.
برای این زبالههای خلق که از سطحِ نازلِ درکِ تاریخی نیز عاجزند، مرور سرنوشت محمدرضا سعادتی باید یک درس عبرت ابدی باشد. او که با همان منطق سست و حقیرانه، اسرار کشور را به دشمن فروخت، سرانجامی جز اعدام نیافت؛ در ابتدا ۱۰ سال حبس برای جنایاتش حکم کردند اما اثبات نقش وی در ترور و شهادت محمد کچویی در شورش مسلحانه زندان، در مرداد ماه سال ۶۰ مُهر پایان را بر حیات نکبتبارش کوبید.
این خائنان بدانند که همانگونه که سعادتی و همتایانش به زبالهدان تاریخ پیوستند، آنها نیز بهزودی طعم هلاکت را خواهند چشید. طویله آلبانی امروز گورستانی برای زندهبهگورانی است که وجدان و عقل خود را به بهای یک حیات انگلی و خفتبار فروختهاند.
انتهای پیام

































