• امروز : دوشنبه - ۱۹ مرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 10 August - 2026
روایتی از عملیات غرورآفرین ۱۰ مرداد ۱۳۶۱ علیه لانه‌های عنکبوتی منافقین

روزی که مخفیگاه‌های منافقین در هم کوبیده شد

  • کد خبر : 56322
  • 12 مرداد 1405 - 12:11

تاریخ گواه شکست‌های ذلت‌بار جریانی است که جز خیانت، ترور کور و نوکری اربابان بعثی و غربی، عرضه‌ای نداشت.

به گزارش فراق، گروهک خیانت‌پیشه منافقین که در وهم و خیال خام خود، تصاحب قدرت را نقشه می‌کشید، در یک روند مستمر و عبرت‌آموز، سیلی‌های پیاپی را از نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران دریافت کرد تا جایی که هسته مرکزی و به اصطلاح «حرفه‌ای» این گروهک جنایتکار، به گنداب نیستی پرتاب شد.

پس از ضربه مهلک و تاریخی ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که منجر به هلاکت موسی خیابانی و فروپاشی مرکزیت این باند تبهکار شد، سردمداران ورشکسته منافقین در بهت و سرگردانی فرو رفتند. آن‌ها که خود را در تیم خران، استاد تشکیلات مخفی می‌دانستند، حتی قادر به حفاظت از جان سرخران نبودند. این شکست فاحش، تازه اول راه بود. در اردیبهشت ۱۳۶۱، بازوی نظامی و تروریستی آن‌ها یعنی «بخش اجتماعی» با عملیاتی برق‌آسا توسط رزمندگان اطلاعات سپاه منهدم شد و حالا نوبت به پیچیده‌ترین و محافظت‌شده‌ترین بخش این گروهک رسیده بود: بخش روابط.

۱۰ مرداد ۱۳۶۱: روایتی از ۷۰ ساعت وحشت در کمینگاه موش‌های صحرایی

در سحرگاه دهم مرداد ماه ۱۳۶۱، در شرایطی که بازماندگان مزدور منافقین هنوز از ضربات قبلی گیج بودند، غرش شیران امنیتی ایران آغاز شد. عملیاتی با رمز مقدس «یا مهدی ادرکنی» و مزین به نام شهید محراب، آیت‌الله صدوقی، با انسجامی مثال‌زدنی میان کمیته‌های انقلاب، شهربانی، دادستانی و سپاه، پرده از آخرین مخفیگاه‌های عنکبوتی این خائنین برداشت.

image 1

در یک نبرد ۷۰ ساعته و تمام‌عیار، بیش از ۲۰ لانه فساد و توطئه منهدم شد. نیروهای عمل‌کننده، چنان ضرب‌الاجلی به بدنه منافقین زدند که ۷۵ تن از عناصر کثیف این گروهک، مابین هلاک و دستگیری، طعم شکستی مفتضحانه را چشیدند. مهم‌تر از آن، هلاکت مهره‌های سوخته‌ای چون سیاوش سیفی (معاون بخش شهرستان‌ها) و مهدی زائریان (معاون مرکزیت در بخش روابط) بود که نشان داد سلسله مراتب باند خران، چیزی جز یک سراب نبوده است.

از خرابه‌های به جا مانده از این ضربه نیز، گنجینه‌ای از رسوایی کشف شد: ۱۰۰ قبضه ژ-۳ و مسلسل، ۵۰ قبضه کلت، ده‌ها بی‌سیم پیشرفته و دستگاه‌های جعل اسناد دولتی و سفارتخانه‌ها. این تجهیزات، اندازه درماندگی این مزدوران اجاره‌ای را نشان می‌داد؛ گروهکی که مدعی مبارزه بود، ابزارش را از اربابانش هدیه می‌گرفت و پنهان می‌کرد. کشف مهرهای جعلی سفارتخانه‌های ایران، ابعاد وطن‌فروشی این فرومایگان را برملا کرد. اینان که برای فرار از چنگال عدالت، شناسنامه و هویت ملت ایران را جعل می‌کردند، خود در چنگال پولادین سربازان دلیر اسلام اسیر و ذلیل شدند.

فرار موش‌های صحرایی
یکی از تلخ‌ترین و البته مضحک‌ترین اسنادی که از لابه‌لای آوار این ضربه به دست آمد، افشای «خط خروج مخفیانه» سرخران این گروهک بود. این سند گویای آن بود که اربابان این گروهک در عراق و غرب، در حالی که رده‌های میانی را برای ترور زنان و کودکان بی‌گناه تحت فشار می‌گذاشتند، خودشان از ترس ضربات اطلاعاتی، نقشه فرار به خارج از کشور را طراحی کرده بودند.
در این اسناد، جنایتکاران خارج‌نشین به نوچه‌های خود در داخل گوشزد کرده بودند: «نمی‌خواهیم دستتان خالی شود، می‌خواهیم جیب حکومت پر نشود!» این یعنی سرخران فراری، اعضای ساده‌لوح خود را طعمه‌ای برای دستگیری و هلاکت می‌دیدند تا خودشان از معرکه بگریزند. این اوج خفت و پستی یک جریان شکست‌خورده بود.

فرجام کار
عملیات ۱۰ مرداد، عملاً ستون فقرات باقی‌مانده این گروهک را خرد کرد. به اظهارات محمدحسین سبحانی، از مسئولین امنیتی فراری خود آن‌ها، بیش از ۸۰ درصد کادرهای گروهک در این ضربات نابود شدند و ارتباطات تشکیلاتی در تهران و شهرهای بزرگ برای همیشه از هم گسیخت.
این گروهک خائن که همواره در تخیلات خود به دنبال براندازی بود، نشان داد که حتی در حفظ ابتدایی‌ترین قواعد حفاظت اطلاعاتی نیز درمانده و شکست‌خورده است. «بخش روابط» که قرار بود چشم و گوش گروهک باشد، در کمال ذلت، گور دسته‌جمعی سران خیانت‌پیشه‌اش شد. تاریخ، این شکست مفتضحانه را به عنوان سندی دیگر بر ننگ ابدی منافقین و ایادی‌شان ثبت کرد؛ جریانی که از روز نخست بازنده بود و در ۱۰ مرداد ۱۳۶۱، بازنده‌ترینِ تاریخ شد.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=56322