هیچ رویدادی در تقویم نیست که گروهک منحوس منافقین، مهره سوخته غرب به مناسبت آن عملیات فریب رسانهای انجام ندهد.
به گزارش فراق، امروز که بقایای این گروهک مزدور در کمپهای تحت الحفظ آلبانی به سر میبرند، برای فرار از واقعیتِ مرگ این جریان و خریدار نداشتن در میان اقشار مختلف هر از گاهی سعی میکنند با مطرح نمودن نام «آیتالله طالقانی» و مصادره ایشان، برای آوارگان تاریخ، اعتبار و مشروعیتی کسب نمایند.

اینجا پرسش اساسی این است: چرا این زامبیها اینهمه به دنبال چسباندن خود به نام مرحوم طالقانی بودند و هستند؟ پاسخ در تضاد عمیق بنیادین میان جهانبینی این قبیله و بتن ملت ایران نهفته است.
آیتالله طالقانی اسلام را بر محور توحید، وحی و صفات ثابت الهی تفسیر میکرد. در نقطه مقابل، نظریهپردازان مخفی این گروهک، ایدئولوژی حیوانی خود را بر پایه ماتریالیسم دیالکتیک بنا نهاده بودند؛ جایی که حقیقت تابع منافع طبقاتی است و دین، افیون تودهها. سرخران این گروهک پوچگرا که بهخوبی میدانستند با این مانیفست مارکسیستی، جایی در دل میلیونها ایرانی با غیرت ندارند، بنابراین شروع به مصادره چهرهها کردند. آنها به «آیت الله طالقانی» نه از سر ارادت، که چون نیاز داشتند تا پشت نقاب یک مرجع دینی، چهره بیدین خود را پنهان کنند، نزدیک شدند.
اما این موجسواران تاریخ، غافل از آن بودند که این مجاهد نستوه، نهایتاً نقاب از چهره این گرگصفتان خواهد کشید. تنها هفده روز پیش از رحلت آیتالله طالقانی در نماز عید فطر، صدای خروشان وی بلند شد و منافقین را علنی «جوجهکمونیستها» خطاب و آن ها را لعن کرد. او رسما میان خود و این شبکه دشمنپرست، دیواری محکم کشید و ثابت کرد که تمام آن تصاویر و نقلقولها، چیزی جز یک جعل رسانهای کثیف توسط مشتی «انگلصفت» تاریخی نبوده است.
اینک، بازندگان همیشه تاریخ در طویله درازگوشان خود در آلبانی ماندهاند و همچنان سعی دارند با تقطیع جملات بزرگان برای خود آبرویی دستوپا کنند، غافل از آنکه تاریخ، مُهر بطلان خود را پیشتر بر پیشانی لجنمالان زده است.
محمدجواد نوعپرور
انتهای پیام

































