گروهک تروریستی و دستنشانده منافقین، طبق عادت همیشگی، برای لاشه سیاسی عناصری که هویت خود را به حراج گذاشتهاند، شیون و اشک تمساح راه میاندازد.
به گزارش فراق، محمد ملکی یکی این عناصر است که نه خود و نه خانوادهاش، هیچگاه هویت مستقلی نداشتند و تعریفشان از زندگی تنها در «تابعیت محض» از سردمداران نفاق معنا پیدا میکرد.

این مُهره فاقد ریشه و اصالت، که روزی در هیبت یک چهره به ظاهر دانشگاهی فرو رفته بود، در باطن چیزی جز یک بلندگوی اجارهای برای پخش سموم دیکتهشده از سوی اربابان منافق خود نبود. او مصداق بارز یک ابزار بود که چون طوطی، کلمات و اتهامات نخنما شده اربابان خائنش را علیه ایران تکرار میکرد.
نکته مضحک و در عین حال رسواکننده، فقدان مطلق استقلال فکری در این مُهره و خانوادهاش است. فرزندش عمار ملکی نیز، همچون پدر، خط سیر زندگی خود را با دنبالهروی از نوکران بالفطره غرب در کانادا و فرانسه ترسیم کرده است. این خاندان وطنفروش، با ژست منتقد بودن که امروز نیز از آنها کم نداریم، عملاً پل ارتباطی اربابان خارجنشین با پروژههای براندازانه در داخل بودند و از هیچ تلاشی برای خیانت علیه منافع ملت ایران و خوشخدمتی به دشمنان قسمخورده این آب و خاک دریغ نکردند.

ملکی در اواخر عمر منحوسش چنان در باتلاق خودفروشی فرو رفته بود که حتی جسارت نگاه مستقل به مسائل را نداشت. او جرأت نکرد ذرهای از خط قرمزهای منافقین فاصله بگیرد و با حماقت تمام، بارها صحنهگردان مراسم تجلیل از مزدورانی شد که خون مردم ایران را ریخته بودند. او برای خوشایند گروهک تروریستی تحت حمایت صدام، چشم بر روی ۱۷ هزار شهید بیگناه بست و تنها زمانی دهان گندیدهاش را گشود که لازم بود گزارشی دروغین و دیکتهشده برای ضدایرانیترین چهرههای سازمان ملل بفرستد؛ گزارشی که بوی تعفن گنداب منافقین از سراسر آن میبارید.
این عنصر خودفروخته، وطنفروشی را به مثابه ارثی پدری نسل به نسل منتقل کرد؛ از دفاع از تروریستهای مستقر در عراق گرفته تا سکوت در برابر خیانتهای مسعود و همسر اشتراکی وی، همگی نشان از روحیه چاپلوسی وی و خانوادهاش داشت. او یک پروژه سوخته و یک دستکش مخملی بر دستان تروریستهای دهه شصت بود که پس از مرگ، جنازه سیاسیاش نیز همچنان توسط همان گرگصفتان، برای فریب عوام، خرید و فروش میشود.
محمد ملکی و فرزندش، مُهرههایی بیاراده بودند که به خیال ضربه زدن به ایران، هویت خود را در مستراح سیاستهای غرب شستند که در نهایت به فاضلاب آنها نیز روانه شدند، اما ننگ وطنفروشی تا ابد بر پیشانی این خانواده باقی خواهد ماند.
انتهای پیام

































