• امروز : دوشنبه - ۱۹ مرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 10 August - 2026
مروری بر زندگی اولین عفریته‌ای که به رجوی بله گفت

عذرا علوی طالقانی؛ جلادی که برای مسئولیت در باند خران خانواده و شرافت خود را باخت

  • کد خبر : 56155
  • 22 تیر 1405 - 14:02

در میان زنان ارشد گروهک تروریستی منافقین، نام «عذرا علوی طالقانی» با پسوندِ جلادی هولناک و خشن گره خورده است؛ زنی که بیش از چهار دهه در شمار وفادارترین مهره‌های آشغال‌های خلق قرار داشت، اما در نهایت خود نیز در دستگاه پوچ منافقین به دستمال توالتی تبدیل شد.

alavi monafeg

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، داستان زندگی او آمیزه‌ای است از جاه‌طلبی کور، خشونت تشکیلاتی، خیانت و در نهایت خفت و انزوا در میان کسانی که روزی مسئولشان بود.

عذرا علوی طالقانی با نام مستعار «سوسن»، فعالیت خود را از سال ۱۳۵۵ با پیوستن به منافقین آغاز کرد.

پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و آغاز فاز مسلحانه و تروریستی آن‌ها علیه نظام جمهوری اسلامی، عذرا به همراه همسرش، ابراهیم ذاکری ــ که خود از شکنجه‌گران سرشناس گروهک بود و بعدها به‌طرز مشکوکی دق‌مرگ شد ــ از ایران گریخت. آن‌ها ابتدا به فرانسه و سپس به عراق رفتند. گفتنی است عذرا علوی سال‌ها تحت تعقیب قضایی عراق نیز قرار داشت. حاصل ازدواج او با ذاکری، فرزندی به نام زهیر ذاکری بود که بعدها در یکی از عملیات‌های انتحاری منافقین در عراق به هلاکت رسید و طالقانی، مادری فرزندکشته لقب گرفت.

در فضای رسانه‌ای و سیاسی گاه به اشتباه، عذرا علوی طالقانی را دختر آیت‌الله سید محمود طالقانی معرفی می‌کنند. این ادعا از اساس نادرست است. آیت‌الله طالقانی تنها دو دختر به نام‌های «بدری» و «اعظم» داشت و نام خانوادگی ایشان «علایی طالقانی» بود. نام کامل این زن اما «عذرا علوی طالقانی» ثبت شده و هیچ نسبت خانوادگی یا سببی با خاندان مرحوم طالقانی ندارد.

نقطه عطف زندگی تشکیلاتی عذرا به شکست مفتضحانه گروهک خائنین در عملیات موسوم به فروغ جاویدان در سال ۱۳۶۷ بازمی‌گردد. سر خر منافقین در یک گردهمایی علت شکست را «فکر کردن نیروها به خانواده‌هایشان» اعلام و با یک حیله شیطانی، دستور طلاق اجباری همه اعضا از همسرانشان را صادر کرد. عذرا و همسرش ابراهیم ذاکری از نخستین زوج‌هایی بودند که این فرمان را بی‌چون‌و‌چرا اجرا کردند. بلافاصله پس از طلاق، عذرا به شورای سردستگی باند خران ارتقا یافت و به عقد مسعود رجوی درآمد. این نقطه اوج فروپاشی اخلاقی زنی بود که آماده شد برای رسیدن به لحظه پوچی، از هر چیزی عبور کند.

طالقانی طی چند دهه حضور خود، به بالاترین مناصب تشکیلاتی رسید و حدود یک دهه سرکرده ستاد عملیات خران بود. او در این سمت، مسئولیت گزینش اهداف عملیاتی در داخل ایران و ابلاغ آن به تیم‌های تروریستی را بر عهده داشت.

یکی از تاریک‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین ابعاد زندگی عذرا علوی جلاد، رفتار او با دو خواهر ناراضی‌اش، مریم و بتول بود. این دو که سال‌ها با اراده خود خواستار خروج از گروهک و رهایی از زندگی جهنمی بودند، با سخت‌ترین اشکال شکنجه و سرکوب توسط خواهرشان روبه‌رو شدند. بتول طالقانی بیش از پنج سال در کمپ عراق در یک اتاق زندانی بود و عذرا (سوسن) با تحقیر، فشار روانی و ممانعت از جدایی، مستقیم بر رنج‌های خواهر زندانی خود می‌افزود. او نه‌تنها به آزادی آنان کمک نکرد، بلکه در فرایند حذف فیزیکی و روانی آن‌ها نقشی فعال داشت.

با وجود سابقه‌ای طولانی‌تر از خود رجوی در جمع زباله‌های خلق و خرحمالی‌هایی که این زن به سرخر منافقین ارائه کرده بود، سرنوشتش چیزی جز تحقیر و عزل نبود. پس از آنکه رجوی، مریم قجر عضدانلو را به عنوان مسئول اول باند خران منصوب کرد، طالقانی به سرعت از بالاترین رده‌ها به پایین کشیده شد. اگر چه، چند سالی او را به صورت نمادین و باسمه‌ای به عنوان رئیس ستادها معرفی می‌کردند، اما رجوی و قجر از ترس این عفریته کهنه‌کار، او را کاملاً به حاشیه راندند و به رده‌های پایین تبعید کردند. او که تا سال ۱۳۶۴ در رأس خران قرار داشت و جزو نخستین سرخران محسوب می‌شد، به سراشیبی سقوط افتاد. با این حال، طالقانی با آگاهی کامل به این خفت و خواری تن داد و چشم بر تمام دانسته‌هایش بست.

امروز پس از هلاکت وی، رسانه‌های باند خران طبق روش همیشگی خود، دست به دروغ‌پردازی و قهرمان‌سازی از جلادانش می‌زنند. با القاب عجیب و افسانه‌سرایی‌های پوچ می‌کوشند چهره کریه این عفریته را تطهیر کنند، غافل از اینکه کارنامه عذرا علوی طالقانی پرونده‌ای است انباشته از خیانت، شکنجه، ترور و سرسپردگی تا پای مرگ که در نهایت او را نیز همچون تفاله‌ای به گوشه‌ای پرتاب کرد. زندگی او، روایت جلادی است که برای ماندن در باند خران، همه چیز را باخت: خانواده، شرافت، آزادی و در نهایت خود را.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=56155