• امروز : شنبه - ۲۱ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 12 September - 2026

روی خط

گروهک منافقین زیر فشار شدید موساد به دلیل ناکارآمدی / تحلیل افسر اطلاعاتی آمریکایی برای سیا: «زباله‌های انسانی از منافقین با ارزش‌ترند چون با اولی می‌توان برق تولید کرد!» دادستانی که سرکردگان منافقین را مجبور به فرار از کشور کرد / امام خمینی(ره): اینان از شدت یأس به جنون کشیده شدند اعتراض به طرح رژیم صهیونیستی برای معلم‌های آلبانیایی/ صهیونیست‌ها در تیرانا آموزش مبارزه با یهودستیزی آغاز کردند «زباله‌های خلق» و آمار اعدامی خیالی / نمایش‌های منافقین با تاکسیدرمی لاشه رجوی پایان یافت هشدار به کاربران فضای مجازی درباره فعالیت منافقین در پوشش رسانه محلی / جوانان و نوجوانان عزیز باید جریان‌شناسی بیاموزند ۶۱ سال فرار؛ از خانه‌های تیمی تا طویله تیرانا / اختلاف‌های درونی بر سر جانشینی مریم قجر به دنبال احتمال استرداد وی به اوج رسید ماده خفاشی به نام «مهناز» به سمت دربان اولی برای محافظت از تاکسیدرمی رجوی رسید / منافقین «مردار سیاسی» هستند حساب‌های اینستاگرام فعالان آلبانیایی در بحبوحه اعتراض‌های«ضد دولتی» بسته شد 

در گروهک زامبی‌پرور منافقین صورت گرفت: تقدیر از عنصری که به صورت پدر خود سیلی زد!

  • کد خبر : 55755
  • 08 اردیبهشت 1405 - 19:39

در دیدگاه سرکردگان گروهک زامبی پرور منافقین، خانواده‌ها عاملی برای ایجاد وابستگی عاطفی و یک تهدید جدی برای گروهک تلقی می‌شوند.

Ashraf 5

به گزارش فراق، آن‌ها اعتقاد دارند که ارتباط با خانواده‌ها می‌تواند موجب تضعیف ایدئولوژی گروهک، ایجاد تردید و شک در اعضا، و در نهایت خروج آنها از گروهک شود. بنابراین، منافقین به شدت از هرگونه دیدار یا ارتباط اعضای خود با خانواده‌هایشان جلوگیری می‌کنند.

داریوش قنواتی از اعضای جدا شده گروهک در خاطرات خود به این نکته اشاره و چنین بیان کرده است:

«سال ۸۲، بدون اطلاع گروهک، چند اتوبوس از خانواده‌ها برای دیدن فرزندانشان به کمپ اشرف [در عراق] آمدند. ابتدا ما از این موضوع اطلاع نداشتیم. مسئولین کمپ، اتوبوس خانواده‌ها را چندین ساعت پشت درب منتظر نگاه داشته بودند تا اینکه رجوی زیر بار فشار آمریکایی‌ها مجبور به پذیرش خانواده‌ها شد.

اما قبل از آن، مسئولین اسامی خانواده‌ها را از آمریکایی‌ها گرفتند. بعد، نفراتی که خانواده‌های آنها آمده بودند را صدا زده و توجیه و کار روانی روی آنها انجام دادند. مثلاً به آنها گفته بودند: «به خانواده‌هایتان بگویید که ما به اختیار خودمان اینجا هستیم و از مناسبات تعریف کنید.»

از طرف دیگر، رجوی فکر می‌کرد که می‌تواند از این فرصت برای جذب و باج گرفتن از خانواده‌ها بهره ببرد. صدیقه حسینی که آن زمان مسئول اول سازمان بود، در نشست می‌گفت: «اگر خانواده‌تان آمد، پول، طلا و وسایل قیمتی که به همراه دارند، برای کمک به سازمان از آنها بگیرید و سعی کنید افراد جوان خانواده‌تان را عضو‌گیری کنید.»

بالاخره، بعد از چندین ساعت، اجازه ورود اتوبوس خانواده به کمپ اشرف داده شد. اما برخلاف تصور رجوی، دیدار اعضا با خانواده‌هایشان تأثیر عمیقی بر بالا بردن روحیه آنان داشت. پس از سال‌ها، همه دچار لحظه عاطفی شده بودند. خانواده‌ها از فرزندانشان می‌خواستند تا راه خودشان را از مجاهدین جدا کنند.

کم‌کم اوضاع از دست سازمان خارج شد. به طوریکه مسئولین با مراجعه به افراد می‌گفتند: «اینها خانواده شما نیستند، بلکه مزدور ایران هستند! می‌خواهند شما را از اشرف ببرند.» با آنان برخورد فیزیکی کنید، طردشان کنید و از یک مجاهدی که به صورت پدر خود سیلی زده بود، تقدیر ‌کردند و از او یک قهرمان پوشالی ساختند.»

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=55755