• امروز : شنبه - ۲۱ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 12 September - 2026

روی خط

گروهک منافقین زیر فشار شدید موساد به دلیل ناکارآمدی / تحلیل افسر اطلاعاتی آمریکایی برای سیا: «زباله‌های انسانی از منافقین با ارزش‌ترند چون با اولی می‌توان برق تولید کرد!» دادستانی که سرکردگان منافقین را مجبور به فرار از کشور کرد / امام خمینی(ره): اینان از شدت یأس به جنون کشیده شدند اعتراض به طرح رژیم صهیونیستی برای معلم‌های آلبانیایی/ صهیونیست‌ها در تیرانا آموزش مبارزه با یهودستیزی آغاز کردند «زباله‌های خلق» و آمار اعدامی خیالی / نمایش‌های منافقین با تاکسیدرمی لاشه رجوی پایان یافت هشدار به کاربران فضای مجازی درباره فعالیت منافقین در پوشش رسانه محلی / جوانان و نوجوانان عزیز باید جریان‌شناسی بیاموزند ۶۱ سال فرار؛ از خانه‌های تیمی تا طویله تیرانا / اختلاف‌های درونی بر سر جانشینی مریم قجر به دنبال احتمال استرداد وی به اوج رسید ماده خفاشی به نام «مهناز» به سمت دربان اولی برای محافظت از تاکسیدرمی رجوی رسید / منافقین «مردار سیاسی» هستند حساب‌های اینستاگرام فعالان آلبانیایی در بحبوحه اعتراض‌های«ضد دولتی» بسته شد 

مغزهای پوسیده

تنها دلیل خیانت به وطن در دفترچه یادداشت‌ دختر عضو منافقین / آمریکایی‌ها واقعیت انقلاب اسلامی را نفهمیده‌اند

  • کد خبر : 55031
  • 28 دی 1404 - 11:02

در دفترچه یادداشت‌های به دست آمده از اعضای منافقین در عملیات مرصاد، یکی مربوط به زندگی‌نامه دختری بود که با دلایلی غیرقابل پذیرش برای خودش به وطن خیانت کرد.

monafegin 3

به گزارش فراق، این دختر در بخشی از خاطراتش نوشته بود که حمله به ایران از نظر من قابل تحلیل نیست؛ اما چون مسعود گفته، اطاعت کردم. این نشان می‌دهد که خیلی از اعضای منافقین برای کارهایشان به تحلیل منطقی نمی‌رسیدند و کورکورانه دستورهای پوچ رجوی را اطاعت می‌کردند.

پس از اعلام موافقت ایران با قطعنامه ۵۹۸، ارتش عراق به‌طور همزمان، در جبهه جنوبی و میانی حملاتی را آغاز کرد. در جبهه جنوب، هدف دشمن تصرف اهواز و حداقل تصرف خرمشهر بود، که نیروهای خودی تلاش دشمن را ناکام گذاشتند. در جبهه میانی، هدف دشمن زمینه‌سازی برای هجوم مجاهدین خلق بود. در این جبهه ارتش عراق با حمله به خطوط پدافندی خودی، آن‌ها را سرگرم کرده بود تا منافقین بتوانند از نقطه دیگری، پس از شکستن خط به‌وسیله ارتش عراق، حرکت خود را آغاز کنند.

پس از شکسته شدن خط خودی در منطقه سر پل ذهاب در حمله ارتش عراق، نیروهای منافقین بدون آنکه با مانعی روبرو باشند، سوار بر خودروها به‌سوی کرمانشاه حرکت کردند و تا تنگه چهار زبر پیش رفتند.

در آن وضعیت، درحالی‌که توقف حملات عراق در جنوب قطعی نشده بود، بخش از مدافعین جنوب، راهی غرب کشور شدند و همراه با نیروهای مردمی، عملیات مرصاد را برای سرکوب منافقین اجرا کردند.

در این عملیات که در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۶۷ با فرماندهی سپاه و پشتیبانی هوانیروز ارتش اجرا شد، رزمندگان از سه محور به منافقین حمله کردند و در دو مرحله به سرکوب نیروهای ضدانقلاب پرداختند.

حجت‌الاسلام عبداله حاجی صادقی، نماینده ولی‌فقیه در قرارگاه قدس در دوران دفاع مقدس در این خصوص روایت می‌کند: عملیات مرصاد چهل‌وهشت ساعت بیشتر طول نکشید؛ چون صدام منافقین را فریب داده و با خیال خام و بدون تدبیر، به سمت کرمانشاه روانه کرده بودند. به منافقین گفته بودند، کار نظامی لازم نیست، کار حکومت ایران تمام‌شده است!

یکی از اعضای اصلی منافقین در کرند، سخنرانی کرده بود که مردم، ما داریم حرکت می‌کنیم، سخنرانی بعدی را در کرمانشاه و بعد هم در تهران خواهیم داشت.

در نقشه‌هایی که از ماشین استیشن آن‌ها به دست آمد، مسیر حرکت آن‌ها تا تهران مشخص‌شده بود. فرماندهانشان هم به آن‌ها خط می‌دادند که وقتی به تهران رسیدند، چه مکان‌هایی را باید منهدم کنند. عواملی هم در داخل به آن‌ها گفته بودند که چه وقت وارد تهران شوند و چه محل‌هایی را بگیرند.

فکر می‌کردند که به همین سادگی است! وقتی با مقاومت و هجوم رزمندگان اسلام، اعم از سپاه، ارتش و نیروهای بسیج روبرو شدند، عده زیادی از آن‌ها کشته یا اسیر شدند و عده‌ای هم به عراق فرار کردند.

واقعیت این است که آن‌ها خیال داشتند کشور را تصرف کنند. الآن هم با همین تصورات می‌خواهند به مردم فشار بیاورند. هنوز آمریکایی‌ها واقعیت انقلاب اسلامی را نفهمیده‌اند؛ می‌گویند اگر به مردم فشار بیاوریم، مردم انقلاب را می‌شکنند.

منافقین در این عملیات خیلی زود شکست خوردند. ما حتی سه چهار روز پس از عملیات، در دشت‌ها و بیابان‌های منطقه به دنبال پیدا کردن منافقین فراری بودیم. آن‌ها وقتی در جاده به بن‌بست خوردند و زیر آتش شدید رزمندگان اسلام قرار گرفتند و محاصره شدند، به‌طرف کوهستان‌های اطراف منطقه فرار کردند و مخفی شدند.

فرماندهان ما همیشه در وضعیت‌های سخت کنار رزمندگان می‌ماندند و حتی شهید می‌شدند؛ ولی فرماندهان منافقین وقتی متوجه شدند دیگر نمی‌توانند کاری از پیش ببرند، نیروهای شکست‌خورده را در بیابان‌ها رها کردند و گریختند، که تعداد زیادی از آن‌ها به اسارت درآمدند و کشته شدند.

آن‌ها در یک ستون، از مسیر اصلی تا گردنه‌ای که با رزمنده‌ها مواجه شدند، پیش آمدند. بیشترین کشته را در همان گردنه دادند. ماشین‌های آن‌ها متلاشی‌شده و بسیاری از آن‌ها اسیر شدند.دفترچه یادداشت‌هایی از آن‌ها به دست آمد. من هنوز سه تا از آن دفترچه‌ها را دارم؛ یکی دفترچه شعری در تعریف و تمجید از مسعود رجوی و تفکر او بود و یکی دیگر، مربوط به زندگی‌نامه دختری بود که در این عملیات کشته شد.این دختر در بخشی از خاطراتش نوشته بود که حمله به ایران از نظر من قابل‌تحلیل نیست؛ اما چون مسعود گفته، اطاعت کردم. این نشان می‌دهد که خیلی از منافقین برای کارهایشان به تحلیل منطقی نمی‌رسیدند.

در سازمان، تحلیل تا جایی اعتبار داشت که تدبیری از ناحیه رجوی نیامده باشد! من با خواندن این دفترچه غصه خوردم که چرا عده‌ای، احساسات پاک انسانی را به انحراف می‌کشند! چیزی که بعدها ما در گروه‌های داعشی دیدیم.

منبع:

موحد علوی، علیرضا، تاریخ شفاهی دفاع مقدس: روایت عبدالله حاجی صادقی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، تهران ۱۴۰۲، صص ۲۷۴، ۲۷۵، ۲۷۶، ۲۷۷

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=55031