• امروز : سه شنبه - ۲۴ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : Tuesday - 15 September - 2026

نفوذ تروریسم به عمق نهادهای علم در غرب / آزادی بیان در جوامع غربی ابزاری مشروط در خدمت حاکمیت است

  • کد خبر : 54660
  • 06 دی 1404 - 13:31

برکناری اخیر دکتر شیرین سعیدی، استادیار علوم سیاسی و مدیر پیشین برنامه مطالعات خاورمیانه در دانشگاه آرکانزاس، نمادی تلخ از تناقض‌های بنیادین در ساختار آکادمیک غرب است.

52 25

به گزارش فراق، این اقدام، که ظاهراً تنها به دلیل مواضع انتقادی ایشان نسبت به سیاست‌های رژیم صهیونیستی و دفاع از حقوق مردم فلسطین صورت گرفته، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که آزادی بیان در جوامع غربی بیش از آن‌که یک اصل اخلاقی باشد، ابزاری مشروط در خدمت منافع قدرت‌های حاکم است.

این رویداد، فراتر از یک تصمیم اداری فردی، نشانه‌ای از بحران ساختاری در نهادهای علمی غرب به شمار می‌رود؛ بحرانی که دانشگاه‌ها را از مراکز تضارب آرا به عرصه‌ای برای اعمال انضباط ایدئولوژیک تبدیل کرده است. غرب در نمایش‌های عمومی همواره خود را پیشگام دفاع از آزادی اندیشه و بیان معرفی کرده، اما اسناد متعدد محرومیت اساتید، دانشجویان و پژوهشگران از حقوق آکادمیک‌شان به دلیل یک اعتراض عادی به نقض حقوق بشر توسط همراهان غرب، این ادعاها را به چالش می‌کشد.

تریبون‌های دانشگاهی که باید پناهگاه نقد آزاد باشند، زیر سایه فشارهای سیاسی و لابی‌ها، به فضایی پر از ترس و خودسانسوری بدل شده‌اند. هر صدای مخالفی که سیاست‌های جنگ‌طلبانه غرب یا حمایت بی‌قیدوشرط از صهیونیسم را به نقد بکشد، با خطر طرد از نظام علمی مواجه می‌شود. این آزادی ادعایی، تنها تا جایی محترم شمرده می‌شود که با اراده مراکز قدرت همخوانی داشته باشد.

یکی از جنبه‌های نگران‌کننده این بحران، امنیتی‌سازی فضای آکادمیک است. نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در آمریکا و اروپا، با همکاری لابی‌های صهیونیستی، انتقاد از سیاست‌های تل‌آویو را به عنوان تهدیدی علیه امنیت ملی بازتعریف کرده‌اند. در نتیجه، پژوهش‌های علمی در حوزه خاورمیانه باید در چارچوب‌هایی محدود تنظیم شوند که منافع خاصی را مختل نکنند.

حتی قوه قضائیه و دولت‌های غربی، به جای حفاظت از آزادی آکادمیک، در خدمت این مکانیسم‌های سرکوب قرار گرفته‌اند. همسویی لابی‌های تأثیرگذار – فارغ از گرایش‌های محافظه‌کار یا لیبرال – نشان‌دهنده نفوذ عمیق این ساختار در لایه‌های قدرت است. دانشگاه‌های برجسته، که باید از نفوذ سیاسی مصون بمانند، به ابزاری برای توجیه و مشروعیت‌بخشی به سلطه تبدیل شده‌اند.

این وضعیت، مصداق بارز تروریسم فکری است: نابودی اندیشه نه از طریق خشونت فیزیکی، بلکه با ابزارهای نرم مانند تهدید شغلی، حذف سیستماتیک و برچسب‌زنی ایدئولوژیک. برکناری دکتر سعیدی نه آغاز یک روند جدید، بلکه آشکارساز یک بحران مزمن در تمدن غربی است؛ بحرانی که صهیونیسم را به خط قرمز مطلق در عرصه‌های علمی، سیاسی و رسانه‌ای تبدیل کرده و عبور از آن را با حذف از فضای آکادمیک و اجتماعی پاسخ می‌دهد.

چنین ساختاری نمی‌تواند ادعای پایبندی به عقلانیت دموکراتیک داشته باشد، زیرا پایه‌های آن – یعنی پذیرش تنوع دیدگاه‌ها و آزادی نقد – از درون فروپاشیده است. این بحران غرب را به سوی دوره‌ای تاریک هدایت می‌کند؛ دوره‌ای که در آن علم تابع قدرت، دانشگاه اسیر ایدئولوژی، و آزادی بیان قربانی لابی‌های ذی‌نفوذ خواهد بود. حذف یک استاد ایرانی‌تبار نه صرفاً سرکوب یک صدا، بلکه نماد زوال اخلاق آکادمیک است. تروریسم دیگر محدود به میدان‌های نبرد نیست؛ آن به عمق نهادهای علمی نفوذ کرده و پناهگاه حقیقت را به سنگر تحمیل و سرکوب تبدیل نموده است.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=54660