هیچ وطنفروشی نمیخواهد باور کند که هیچ دولتی، هیچ قدرتی، هیچ کشوری، یک خائن را پس از تمام شدن تاریخ مصرفش نگه نمیدارد. وقتی کارش تمام شد، یا خودش میکُشد یا او را در معاملهای تحویل میدهد تا دیگران بکشند. این قانون نانوشته همه تاریخ است.

به گزارش فراق، دو هزار و سیصد سال پیش، وقتی اسکندر به دروازههای پارس رسید، آریوبرزن و چند هزار دلاور پارسی در دربند پارس (تنگهای که امروز به نامش «تنگه آریوبرزن» است) چنان ایستادند که لشگر مقدونی سه بار عقب نشست. خود کالیستنس، تاریخنگار رسمی اسکندر، نوشته که پادشاه مقدونی شبها خواب نداشت و به سردارانش گفته بود: «اگر این چند هزار نفر را نتوانیم بشکنیم، باید برگردیم». اما یک چوپان محلی به نام «لیبانی» (نام دقیقش در منابع مختلف متفاوت است) با وعده چند سکه زر، راهِ پشت کوه را به دشمن نشان داد. مقدونیان شبانه دور زدند، از پشت سر حمله کردند و آریوبرزن و یارانش را قطعهقطعه کردند. سه روز بعد، همان اسکندر دستور داد چوپان خائن را هم بکشند. گفت: «کسی که به میهن خودش رحم نکند، به من هم رحم نخواهد کرد».
نتیجه آن خیانت یک نفر: تخت جمشید سوخت، دودش چهل روز در آسمان بود، سلسلهی هخامنشی برای همیشه خاموش شد و ایران برای نزدیک به دو قرن یکی از ایالات مقدونیه گردید.
هفتصد سال بعد، چنگیز مغول در برابر دیوارهای بخارا زمینگیر شده بود. نامهای فرستاد داخل شهر: «هر کس سلاحش را زمین بگذارد و به ما بپیوندد، پس از فتح، شهر مال اوست». گروهی از مردم بخارا فریب خوردند، دروازه را باز کردند و حتی به مغولها کمک کردند تا همشهریهای خودشان را بکشند. وقتی کار تمام شد، چنگیز دستور داد همه آن «متحدان تازه» را هم مثل گوسفند سر ببرند. سپس همان جملهی مشهورش را گفت: «اگر اینها قابل اعتماد بودند، به خاطر ما برادران خودشان را نمیفروختند».
تاریخ پر است از این داستانهای تکراری. از بنیتو موسولینی که متحد هیتلر بود و آخرش در ایتالیا به دار آویخته شد تا میرجعفرِ لکهدار که بنگال را به انگلیسیها فروخت و آخر عمرش را در تبعید و ننگ گذراند، تا منافقین خائن همیشه یک سرنوشت داشتهاند: وقتی دیگر به درد نمیخوردند، یا به دست همان اربابی که به او خدمت کرده بودند کشته شدند یا در معاملهای تحویل داده شدند و به دار آویخته شدند.
در همین نیمقرن اخیر دیدیم؛ گروهک ضاله و خبیث منافقین در جنگ تحمیلی مختصات بیمارستانها، مدرسهها، بازارها و مناطق مسکونی را به صدام میداد تا موشک و بمب بریزد، هزاران کودک و زن و پیرمرد را به خاک و خون کشید و از بعثیها پول و سلاح گرفت. در جنگ ۱۲ روزه با رژیم صهیونیستی، باز هم امروز این دستمالان کثیف در آلبانی و اروپا التماس حمایت میکنند، اما همین کشورهایی که روزی از آنها سوءاستفاده میکردند، یکی یکی پروندههایشان را میبندند و تحویل دادنشان را بررسی میکنند؛ چون خوب میدانند که خائن، خائن میماند.
انتقاد از حکومت، اعتراض به سیاستها، حتی مهاجرت برای زندگی بهتر، حق هر انسانی است. اما وقتی پای دادن اطلاعات نظامی، تحریک به آشوب مسلحانه، همکاری اطلاعاتی با دشمنان قسمخوردهی ایران و خوشحالی از تحریم و بمباران مردم خودت در میان باشد، دیگر اسم این کار «مخالفت سیاسی» نیست؛ اسم آن «خیانت به میهن» است و در همه جای دنیا یک مجازات دارد: اعدام.
هیچ کشوری به خائنِ کشور دیگر پناه ابدی نمیدهد. وقتی تاریخ مصرفش تمام شود، همان دستی که پول و ویزا به او داده، ماشه را خواهد چکاند یا او را در معاملهای خواهد فروخت. تنها جایی که یک وطنفروش بالاخره آرام میگیرد، زیر خروارها خاک است… و حتی آنجا هم لعنت ابدی ملت همراهش خواهد بود.
گروه سیاسی فراق
انتهای پیام

































