تاریخ : دوشنبه, ۸ آذر , ۱۴۰۰ Monday, 29 November , 2021

موضوع کُردکُشی توسط مجاهدین خلق

  • کد خبر : 210
  • 01 فوریه 2014 - 17:51

موضوع کُردکُشی توسط مجاهدین خلق

Kordkoshi mojahedin

جمال عظیمی (مجید کاویانی) ـ عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق

پژواک ایران، بیست و دوم آوریل ۲۰۱۴

با تشکر و قدردانی از همه دوستانی که در رابطه با …

مطالب من، لطف نموده و به طور فعال و با احساس مسئولیت، نظرات  و انتقادات خود را نوشته بودند، چند مورد بود که در رابطه با گزارش من “دوزخیان شهر اشرف، قسمت دوم: عید در زندان”، روی کلمه کُردکشی انتقاد کرده بودند که این موضوع واقعی نیست و من اغراق نموده ام. من هم با دقت و باز نگری به موضوع، متوجه شدم که در این مورد دقیق نبوده ام و از این بابت از همه دوستان معذرت خواهی میکنم.

Kordkoshi mojahedin2

برای روشن شدن موضوع، لازم است که من مقداری توضیح داده و فاکتهائی را که خود مشاهده کرده و یا از دوستان بسیار نزدیک خود شنیده ام را به اطلاع عموم برسانم.

طبعا این مشاهدات و شنیده ها، (که شخصا یقین دارم که درست است و پای مسئولیت آن هم هستم.) صرفا محدود به اطلاعات خودم و محدوده ای که در آن صحنه حضور داشته ام می باشد و شنیده هائی که از افراد مشخص و معدودی به  طور خصوصی شنیده ام و کاملا معلوم است که مربوط به همه جبهه ها و صحنه های مختلف و گسترده ای که همه نیروهای ارتش آزادیبخش! درگیر بودند را شامل نمی شود و یک گزارش کلی و همه جانبه هم، نه در حیطه من و نه در حد من بوده و هست. و این موضوع در کادر رئیس ستاد ارتش و خود رجوی است که آن هم به نظر من انتظاری غیر واقعی است، چرا که تا کنون هیچ گزارش واقعی از طرف مسئولان امر در هیچ زمینه ای به مردم داده نشده است که این هم یکی از آن ناپرهیزیها می باشد.

همه میدانند که همزمان با شروع جنگ اول کویت (مرداد۱۳۶۹ تا فروردین ۱۳۷۰)، سازمان تمام نیرهایش را با سلاحها و تجهیزات، از اشرف خارج و در مناطق تپه ماهوری منطقه کفری مستقر کرده بود.

با شکست ارتش عراق در کویت و تار و مار شدن نیروهای عراقی ، سازمان دستور بازگشت نیروها از کفری به اشرف را صادر کرد که ستون ما به فرماندهی کاک حسام مسئولیت انتقال خودروهای چرخدار را داشت. یگان ما جیپ های دولول داشت که در میانه و عقب ستون به اصطلاح نقش پدافند هوائی ستون را بعهده داشتیم.

در مسیر حرکت ما، از فاصله دور صدای شلیک انواع سلاحهای سبک و نیمه سنگین را میشنیدیم ولی اهمیت نداده و به حرکت خود ادامه میدادیم.

هوا کاملا تاریک شده و حدود ساعت نزدیک ۹ یا ۱۰ شب بود که ستون ما در جاده کفری به اشرف در حال حرکت بود که از طرف مقابل و از فاصله دور مشاهده کردیم که ستون خیلی بزرگی از خودروهائی با چراغ روشن به سمت کفری می آیند.

با کاک حسام با تمپو (بیسیم های دستی) تماس گرفتم و مورد را گزارش کردم. کاک حسام پس از چندی گفت خودی هستند و ما هم متوقف میشویم.

یادم هست که خودروهای دیگر به سمت قرارگاه رفتند و ما با جیپ های دولول همانجا و در کنار جاده موضع گرفتیم. ستون بزرگ که شامل تانکها و بی ام پی ها، و ام تی ۲۳ ها و خودروهای جیپ دوشکا و بی کی سی، و دیگر خودروهای همراه آمده و از کنار ما به سمت کفری و طوزخرماتو، مسیر را ادامه دادند.

صبح همان روز تعدادی از خواهران با خودروهای صنفی و یکان پدافند دیگری به فرماندهی ع-ب ، به ما ملحق شدند.

در طی این مدت ما هیچ برخورد یا صدای شلیکی که حاکی از درگیری نیروها باشد را نشنیدیم.

Kordkoshi mojahedin

لینک کوتاه : https://feraghnews.ir/?p=210