خاطره گویی مریم سنجابی از کمپ «اشرف ۱»: خودکشی در هتل «ازهدی» !

در طی یادداشتی در سایت فراق  از آقای محترمی به نام مرتضی، مطلبی خواندم که ظاهرا پدرش  که اسیر در فرقه رجوی است طی نامه ای دو فرزندش را به پاکستان فرا می خواند و این دو برادر شجاع وقتی متوجه می شوند که به جای مهاجرت باید به کمپ اشرف بروند مقاومت می کنند و در نتیجه با خیانت فرقه مواجه و پلیس پاکستان آنها را دستگیر و سه سال نیم در بدترین شرایط در زندان پاکستان بسر می برند تا اینکه خوشبختانه ازاد می شوند و احتمالا پدر حتما اسیر فرقه است.

با خواندن سرگذشت این جوان بسیار متاثر شدم و از طرفی خوشحالم که حداقل توانستند از چنگال مافیای آدم دزدی فرقه نجات پیدا کنند با این  واقعه یاد خاطرات دردناک بسیاری افتادم.

تابستان سال ۸۲ بود که سران فرقه از ترس ورود نیروهای آمریکایی به تکاپو  افتادند و دستور دادند هر چقدر مدارک کاغذ ی و نگران کننده  در بند و بساط  ستادهای موسوم به پرسنلی و تشکیلات هست از بین ببریم

هنگامی که برای مرتب کردن و تصفیه مدارک کاغذی به انبار پرسنلی رفتم به پرونده برخی از افرادی برخوردم که جدا شده و رفته بودند و برخی از مدارک آنها  برای روز مبادا و استفاده علیه انان نگهداری می شد

در حین کار به پرونده جوانی رسیدم حدود بیست تا بیست و پنج سال ، هنوز به خاطر دارم  که  عکس های بسیاری  با چهره بسیار جوان در پرونده وی بود،  فرد مذکور«حسین» نام داشت  و اقامتش در هتل ورودی سازمان چند  هفته بیشتر نبود.

آنچه به خاطرم مانده این است که  سراسر دست نوشتجات و  مدارک علیه او بود همراه با عکس هایی که در برخی شهرها گرفته بود.

نامبرده  حاضر نشده بود وارد تشکیلات سازمان شود و در خواست کرده بود او را برگردانند. ولی از بد حادثه به دلیل اینکه به یکی پایگاه های سازمان موسوم به هتل «ازهدی»  در بغداد  منتقل شده بود  ظاهرا محال بود از خیرش گذشته و او را برگردانند.

در یکی از مطالب نوشته شده  بود که او  پشیمان شده و قصد برگشت دارد . لذا با دستور فرمانده تشکیلات در اتاقی در طبقه چهارم  هتل «ازهدی»  محبوس می شود  و اجازه خروج پیدا نمی کند  در اسناد بعدی مشاهده کردم که نامبرده به طرز مشکوکی خودکشی نموده است.

در مطالب سرهم بندی شده دیگر قید شده بود   نامبرده  به علت افسردگی و عدم تمایل به ماندن اقدام به خودکشی نموده و خود را از طبقه  چهارم هتل به حیاط پرت نموده است.  همچنین  از لابلای مطالب و شیوه های فرقه متوجه شدم که  سران فرقه  تلاش و فشار زیادی به او آوردند که بتوانند متقاعدش نمایند قبول کند به بخش های نظامی و کمپ اشرف برود و او قبول نمی کرده است در آنجا بماند.

علت مرگ خودکشی و سقوط از طبقات هتل ذکر شده بود ولی خدا می داند که چه بلایی برسر آن جوان آوردند.

هر چه بود  فرد نگون بخت سر تعظیم جلوی آنها فرود نیاورده و به ناچار در اثر مقاومت برای نرفتن به کمپ اشرف جان خویش را از دست می دهد.

پس از مطالعه پرونده فرد مذکور با دریافت حقیقتی دیگر از ظلم و جنایت فرقه آن روز دیگر توانی برای کار نداشتم و به بهانه ای به محل کارم برگشتم در حالیکه عزمم برای جدایی و فرار بیشتر جزم شد.

مریم سنجابی

انتهای پیام / فراق

feraghnews.ir

فراق ، صدای رسای خانواده های اسیران فرقه رجوی است. کانال: feraghnews@

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.