افشاگری های یک عضو جدا شده از مرگ های مشکوک در آلبانی: فرقه رجوی «آرش پورغلامی» را با قرص کشته است

فرقه رجوی به هیچ عنوان در اطلاعیه های خود اشاره ای نمی کند که این همه ایست قلبی و یا مرگهای ناگهانی و یا بیماری های مختلف در یک گروه به این کوچکی حاصل چیست و چرا بیماری هایی که در بین چندین هزار نفر وجود دارد انواع آن در این فرقه جهنمی گریبانگیر این اسیران در بند فرقه است.
باید لحظه ای به آنچه که درون این فرقه می گذرد و بلاهایی که بر سر اعضا می آید دقت کرد. در رابطه با آرش پورغلامی آنچه این فرقه بد نام به آن اساسا اشاره ای نکرده این است که مدتها بود آرش درخواست جدایی از این فرقه ناپاک را داده بود اما رهبران فرقه تا حد ممکن به این فرد فشار آوردند.

در ادامه همین فشارهای روحی، او به شدت احساس فشار کرده و برای استراحت می رود اما رهبران فرقه می دانند هر نفری که از آنها جدا می شود احتمال رسوایی بیشتر فرقه وجود دارد و به او قرصی می دهند. بعد از خوردن این قرص وضعیت او به شدت وخیم شده و درد تمام بدن و قلب او را می گیرد و بدون رسیدگی به وی وضعیت را ادامه می دهند تا نقطه ایی که دیگر راه برگشتی برای وی نمی ماند و جان به جان آفرین تسلیم می کند.
اگر این فرقه به فکر افراد خود بود آیا نباید مانند اعضای شورای رهبری و یا سران این فرقه به سرعت به وضعیت او رسیدگی می کرد؟ یا اینکه آرش چون از نظر آنها یک فرد بریده بود باید تا مرگ کامل در فشار قرار می گرفت و بعد که جان خود را ازدست داد این فرقه برای مظلوم نمایی وتمیز کردن چهره کثیف خود آمده و با یک اطلاعیه واقعیت را در رابطه با وی بپوشاند و آن را تنها یک ایست قلبی بیان کند.
با فرض درست بودن حرف فرقه، سئوالی وجود دارد که مگر آرش چند سال داشت دچار این سانحه شود. وقتی به قول مریم رجوی این فرقه در بالاترین سطح خود قرار دارد و همه چیز برای اعضای این فرقه در بهترین سطح وجود دارد باید گفت که آرش لابد به دلیل خوشی بیش از حد دچار ایست قلبی شده و تحمل این همه خوشی را نداشته است. به راستی مشکل این افراد که با این شکل جان خود را ازدست می دهند کجاست؟ چرا این همه بیماریهای مختلف وجود دارد؟ نکند این هم کار بریده ها است و یا کار ایران که این افراد دچار این عوارض شدند.
واقعیت این است که در این فرقه جز دروغ و نیرنگ چیزی وجود ندارد وهر کسی به هر دلیلی که خواهان جدایی از این سازمان مخوف وجهنمی باشد چیزی جز مرگ در انتظار او نیست. این موضوع را مرگ مالک شراعی که آن را یک حادثه نشان دادند و یا ایست قلبی افرادی چون آرش غلام پور به خوبی ثابت می کند و می توان از کاری که در هماهنگی با کمیساریای عالی پناهندگان در رابطه با جدا شدگان انجام می دهند به خوبی دید.
سازمانی که بنای آن بر پایه دروغ، حیله و نیرنگ بنا شده و تمام تلاش خود را می کند به هر بهایی که شده بگوید نیرویی دارد و برای نگه داشتن آنها حاضر به هر کشتار، آدم کشی و یا سر به نیست کردن افراد جدا شده در کشور آلبانی است. فرقه در این رابطه از هزینه کردن دریغی ندارد و به راحتی پلیس و دولت آلبانی را که یک کشور فقیر است می تواند بخرد.
آری اگر این فرقه می خواست واقعیت را در رابطه با مرگ «آرش پور غلامی» بگوید بایستی به سادگی به اشتباهات خودش اعتراف می کرد.
اما دور نیست روزی که این فرقه و شخص مریم رجوی و آن فرد دیو صفت پاسخ گوی همه کشتارهای خود باشند.
به امید آزادی هرچه سریعتر اسیرانی که هنوز در دستان این فرقه اسیر هستند.
نوشته : م. افروز
انتهای پیام / فراق

feraghnews.ir

فراق ، صدای رسای خانواده های اسیران فرقه رجوی است. کانال: feraghnews@

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.