طوفان جدایی های رسمی در فرقه رجوی: علی هاجری با ۲۸ سال سابقه عضویت اعلام جدایی کرد / چند بار از ما خواستند علیه خانواده خود مصاحبه کنیم

علی هاجری با سابقه ۲۸ سال عضویت در فرقه رجوی به طور رسمی جدایی خود را از این فرقه در آلبانی اعلام کرد.
به گزارش فراق، متن جدایی وی که توسط «نجات یافتگان در آلبانی» منتشر شده به شرح زیر است:

من علی هاجری از اعضای سابق مجاهدین خلق به طور رسمی جدایی خودم را از این فرقه در آلبانی اعلام می کنم. من در سال ۱۳۵۸ با فرقه مجاهدین خلق آشنا شدم ولی هیچگونه فعالیتی نداشتم حتی در آن موقع که هنوز غیر قانونی اعلام نشده بود. من کاری به موضوعات سیاسی و تبلیغاتی نداشتم فقط دنبال کارهای خودم بودم.
در سال ۱۳۶۵ بعد از تجاوز صدام حسین به میهنم در جبهه جنگ اسیر نیروهای عراقی شدم و سال ۱۳۶۷ بعد از آتش بس جنگ تحمیلی وقتی دیدم تبادل اسرا انجام نگرفت تحت تاثیر تبلیغات فرقه مجاهدین که مستمر از تلویزیون عراق پخش می شد و همچنین تحت تاثیر صحبت های بعضی از دوستان که عمدتاً در سال ۱۳۶۹ به ایران برگشتند و همچنین وضعیتی که در اردوگاه داشتیم تقاضای رفتن به فرقه را نوشتم و در سال ۱۳۶۸ بعد از توجیه توسط یکی از سرکردگان فرقه به نام مهدی ابریشمچی در تاریخ ۲۹ خرداد ۶۸ رسماً وارد فرقه مجاهدین خلق و پادگان اشرف شدم و از آن مرحله فعالیت تشکیلاتی خود را آغاز کردم .
در اوایل برخوردها خوب بود ولی به مرور رنگ بوی تبعیض به مشام می رسید .یعنی که دو طیف نفرات در فرقه دیده می شد یکی اردوگاهی و دیگری کسانی بودند که از جاهای دیگری پیوسته بودند. نمونه فریبکاریهایی که برای نگه داشتن نیرو انجام می دادند وعده و وعید بود و یا با کلک و شگردی که مختص خودشان بود باچرب زبانی سر افراد را شیره می مالیدند. وعده سرنگونی و از این قبیل.

در مورد خودم در سال ۱۳۷۷ وقتی دیدند که زیر بار حرفهایشان نمی روم و تن به خواسته آنها نمی دهم نشست بزرگی ترتیب دادند و شروع به حرف زدن علیه من کردند که منجر به درگیری فیزیکی شد و وقتی به آنها حمله کردم با مشت به صورتم زدند.
در سال ۱۳۷۳ تعداد زیادی را دستگیر کرده بودند ولی ما خبردار نبودیم بعد فهمیدیم که تحت بازجویی بودند. در نشستهای موسوم به انقلاب کارشان تهدید و تحقیر بود. به خصوص در سال ۱۳۸۰ در قرارگاهی به اسم باقرزاده که صحنه گردان آن خود مسعود و مریم رجوی بود و این بیشتر برای رعب و وحشت نیروها بود و نه چند فرد مشخص بلکه می خواستند بقیه حساب کار دستشان باشد که دست از پا خطا نکنند. من از قول دوستم می گویم، قتل مشکوک «معصومه غیبی پور» که همیشه می گفت او را یا کشتند یا اینکه از دست آنها دست به خودکشی زد.
برچسب زدن و تحقیر کردن نفراتی که از اردوگاه پیوسته بودند زیاد بود. در نشست گفته می شد اینها لمپن بودند وانواع و اقسام این موارد یا برجسته کردن خطای فردی آن هم توسط خود مسعود رجوی در نشستهای عمومی که این واقعا فشار زیادی روی مرد جماعت داشت.
این شیوه ضد انسانی بود که مسعود و مریم رجوی ابداع کرده بودند. آنها بله با فریبکاری نیرو را حفظ می کردند. یکی از کارهای چندش آور فرقه قرار دادن اعضای تشکیلات در مقابل خانواده هایشان بود که پشت دیوارهای اشرف و لیبرتی در عراق آمده بودند که من هم یکی از آنها بودم. چند بار مصاحبه از ما خواستند که انجام بدهیم و علیه خانواده قلم فرسایی کنیم. بله به این شکل افراد شکنجه می شدند. من بعد از ورود به آلبانی وقتی دیدم که هرچه گفته می شود جز فریبکاری نیست، دیگر تصمیم گرفتم که از فرقه جدا شده و دنبال زندگی مطلوب خود بروم.
من در تاریخ ۱۱ مهرماه ۹۷ در داخل تشکیلات سازمان در آلبانی اعلام جدایی کردم و بعد از یک ماه فرستادن من به قرنطینه در محل فرقه را ترک کردم.
پس از جدایی ولی دیدم باز اینها در امور من دخالت می کنند بخاطر اینکه هیچ نوع وابستگی به فرقه نداشته باشم مستمری که از آنها می گرفتم را قطع کردم چون از ما استفاده ابزاری برای جاسوسی فرقه می کردند. به همین دلیل کاملا از آنها جدا شدم و ارتباط خودم را قطع کردم. تلاش می کنم در نوشته های بعدی جزئیات جدایی خودم را در آلبانی بنویسم .

انتهای پیام

feraghnews.ir

فراق ، صدای رسای خانواده های اسیران فرقه رجوی است. کانال: feraghnews@

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.